تبليغاتX
دکتر مصطفی چمران و کردستان
شنبه ششم مرداد 1386 12:58

دكتر مصطفي چمران و كردستان

      

بهزاد خوشحالی

 

Dr Chamran & Kurdistan

 

Behzad Khoshhali

بهزاد خوشحالی

 

 

هدف از گرد آوري اين مجموعه،آشنايي با يكي از پراهميت ترين دوره هاي  تاريخ كردستان و ايران است.خوانندگان اين مجموعه با بسياري از رويدادها و شخصيت هاي آن دوران آشنايي دارند،اما آشنايي با انديشه هاي آنان در همان عصر،وجايگاه انديشه ورز ايشان از زبان خود آنها بسي جالب تر مي نمايد.

سرزمين كردستان در آن دوران،روزگار نگراني هاي سياسي و اضطراب هاي اجتماعي از يك سو و كشاكش هاي مسلكي از سوي ديگر بوده است،عصري كه يكي از پرتلاطم ترين دوره ها در تاريخ نوين ايران و دوره اي است كه انقلاب ايران به بار نشست،دوران بي ثبات گذار را پشت سر نهاد و دوره ي ناآرامي كردستان را تجربه كرد.

مجموعه ي حاضر،سرگذشت چگونه انديشيدن و چه كردن،چگونه تلقي كردن و چگونه پنداشتن،چگونه تاثيرگذاردن و چگونه تاثير پذيرفتن،و چه بودن ها و چه شدن ها در اين دوران سركش است.

شايد انديشه نگاري نسلي از بزرگترين معماران تاريخ معاصر پس از انقلاب،آن هم از زبان همين معماران،آسان ترين راه براي درك واقعيات آن دوران باشد...

تاريخ خود را تكرار مي كند و چون حالت هاي كنوني چيزي جز بازگشت به حالت هاي گذشته نيستند،به همين خاطر،آگاهي از تحولات گوناگون و پياپي گذشته،كليد ورود به دنياي آينده خواهد بود...فراموش نكنيم:تاريخ كتابي است كه ما مي نويسيم و خود نيز درآن نگاشته مي شويم...   

اين مجموعه از مطبوعات ايران در سال هاي57و58و59استخراج شده است.

 

حكومت نظامي در مريوان؟‌!

خبر تعجب آور هفته كه در صورت صحت مي تواند موجب شگفتي شود،اعلام حكومت نظامي در مريوان است.  گويا نمايندگان دولت كه در راس آنان آقاي دكتر مصطفي چمران حضور داشتند، با نمايندگان مردم مريوان كه شهر را ترك كرده و در كوهها بسر مي برند به نتيجه اي نرسيده است چون دولت مي‌خواهد با آخرين قوا در مقابل كردها بايستد و طبق خبرهاي واصله گويا ارتش در مريوان و شهرهاي ديگر كردستان مستقر شده است. آقاي چمران گفته بود: "ما هم براي بزم آمده‌ايم هم براي رزم»،واينك به نظر مي رسد كه رزم را براي حل مشكلات كردستان بر بزم ترجيح داده اند (تهران مصور30/4/1358)

معاون نخست وزير: ارتش به مهاباد نيرو مي فرستد.

اروميه ـ خبرنگار كيهان : دكتر چمران معاون نخست وزير در گفتگو با كيهان اعلام كرد:" به مهاباد نيرو اعزم خواهد شد و ارتش در نقاط مهم مستقر ميشود. همچنين كميته سه نفري در اروميه تشكيل  و حفاظت اين شهر را بعهده خواهد گرفت. »

دكتر چمران گفت:" كارهاي سازندگي در مناطق كردنشين اروميه آغاز شد و ساكنين روستاهائي كه در پي تيراندازي‏ها خانه‏هاي خود را ترك كرده‏اند، با برقراري آرامش به خانه‏هاي خود باز ميگردند.»

وي در پاسخ اينكه روساي عشاير چه درخواست‏هائي در مذاكرات اروميه از دولت داشتند، گفت:

"شروع كارهاي سازندگي در روستاها، تامين بهداشت ساكنين مناطق كردنشين، استخدام تحصيلكردگان كرد، توسعه مدارس و راهسازي، از جمله خواستهاي روساي عشاير كرد بود و چون بين ترك و كرد، تفاوتي نيست و همه ملت ايرانند، بمحض اينكه امنيت در منطقه برقرار شد، كارهاي عمراني و سازندگي در مناطق عشايري شروع ميشود.» وي در اينمورد اضافه كرد:

"خوشبختانه دولت پول هم دارد و فقط مردم مناطق بايد در عمران و آبادي با دولت همكاري كنند».

معاون نخست وزير گفت: "10 نفر از افراد جهاد سازندگي در مهاباد زنداني هستند كه اينهم باعث تاسف شديد دولت است. ( 4 تن از اين افراد كه پاسدار بودند، روز گذشته آزاد شدند. ) وي اين حادثه را تاسف بار خواند و آنرا بهانه توطئه گراني خواند كه نمي خواهند منطقه آباد شود».

چمران در مورد تامين امنيت منطقه گفت:

اين امر بعهده ارتش واگذار شده و ارتش در مناطق مهم مستقر خواهد شد. مسلما به مهاباد هم كه پادگان آن برچيده شده است، نيرو اعزام خواهد شد. همچنين پاسگاههاي ژاندارمري در سراسر منطقه داير مي‏شود و هر كس عليه قواي انتظامي دست به توطئه بزند، ضد دولت و ضد انقلاب بحساب خواهد آمد و شديدا سركوب خواهد شد.»

وي در مورد استقرار مجدد گروهان ژاندارمري در "سرو» گفت:

چون بزرگان منطقه با صلح و صفا، قضاياي منطقه را حل ميكنند، بنابراين گروهان ژاندارمري "سرو» در يك محيط دوستانه بازسازي ميشود و استقرار مي‏يابد و حمايت از آن را ارتش تقبل خواهد كرد».

معاون نخست وزير، رفع كدورت و دشمني بين كرد و ترك را از جمله اقدامات ثمربخش مذاكرت اروميه خواند و اضافه كرد كسانيكه خانه‏هاي خود را در اثر تيراندازي‏ها در دهات ترك كرده بودند، بخانه‏هاي خود بازگشتند و مشكل اين منطقه خاتمه يافت.

تشكيل كميته هماهنگي در اروميه

معاون نخست وزير در اين گفتگو، اشاره به تشكيل كميته هماهنگي و كنترل افراد مسلح و حفاظت و رهبري شهر توسط اين كميته كرد و اعلام نمود كه هيچكس بدون اجازه اين كميته سه نفري، حق حمل اسلحه را نخواهد داشت و همچنين دستگيري افراد و هر عمل انتظامي ديگري زير نظر مراجع رسمي دولتي و حقوقي و دادستان انقلاب اسلامي خواهد بود.

بگفته چمران:" اين كميته سه نفري مركب از نماينده سپاه پاسداران، نماينده كميته‏ها و يك افسر ارتش از سوي فرماندهي لشكر 64 اروميه خواهد بود. اين كميته همه كارهاي پاسدارن و سپاهيان داخل شهر اروميه را رهبري خواهد كرد». اسامي اعضاي اين كميته هنوز فاش نشده است.

مذاكرات براي آزادي 15 تن از عوامل مسلح كه در نخستين روز درگيري مريوان در نزديكيهاي پادگان مريوان دستگير شده‏اند، ادامه دارد.

بدنبال تظاهراتي كه ديروز درمريوان صورت گرفت، تظاهر كنندگان كه مخالف استقرار پاسداران در داخل پادگان بودند، خواهان آزادي 15 نفر شدند، اين گروه در ارتباط با درگيريهاي خونين مريوان كه منجر به كشته شدن 13 تن از پاسداران مستقر در مريوان شد، در نزديكيهاي پادگان مريوان دستگير شدند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مركز صبح امروز در يك تماس تلفني به خبرنگار كيهان گفت: طبق  آخرين خبري كه تا اين ساعت بدست ما رسيده مذاكرات رضايت بخش نبوده و در مورد استقرار پاسداران در داخل پادگان، مخالفت شده است.

در مورد آزادي 15 نفري كه در ارتباط با جريانات اخير مريوان دستگير شده‏اند، سخنگوي سپاه پاسداران گفت:" پس از رسيدگي به علل و جوانب امر تصميماتي در مورد اين گروه صورت مي‏گيرد».(كيهان5/5/1358)

نقشه‌هاي اسراييل در كردستان پياده مي‌شود.

تظاهرات در اروميه

اروميه ـ خبرگزاري پارس: به مناسبت سفر آيت‌الله موسوي اردبيلي نماينده اعزامي امام خميني به استان آذربايجان‌غربي و براي پشتيباني از اقدامات استاندار آذربايجان‌غربي و لشكر 64 اروميه بعدازظهر چهارشنبه هزاران تن از گروههاي مختلف مردم شهرستان اروميه تظاهراتي در اين شهر برپا كردند راه‌پيمايان ضمن دادن شعارهايي در حمايت از اقدامات روحانيون مجاهد و مبارز اروميه و استاندار و فرمانده لشكر و تاكيد بر رهبري امام خميني در استاديوم ورزشي تختي اين شهر اجتماع كردند و در اين اجتماع قطعنامه‌اي در 8 ماده قرائت شد در همين اجتماع نماينده امام خميني و آقاي چمران معاون نخست‌وزير پيرامون دستاوردهاي انقلاب اسلامي و توطئه‌هاي استعمارگران و فرصت‌طلبان سخن گفتند و آقاي موسوي اردبيلي با اشاره به توطئه عناصر استعمارگر اظهار داشت: آنها مي‌خواستند ارتش ما را از هم بپاشسند و نقشه‌هاي شيطاني خود را در اين كشور پياده كنند غافل از اينكه امروز كشور ايران داراي 35 ميليون نفر جمعيت معتقد و باايمان و در قيد ارتش است آقاي موسوي گفت: من از طرف امام اعلام مي‌كنم كه انقلاب ما طالب خونريزي نيست ولي اگر عناصر توطئه‌گر حاضرند نوكري اجانب را قبول كنند بايد وجود كثيف آنها از ميان برداشته شود آقاي چمران با اشاره به نقشه‌هاي خائنانه اسراييل استعمارگر در لبنان گفت: مشابه همان توطئه كردستان در اينجا نيز پياده مي‌شود و اين استعمارگر سرنوشتي همانند سرنوشت مردم لبنان براي ملت ما نيز پيش‌بيني كرده بود ولي بايد بگويم كه ملت ما هوشيارتر از ‌آن ‌است كه فريب استعمارگران را بخورد. وي سپس با تشريح توطئه‌هاي شوم ابرقدرتها براي شناخت افراد ضدانقلاب 3 اصل را برشمرد آقاي چمران گفت:

1ـ از كساني كه استقلال گفت و تماميت ارضي مملكت را زير پا بگذارد.

2ـ اگر كسي خلاف نظر رهبري انقلاب قرار گيرد و عمل مطابق با انقلاب باشد.

3ـ كساني كه عليه دولت و ارتش موضع‌گيري كند و مسلحانه اقدام نمايند ضدانقلاب هستند.(كيهان6/5/1358)

دولت،پايان بحران مريوان را اعلام كرد.

توافقنامه مذاكرات مريوان رد شد.

كرمانشاه ـ خبرنگار كيهان :در حاليكه استاندار كردستان و هيات اعزامي به مريوان خبر از توافق و پيروزي مذاكرات مريوان دادند، سخنگويان كميته انقلاب مريوان و شوراي موقت شهر مريوان اطلاعيه استاندار را در مورد توافق در مذاكرات و بازگشت كوچ كنندگان به شهر رد كردند.

محمد رشيد شكيبا استاندار كردستان امروز صبح تلفني به خبرنگار كيهان گفت: ما ديروز پس از يك هفته مذاكره با شوراي موقت شهر مريوان به توافق رسيديم و با تنظيم يك صورت مجلس اصول توافق را بر پايه 3 ماده مهم بنا نهاديم و قرار شد كه بدنبال اين توافق كوچ كنندگان به شهر باز گردند. 

وي افزود: ماده اول توافق خروج پاسداران غير بومي از مريوان بود زيرا هر دو طرف تشخيص داديم كه نيازي به بودن آنها در محل نيست. ماده دوم حفظ نظم توسط ارتش بطور موقت و تا آرامش كامل و برقراري و تاسيس واحد ژاندارمري و شهرباني در مريوان و سوم انجام برنامه‏هاي رفاهي و عمراني بطور سريع در منطقه و اصلاحات لازم در اين شهر بود كه در هر 3 مورد اعضاي شوراي شهر موافقت كردند. 

استاندار گفت: براين اساس ما اطلاعيه ديشب خود را به راديو وتلويزيون داديم و در انتظار آن هستيم كه مردم به خانه و كاشانه خود برگردند و آرامش و آشتي در سطح منطقه برقرار شود. براي بازگشت كوچ كنندگان مقرر شد 40 تا 50 دستگاه ميني بوس و اتوبوس نيز آماده شود. در پي اين اظهارات خبرنگار كيهان با كميته انقلاب اسلامي مريوان تلفني تماس گرفت. يكي از اعضاي كميته، اطلاعيه‌اي ديشب راديو و تلويزيون و خبر توافق در مريوان را رد كرد و گفت: شوراي شهر مريوان اطلاعيه ديشب استاندار كردستان را تكذيب مي‌كند و مردم هم حاضر به بازگشت به خانه‏هاي خود نيستند. 

وي گفت: البته ما از نظر اصول بر سر پاره اي مسائل به توافق رسيديم و قرار براين بود كه اعضاي شوراي شهر ديشب مفاد اين توافق را با كوچ كنندگان مريوان در محل اردوگاه مطرح كنند و در صورت تصويب آنها اعلام موافقت رسمي‌شود ولي با اقدام ديشب استاندار كردستان و پخش متن موافقت نامه،  مردم و كوچ كنندگان و شوراي شهر مريوان بشدت ناراحت شدند. 

وي گفت: "اگر قرار است دولت و هيات اعزامي اينقدر آسان مطالب كذب اعلام كنند ما به حسن نيت اين عده بي‌اعتماد مي‌شويم.»

شب گذشته راه پيمايان مسير سنندج ـ مريوان به محل اردوگاه مردم مريوان رسيدند.  طبق گزارشهاي رسيده تعداد چندهزار نفر از مردم مهاباد و بانه،  قبل از حصول توافق،  بعدازظهر ديروز دكتر چمران معاون نخست وزرير و رئيس هيات اعزامي دولت جلسه مذاكره با نمايندگان گروههاي مختلف مردم مريوان را ترك كرد و اعلام داشت بهيچوجه شوراي موقت فعلي شهر مريوان را به رسميت نمي شناسد.

  دكتر چمران بعدازظهر ديروز مريوان را سمت سنندج ترك كرد.

دكتر چمران در اين زمينه بخبرگزاري پارس گفت: گروههاي سياسي مريوان قبلا پيشنهاد ما در زمينه خلع سلاح عمومي،  تحويل مجرمان و استقرار ارتش در مريوان را پذيرفته بودند ولي فعاليت شوراي موقت شهر در كنار ارتش براي حفظ امنيت شهر مانع حصول توافق نهائي شد. 

در همين حال فرماندار مريوان تلفني به خبرنگار خبرگزاري پارس در سنندج گفت: در مذاكرات ديروز،  نظرات و پيشنهاداهاي يكصد تن ازنمايندگان گروههاي مردم مريوان با معاون نخست وزرير در ميان گذاشته شد كه برخي از اين پيشنهادها از طرف دكتر چمران رد شد و بهرحال نتيجه اي از آن عايد نگرديد . 

فرماندار مريوان گفت: اكثر ادارات دولتي و كليه مغازه‏هاي مريوان در حال تعطيل است و شهرداري مريوان بوسيله ماشين‏هاي آبكش آب آشاميدني گروههائي را كه در خارج از شهر بسر ميبرند تامين مي‌كنند به اظهار فرماندار مريوان،  راه پيمايان سنندجي نيز كه ساعت 2 بعدازظهر ديروز در فاصله يكساعتي مريوان بودند با پيوستن روستائيان سر راه به آنها به 10 هزار تن بالغ شده‌اند كه در ساعات آينده وارد مريوان خواهند شد. 

ورود اين عده همزمان با خروج تعدادي از پاسداران انقلاب اسلامي با هليكوپتر از پادگان مريوان صورت ميگيرد.  ارتش ضامن اجراي توافقهاي مريوان است. 

دكتر چمران معاون نخست وزير و رئيس هيات مذاكره كننده با نمايندگان مردم مريوان ديشب در گفتگوي تلفني با خبرگزاري پارس تهران ارتش را ضامن اجراي اصولي دانست كه عصر ديروز با مذاكره كنندگان مريوان بر سر آن بتوافق رسيدند. 

چمران گفت: مردم مريوان به انقلاب و رهبري انقلاب مؤمن و معقتقد هستند و از درگيري و خون ريزي بيزارند ولي احزاب و دستجاتي هستند كه در كارها توطئه و كار شكني مي‌كنند و همين احزاب و دستجات سعي ميكردند آرامش در منطقه برقرار نشود و تشنج ادامه يابد. 

وي تأكيد كرد به نظر من كساني هستند كه با توطئه گران خارجي در تماسند و براي اخلال در انقلاب اسلامي ايران از هيچ توطئه اي فرو گذار نمي كنند. 

معاون نخست وزير در پاسخ به اين سوال كه آيا به پايداري قرارهاي گذاشته شده اطمينان داريد ؟ گفت ضامن اجراي اصول مورد توافق ارتش است يعني ارتش تصميم گرفته كه امنيت را در منطقه برقرار كند. 

اگر با سلام و محبت پذيرفتند فبه المراد والا بازور و قدرت وارد خواهد شد و امنيت را در منطقه برقرار خواهد كرد.

بنابراين ضامن اجراي توافق وجود ارتش و قدرت ارتش در منطقه است. 

دكتر چمران در پاسخ اين سوال كه آيا ورود قواي ارتشي به مريوان را در انعطاف طرفهاي مذاكره با هيات دولتي موثر ميدانند يا خير ؟ گفتند: حقيقت اينكه مقدار زيادي از تجهيزات ارتشي به مريوان منتقل شده و مريوان از نظر نظامي به درجه اي هست كه با قدرت بتواند امنيت را در منطقه برقرار بكند وبه نظر رسيد كه وجود چنين قدرتي از ارتش در منطقه ضروري است.    

چمران افزود: بنابراين ديگران نيز احساس كردند كه اگر بخواهند در مقابلدولت تسليم بشوند ارتش با قدرت نظامي خودش قادر خواهد بود كه مخالفين خودش را سركوب كند.  به نظرمن اين يك اصلي بود كه ديگران به اين توافق نامه گردن نهادند و تسليم صلح و آرامش شدند و دولت در نظر دارد كه مواضع نظامي خودش را در كردستان محكم كند تا هر توطئه را در هر كجا به وقوع پيوست سركوب كند. 

وي افزود: ارتش ارتش همه است و در هيچ امري يا  درهيچ ا ختلافي بين گروههاي مختلف دخالت نخواهد كرد ولي از جان و مال و ناموس همه دفاع خواهد كرد و همه مشكلات حقوقي و اجتماعي كه بين افراد اين منطقه وجود دارد بدست محكمه و دادگاه سپرده خواهد شد. 

معاون نخست وزير اضافه كرد: بنابراين ميتوان اطمينان داد با وجود قدرت ارتش در منطقه جلوي افراد مسلح و توطئه گران گرفته خواهد شد و مردم ميتوانند با صلح و آرامش در شهر خودشان زندگي كنند بدون آنكه در خطر باشند.

دكتر چمران در پاسخ اين سئوال نيز كه اگر قرارهاي گذاشته شده رعايت نشود دولت چه اقدامي‌خواهد كرد اظهار داشت: دولت با قدرت نظامي خودش امنيت منطقه را تامين خواهد كرد.(كيهان9/5/1358)  

چمران: شوراي موقت فعلي مريوان را به رسميت نمي شناسم.

سنندج ـ خبرگزاري پارس: دكتر چمران معاون نخست وزير و مأمور مذاكره جهت حل مسائل منطقه مريوان كه جلسه مذاكره با نمايندگان گروههاي مختلف مردم مريوان را ترك كرده است  اعلام كرد بهيچوجه شوراي موقت فعلي شهر مريوان را برسميت نمي شناسد و بعدازظهر امروز (ديروز) از طريق سنندج به تهران باز مي گردد. 

در پي ترك جلسه مذاكرات بوسيله دكتر چمران،  استاندار كردستان به گفتگوهاي قبلي با نمايندگان مردم مريوان باميد حصول توافق ادامه داد. 

دكتر چمران به خبرگزاري پارس سنندج در گفت: "گروههاي سياسي مريوان، قبلا پيشنهاد ما را در زمينه خلع سلاح عمومي، تحويل مجرمان و استقرار ارتش در مريوان را پذيرفته بودند ولي طرح فعاليت شوراي موقت شهر در كنار ارتش براي حفظ امنيت شهر مانع حصول توافق نهائي شد». 

در همين حال فرماندار مريوان تلفني به خبرنگار خبرگزاري پارس در سنندج گفت: "كه در مذاكرات امروز نظرات و پيشنهادهاي يكصد تن از نمايندگان گروههاي مردم مريوان با معاون نخست وزير در ميان گذاشته شد كه برخي از اين پيشنهادها از طرف دكتر چمران رد شد و بهرحال نتيجه اي از آن عايد نگرديد». 

فرماندار مريوان گفت: "اكثر ادارات دولتي و كليه مغازه‏هاي مريوان در حال حاضرتعطيل است و شهرداري مريوان بوسيله ماشين‏هاي آبكش، آب آشاميدني گروههائي را كه در خارج از شهر بسر ميبرند تامين مي كنند». به اظهار فرماندار مريوان، راه پيمايان سنندجي نيز كه ساعت 2 بعدازظهر امروز در فاصله يكساعتي مريوان بودند با پيوستن روستائيان سر راه، به ده هزار تن بالغ شده‌اند كه در ساعات آينده وارد مريوان خواهند شد ورود اين عده همزمان با خروج تعدادي از پاسداران انقلاب اسلامي با هليكوپتر از پادگان مريوان صورت ميگيرد.(آيندگان9/5/1358) 

دكتر چمران بعدازظهر ديروز مريوان را به سمت سنندج ترك كرد.

دكتر چمران در اين زمينه بخبرگزاري پارس گفت:" گروههاي سياسي مريوان، قبلا پيشنهاد ما در زمينه خلع سلاح عمومي، تحويل مجرمان و استقرار ارتش در مريوان را پذيرفته بودند ولي فعاليت شوراي موقت شهر در كنار ارتش براي حفظ امنيت شهر مانع حصول توافق نهايي شد».

در همين حال فرماندار مريوان، تلفني به خبرنگار خبرگزاري پارس در سنندج گفت:" در مذاكرات ديروز، نظرات و پيشنهادهاي يكصد تن از نمايندگان گروههاي مردم مريوان با معاون نخست وزير در ميان گذاشته شد كه برخي از اين پيشنهادها ازطرف دكتر چمران رد شد و بهرحال نتيجه اي از آن عايد نگرديد».

فرماندار مريوان، گفت: اكثر ادارات دولتي و كليه مغازه‏هاي مريوان در حال تعطيل است و شهرداري مريوان، بوسيله ماشين‏هاي آبكش، آب آشاميدني گروههائي را كه در خارج از شهر بسر ميبرند، تامين ميكند." به اظهار فرماندار مريوان، راهپيمايان سنندجي نيز كه ساعت 2 بعدازظهر ديروز در فاصله يكساعتي مريوان بودند، با پيوستن روستائيان سر راه به آنها به 10 هزار تن بالغ شده اند كه در ساعات آينده وارد مريوان خوهند شد.

ورود اين عده همزمان با خروج تعدادي از پاسداران انقلاب اسلامي با هليكوپتر از پادگان مريوان صورت مي‏گيرد.

ارتش ضامن اجراي توافق‏هاي مريوان است.

دكتر چمران معاون نخست وزير و رييس هيات مذاكره كننده با نمايندگان مردم مريوان، ديشب در گفتگوي تلفني با خبرگزاري پارس در تهران ارتش را ضامن اجراي اصولي دانست كه عصر ديروز با مذاكره كنندگان مريوان بر سر آن بتوافق رسيدند.

چمران گفت: مردم مريوان به انقلاب و رهبري انقلاب مومن و معتقد و از درگيري و خون ريزي بيزارند ولي احزاب و دستجاتي هستند كه در كارها توطئه و كارشكني ميكنند و همين احزاب و دستجات سعي ميكردند آرامش در منطقه براقرار نشود و تشنج ادامه يابد».

وي تاكيد كرد: بنظر من كساني هستند كه با توطئه گران خارجي در تماسند و براي اخلال در انقلاب اسلامي ايران از هيچ توطئه اي فروگذار نميكنند.

معاون نخست وزير در پاسخ به اين سئوال كه آيا به پايداري قرارهاي گذاشته شده اطمينان داريد؟ گفت:" ضامن اجراي اصول مورد توافق، ارتش است يعني ارتش تصميم گرفته كه امنيت را در منطقه برقرار كند.

اگر با سلام و محبت پذيرفتند فبه المراد و الا با زور و قدرت وارد خواهد شد و امنيت را در منطقه برقرار خواهد كرد.

بنابراين ضامن اجراي توافق وخود ارتش و قدرت ارتش در منطقه است».

دكتر چمران در پاسخ اين سئوال كه آيا ورود قواي ارتشي به مريوان را در انعطاف طرفهاي مذاكره با هيات دولتي موثر ميداند يا خير ؟ گفتند:" حقيقت اينكه مقدار زيادي از تجهيزات ارتشي به مريوان منتقل شده و مريوان از نظر نظامي به درجه اي هست كه با قدرت بتواند امنيت را در منطقه برقرار بكند و به نظر رسيد كه وخود چنين قدرتي از ارتش در منطقه ضروري است.

چمران افزود: بنابراين ديگران نيز احساس كردندكه اگر بخواهند مدر مقابل دولت تسليم بشوند ارتش با قدرت نظامي خودش قادر خواهد بود كه مخالفين خودش را سركوب كند. به نظر من اين يك اصلي بود كه ديگران به اين توافق نامه گردن نهادند و تسليم صلح و آرامش شدند و دولت در نظر دارد كه مواضع نظامي خودش را در كردستان محكم كند تا هر توطئه را در هر كجا كه بوقوع پيوست سركوب كند.

وي افزود: ارتش ارتش همه است و در هيچ امري يا در هيچ اختلافي بين گروههاي مختلف دخالت نخوهد كرد ولي از جان و مال و ناموس همه دفاع خواهد كرد و همه مشكلات حقوقي و اجتماعي كه بين افراد اين منطقه وخود دارد بدست محكمه و دادگاه سپرده خواهد شد.

معاون نخست وزير اضافه كرد: بنابراين ميتوان اطمينان داد با وخود قدرت ارتش در منطقه جلوي افراد مسلح و توطئه گران گرفته خواهد شد و مردم ميتوانند با صلح و آرامش در شهر خودشان زندگي كنند بدون آنكه در خطر باشند.

دكتر چمران در پاسخ به اين سئوال نيز كه اگر قرارهاي گذاشته شده رعايت نشود، دولت چه اقدامي خواهد كرد اظهار داشت: دولت با قدرت نظامي خودش امنيت منطقه را تامين خواهد كرد.(كيهان12/5/1358)

شوراي شهر مريوان اتهامات چمران را تكذيب كرد.

شوراي شهر مريوان طي تلگرامي، اظهارات چمران معاون نخست وزير را كه طي آن اعضاي شوراي شهر مريوان را متهم به دخالت در حوادث خونين مريوان كرده بود، بشدت تكذيب كرد.                             

از سوي ديگر صدها نفر از مردم بانه، سقز و بوكان كه از سه روز قبل بعنوان اعتراض به دولت موقت و مرتجعين محلي و پشتيباني از آوارگان مريواني دست به راهپيمايي بسوي اين شهر زده‏اند، پنجشبنه گذشته در منطقه "دوآب» بيكديگر ملحق شدند.

در اين راهپيمايي كليه گروههاي سياسي و اجتماعي در اين شهرها بجز حزب دموكرات كردستان شركت دارند و روستائيان مسير راهپيمائي از آنان استقبال كردند.

شوراي شهر مريوان نيز طي تلگرامي در پاسخ اتهامات چمران معاون نخست وزير، اعلام كرد كه دليل بسيار ساده اي كه اتهام شوراي شهر مريوان را از دخالت در حوادث خونين مريوان رد ميكند اينستكه شوراي شهر 3 روز بعد از اين حادثه تشكيل شد و بهمين دليل اتهامي را كه چمران به شوراي شهر زده است، شديدا تكذيب ميكنيم.(كيهان13/5/1358)

اگر موارد توافق دولت و مردم مريوان رعايت نشود: دولت با قدرت نظامي امنيت را برقرار مي‏كند.

دكتر چمران معاون نخست وزير و رئيس هيات مذاكره كننده با نمايندگان مريوان ديشب در گفتگوي تلفني با خبرگزاري پارس در تهران، ارتش را ضامن اصولي دانست. كه با مذاكره كنندگان مريوان بر سر آن به توافق رسيدند. چمران گفت: مردم مريوان به انقلاب و رهبر انقلاب مؤمن و معتقد و از درگيري و خونريزي بيزارند. ولي احزاب و دستجاتي هستند كه در كارهاي توطئه و كارشكني مي‏كنند. و همين اعضا و دستجات سعي مي‏كردند آرامشدر منطقه برقرار نشود و تشنج ادامه يابد. وي تاكيد كرد كساني هستن كه با توطئه‌گران خارجي در تماسند و براي اخلال در انقلاب اسلامي ايران از هيچ توطئه‌اي فروگذار نمي‌كنند.معاون نخست وزير در پاسخ به اين سئوال كه آيا به پايداري قرارهاي گذاشته شده اطمينان داريد، گفت: ضامن اجراي اصول مورد توافق ارتش است، يعني ارتش تصميم گرفته كه امنيت را در منطقه برقرار كند.اگر با سلام ومحبت پذيرفتند، فبه المراد، والا بازور و قدرت وارد خواهد شد و امنيت را در منطقه برقرار خواهد كرد. بنابراين ضامن اجراي موارد توافق وجود ارتش و قدرت ارتش در منطقه است.دكتر چمران در پاسخ اين سئوال كه آيا ورود قواي ارتشي به مريوان را در انعطاف طرف‏هاي مذاكره با هيات دولتي مؤثر ميداند يا خير گفت: حقيقت اينكه، مقدار زيادي از تجهيزات ارتشي به مريوان منتقل شده و مريوان از نظر نظامي به درجه‌اي است كه با قدرت بتواند امنيت را در منطقه برقرار بكند و  به نظر رسيد كه وجود چنين قدرتي از ارتش در منطقه ضروري است بنابراين ديگران نيز احساس كردند كه اگر نخواهند در مقابل دولت تسليم بشوند، ارتش با قدرت نظامي خود قادر خواهد بود مخالفين خودش را سركوب كند. به نظر من اين يك اصلي بود كه ديگران به اين توافق نامه گردن نهادند و تسليم صلح و آرامششدند. دولت در نظر دارد كه مواضع نظامي خودش را در كردستان محكم كند، تا هر توطئه را در هر كجا كه به وقوع پيوست سركوب كند. وي افزود: ارتش، ارتش همه است و در هيچ امري يا در هيچ اختلافي بين گروههاي مختلف دخالت نخواهد كرد، ولي از جان و مال و ناموس همه دفاع خواهد كرد و همه مشكلات حقوقي و اجتماعي كه بين افراد اين منطقه وجود دارد، بدست محكمه و دادگاه سپرده خواهد شد. بنابراين مي‌توان اطمينان داد با وجود قدرت ارتش در منطقه جلوي افراد مسلح و توطئه گران گرفته خواهد شد و مردم مي‌توانند با وجود قدرت ارتش در منطقه جلوي افراد مسلح و توطئه‌گران گرفته خواهد شد و مردم مي‌توانند با صلح و آرامش، در شهر خودشان زندگي كنند.، بدون آنكه در خطر باشند. دكتر چمران در پاسخ اين سئوال نيز كه اگر قرارهاي گذاشته شده رعايت نشود، دولت با قدرت نظامي خودش امنيت منطقه را تامين خواهد كرد.(اطلاعات14/5/1358) ‍‍

مذاكرات معاون نخست وزير با نمايندگان كردها

راديو صداي آمريكا ـ مصطفي چمران معاون نخست وزير كه در حال حاضر در مريوان با كردها گفتگو ميكند هشدار داده است كه دولت مصمم است مناطق كردنشين بهر قيمتي است صلح و آرامش را برقرار سازد. براي اولين بار دولت رسما اعلام كرده است كه براي سركوبي افراد شورشي از ارتش استفاده كند.(كيهان14/5/1358) 

نظر چمران

در خبري كه چمران معاون نخست وزير بعدازظهر ديروز در مورد پاوه در اختيار خبرگذاري پارس قرار داد، گفته شده است كه ساعت 2 بآمداد ديروز ـ چهارشنبه ـ افراد مسلح مركب از احزاب منطقه وحزب دموكرات گروهان و مركز سپاه پاسداران پاوه حمله مسلحانه كردند. دراين تهاجم همه راه‏هاي ورودي شهر محاصره شده و تحت كنترل قرارگرفت. براساس اين گزارش تا بامداد ديروز سه نفر ازپاسداران زخمي شده‌اند و به گفته آقاي چمران، نيروي كمكي از كرمانشاه به سوي پاوه حركت كردند.(اطلاعات28/5/1358)

چمران چه گفت؟

 خبرنگاران ما پس از ورود به پاوه از چند و چون حوادث با دكتر چمران گفتگو كردند چمران گفت: ما صبح آن روز(26/5/58) هر لحظه در انتظار مرگ بوديم و روحيه افراد ضعيف شده بود از طرفي دشمنان سخت ما را تحت فشار و محاصره قرار دادند و ما تصميم داشتيم تا آخرين قطره خون خود به جنگ ادامه دهيم و به دشمنان اسلام و‌ايران ثابت كنيم قادر نخواهند بود‌اين آب و خاك را صحنه تازي‏هاي خود قرار دهند هر لحظه جنگ سخت‌تر و دشمن قوي‌تر مي‏شود و مهمات ما به پايان مي‌رسيد و براي شهادت آماده بوديم و همگي وصيت‏هايمان را نوشته بوديم حتي در پاسگاه ژاندارمري دشكن آنقدر پيشروي كرده بود كه در فاصله 5 متري ما بود و اطراف ژاندارمري را در محاصره كامل داشتند آنها از دوستان ژاندارم ما مي‌خواستند اسلحه‏هايشان را زمين گذاشته و تسليم شوند و در امان خواهند بود مهاجمان مي‌گفتند ما فقط پاسدار را سر مي‌بريم اما ژاندارم‌هاي شريف كه حاضر نشدند تسليم دشمن شوند به شدت به جنگ ادامه دادند بدين ترتيب دشمن نتوانست ژاندارمري را تسليم كند‌.

فرمان امام

چمران در ادامه سخنان خود گفت: تا لحظه‌اي كه فرمان امام از راديو شنيده شد و انقلاب دگرگوني عجيبي پديد آمد. همه مردم منقلب شده و فرياد الله اكبر شهر را به لرزه در آورد حتي بدون آنكه نفرات كمكي و مهمات رسيده باشد سنگر‏هاي دشمن يكي پس از ديگري با نيروي‌‌ايمان به تصرف درآمد و نيروهاي دشمن به سرعت عقب‌نشيني كردند هنگامي كه هلي‌كوپترهاي جنگي و نفرات رسيدند، آنچنان شور و هيجان بر سراسر پاوه حكمفرما شد كه در نوع خود بي نظير است‌.(كيهان29/5/1358)

مصاحبه اختصاصي با دكتر چمران معاون نخست‌وزير:

من جنگهاي چريكي را به اتفاق يزدي وقطب‌زاده در مصر فرا گرفتم.

 تا موقعي كه فضاي ترورو حشت بر كردستان حاكم است نمي توان به هيچ كار سازنده‌اي‌دست‌زد.

دكتر مصطقي چمران معاون نخست‌وزير در امور انقلاب كه اينك در حلقه محاصره عوامل ضد انقلاب در شهرستان پاوه گرفتار است و با شهامت و پايداري خاص مقاومت مي‌كند از نظر اكثر مردم چهره‌اي تاشناخته است. اين مصاحيه اختصاصي هفته گذشته قبل از عزيمت وي به پاوه از سوي خبرنگار كيهان صورت گرفت كه خوانندگان را با اين چهره ملي آشنا مي‌كند.

س: با توجه به اينكه چهره شما كمتر شناخته شده است.مختصري از شرح حال خود را بگوييد.

ج: در سال 1310 در تهران متواد شده‌ام دوران دبيرستان و متوسطه را در تهران گذرانده و بعد در دانشكده فني در رشته الكترومكانيك بپايان رسانده وشاگرد اول دانشكده فني شدم و جزو به ورسيه‌هاي دانشكده فني براي ادامه تحصيل به آمريكا رفتم ودر انجا در دانشگاه بركلي تحصيلات حود را بپايان رساندم.

از چه سالي فعاليتهاي سياسي خود را آغاز نموديد. دوران تحصيل من در دانشكده مصادف بود با ايام نهضت ملي ومبارزه براي ملي‌كردن صنعت نفت من در آن سالها نماينده كلاس خودم بودم و بلااستثناء در تمامي تظاهرات شركت مي‌كردم. در واقعه 16آذر شركت فعال ‌داشتم و از قضا هرسه شهيد دانشگاه بزرگنياـ قندچي و شريعت رضوي با من دوست و آشنايي نزديك داشتند. بهمين دليل مفصل‌ترين مقاله‌اي كه درمورد 16 آذر نوشته شد من نوشتم كه بعدها در نشريه‌اي بهمين اسم در آمريكا منتشر شد البته مبارزه من از دانشگاه آغاز نشد بلكه از دوران 15 و 16 سالگي شروع شد و در تمامي دوران متوسطه دانشگاه در همه درگيري‌ها و تظاهرات شركت داشتم.

بعداز28 مرداد وسقوط دولت ملي نهضت مقاومت ملي تشكيل شدكه‌آيت‌الله‌طالقاني، مهندس بازرگان، آيت‌الله زنجاني و مهندس سحابي تقريباً سمت‌رهبري را داشتند يكي از فعالين موثر نهضت ملي بودم. در روزنامه راه مصدق ارگان نهضت مقاومت ملي من مسوول پخش بودم. اين روزنامه مخفي بود و گرفتن يعني شكنجه وزندان طولاني بود. در آن زمان دانشجوياني كه وارد مي‌شدندكيفشان را مي‌گشتنداگر حتي اعلاميه‌اي پيدا مي‌شد شديداً شكنجه مي‌شدند ولي ما بهر حال با برنامه خاصي اين روزنامه را به دانشگاه تهران مي‌رسانديم.

آموزش‌هاي ائدولوژيك

از جمله حوادث معروفي كه تقريبا اكثر فارغ‌التحصيلان دانشكده فني ذكر مي‌كنند اينكه مهندس بازرگان در سال سوم به من نمره 22 داد با توجه به اينكه او در دادن نمره بسيار سختگير بود. و اين در تاريخ دانشكده با اين جمله معروف است كسي كه توانست از شخص بازرگان نمره 22 بگيرد.

از سن 15 سالگي در انجمن اسلامي دانش‌آموزان شركت داشتم كه باز در آنجا هم با آيت‌الله طالقاني و دكتر سحابي و مهندس بازرگان برخورد و آشنايي داشتم و در مسجد هدايت در خيابان استانبول يكي از شاگردان پر و پا قرص آيت‌الله طالقاني ‌بودم و تفسير قرآن او را از آن سال تا وقتي كه به خارج مي‌رقتم‌گوش مي‌دادم و مقدار زيادي از آموزش‌هاي ايدئدلوژيك خود را از آقاي طالقاني ‌و انجمن‌هاي اسلامي آنوقت ‌فرا گرفتم.

س: چه سالي به خارج رفتيد و مبارزات خارج از ايران شما كي شروع شد؟

ج :درسال 1337ـ سال 36 از دانشكده فني فارغ التحصيل شدم و يك‌سال ‌در آنجا تدريس كردم "رشته شيمي و فيزيك» و پس از يكسال به آمريكا رفتم. درآمريكا در تگزاس دوره فوق ليسانس خودم را در رشته برق يك‌ساله تمام كردم و بعد به كاليفرنيا به دانشگاه بركلي رفتم. در تكرار همه نمره‌هاي من "الف» بود و اين بود كه عليرغم سخت‌گيري دانشگاه بركلي كه كسي را نمي‌پذيرفت به آنجا رفتم. من در لابراتوار بزرگ دانشكده برق بركلي كار مي‌كردم و دكتراي خود را سه ساله تمام كردم ودر سال 1962 فارغ‌التحصيل شدم.

س: با مرحوم دكتر شريعتي كي آشنا شديد؟

دكتر شريعتي را از تهران مي‌شناختم و از آنجايي كه او در انجمن اسلامي دانشجويان و دانش‌آموزان مشهد فعاليت ‌داشت ومن در تهران ـ با هم رابطه داشتيم و دوست بوديم وآخرين باركه او مرا ديد در زمان دكتر اقبال بود (1336 ) كه يورش به نهضت مقاومت در سطح مملكت آوردند و 86 نفر را دستگير كردند از جمله استاد محمد تقي شريعتي ودكتر شريعتي، طاهر احمدزاده را از مشهد به تهران آورده‌اند و يادم هست كه سر دكتر شريعتي را تراشيدند و كتك بسيار مفصلي به او زدند چون جوانترين آنها بود و تحمل كتك را داشت و من قبل از رفتن به آمريكا او را ديدم.

فعال‌ترين سازمان

س: آيا در آمريكا فعاليت سياسي شما ادامه يافت

در آمريكا‌اولين كاري كه كرديم ‌انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان را در آمريكا تاسيس كرديم ‌كه‌صادق قطب‌زاده و دكتر يزدي هم در آن شركت ‌داشتند. خود من در "بركلي» بودم و قطب‌زاده در واشنگتن بود و با هم مكاتبه داشتيم. اين ‌انجمن‌ها هنوز هم هست و بعدها در اروپا هم بوجود آمد  كه همين انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان خارج است از نظر سياسي فعاليت ما با انجمن دانشجويان ايراني شروع شد كه در بركلي اين انجمن را بوجود آورديم و خانه ايران ‌را بوجود آورديم بعدها اين انجمن‌ها پايه كنفدراسيون را تشكيل داد قطب‌زاده، برزگر، علي فاطمي و اردلان اين‌ها همه بچه‌هاي ملي و عضو كنفدراسيون بودند و بعدها يعني وقتي كه ما از آمريكا خارج شديم كنفدراسيون بدست عوامل چپ‌گرا اقتاد.

از سال 1961 كه جبهه ملي در خارج تشكيل شد در سال 1340 در تهران تجديد حيات كرد و همزمان با تجديد حياتش در ايران در خارج هم تشكيل مي‌شد. من هم عضو هيات اجراييه بودم و مسوول نشريات نشريه معروف انديشه جبهه را در آن ‌روزگار چاپ مي‌كرديم به خصوص در 15 مرداد پركارترين و فعالترين سازماني كه در آمريكا اخبار ايران و اعلاميه‌هاي آقاي خميني و مليون را منتشر مي‌كرد، سازمان ما بود.

س: اشاره كرديد كه از آمريكا خارج شديد و با خارج شدن شما نوعي خلاء ايجاد شد،علت خروج شما از آمريكا چه بود؟

ج: بعد از خرداد چهل و دو نوعي تحول كيفي در شكل مبارزه ما ايجاد شد به اين معنا كه ديگر مبارزه پارلماني براي ما قانع كننده نبود و به اين نتيجه رسيديم كه بايد دست به مبارزه مسلحانه زد به خاطر همين فعاليت وسيع و گسترده از ناحيه دوستان ما آغاز شد كه قطب‌زاده و دكتر يزدي نيز شركت داشتند، دكتر شريعتي هم در آن ‌زمان در اروپا بود و شيوه جديد مبارزه از ناحيه گروه كثيري ديگر چه در خارج و چه در داخل كشور حمايت و تشويق مي‌شد به همين جهت در سال 42 يعني 1963 و به همراه قطب‌زاده و يزدي و عده‌اي ديگر از دوستانمان عازم مصر شديم و دو سال در آنجا تعليم جنگهاي چريكي و سازماندهي مخفي ديديم. البته درگيري‌هايي هم با بعضي جنبه‌هاي افراطي ناسيوناليسم عربي داشتيم ودر مورد عنوان خليج عربي يا اطلاق عربستان به خوزستان اعتراضاتي به عبدالناصر كرديم كه ناصر اعتراضات ما را وارد دانست و تاييد كرد. وي گفت كه جريان ناسيوناليزم عربي آن قدر قوي است كه نمي‌تواند براحتي با آن مقابله كرد و تاكيد كرد كه افسوس كه ما هنوز ندانسته‌ايم كه بيشتر اين تحريكات از ناحيه دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است به ما گفت تنها كاري كه مي‌تواند بكند اين است كه به ما اجازه بدهد حرفهاي خودمان را بزنيم و شايد هم بتوانيم اعراب را روشن كنيم و آنها را متقاعد بكنيم كه اين برنامه‌ها برنامه‌هاي تفرقه‌انداز است و نبايد پي‌گيري بشود.

برنامه ما در جنوب لبنان

س: چرا به لبنان رفتيد و فعاليت شما در آنجا به چه شكل بود؟

ج: ما احتياج به يك پايگاه در منطقه داشتيم كه از آنجا بتوانيم فعاليت خودمان را بر عليه رژيم ايران سازمان بدهيم در آن زمان مناسب‌ترين نقطه لبنان بود اضافه بر اينكه امام موسي صدر رهبر شيعيان لبنان كه مخالف حكومت شاه بود حاضر به همكاري با ما بود قطب‌زاده با وي آشنايي داشت و ما از اين طريق با امام موسي رابطه برقرار نموديم تا بالاخره من در سال 1970 با خانواده خودم آمريكا را ترك وبه لبنان رفتم(كيهان29/5/1358)

چمران، جزييات حوادث پاوه را تشريح كرد.

خبرنگاران مطبوعات ديروز توانستند به پاوه بروند آنها از اين شهر جنگ‌زده گزارشهاي تهيه كرده و فرستاده‌اند كه در زير مي‌خوانيم.

ديروز شهر جنگ‌زده پاوه يك پارچه اندوه و ماتم بود از بامداد ديروز تيراندازي در اين شهر قطع شده ونيروهاي ارتش كنترل شهررا بدست گرفته‌اند ديروز پس از 4 روز جنگ وگريز فرصتي بود تا مردم پاوه از خانه‌هايشان بيرون آيند و اجساد كشته‌شدگان خود را با اندوه و شيون و زاري به حاك بسپارند.

اجسادي كه روزها در زير آفتاب سوزان مانده ومتلاشي شده بودند مردم پاوه دسته دسته و با دسته‌ها‌ي گل خوشبو وشيشه‌هاي عطر به سراغ اجساد رفتند و بدين وسيله بوي تعفن را از بين مي‌بردند. صدها زن و مرد پاوه‌اي در حاليكه به شدت گريه مي‌كردند در خبايان‌هاي اين شهر  براه افتاده و در محوطه بيمارستان شير و خورشيد اين شهر بر سر اجساد مجاهديني كه بر اثر حمله مهاجمين به شهادت رسيده بودند گرد آمده بودند.

در حال حاضر در پاوه كمتر خانوده‌اي پيدا مي‌شود كه عزيزي را از دست نداده باشد مهاجمين حتي به بيماران بستري شده در بيمارستان رحم نكرده و آنان را به گروگان بردند بيمارستان شير و خورشيد پاوه وضع دلخراشي دارد تمام وسائل پزشكي و آزمايشگاهي اين بيمارستان از بين رفته و نابود شده است محوطه اطاقها وسالن  بيمارستان پراز پوكه فشنگ و كف اتاقها از خون مردم رنگين شده است.

دكتر حسن عمادي سرپرست شبكه 6 بهداري وبهزيستي پاوه در مورد وضع بيماران بيمارستان شير وخورشيدسرخ گفت: مهاجمان تمام بيماران را كه در بيمارستان بستري بودند  كشته ويا با خود به گروگان برده‌اندالبته به اعضاي كادر پزشكي بيمارستان رحم نكرده و حتي آنهايي راكه متاهل بوده‌اند با خانوادهاشان به گروگان گرفته وبه منطقه‌اي به نام (باينگان) كه در آنجا براي معالجه افراد خودشان درمانگاه دايره كرده‌اند برده‌اند.ما هيچگونه اخباري ازسرنوشت آنان نداريم اسامي بهياران بيمارستان كه توسط مهاجمان به گروگان گرفته شده‌اند عبارتند از: زهرا اسماعيلي، فروغ خالقي،‌پروين خميرچي، شهنازرادفر،‌شهنازصيامي، بلمي‌و‌نوراكه هر دو فيليپيني هستند چند پزشك نيز يه گروگان گرفته شده‌اند.

دكتر عمادي اسامي مجروحين را كه فعلاً در پاوه بستري هستند بدين شرح اعلام كرد: قادرحميدي، امين دلاور، اسدي‌مجاهد،‌غلام محمد طاهر، نماميان، صابرحسين زاده، محمدخورشيدي،‌حسين صفري،‌علي محمد صالحي، بكيراميني،‌خليل احمدي،فتح الله رضايي، محمود بيك محمدي، قنبر احمدي،‌نورالله شريفي، پريچه محمد جعفر، عزيزي دكتر عمادي تعداد كشته‌شدگان را بين 60 تا 70 نفر خواند و گفت كه اكثر كشته‌شدگان مجاهدين هستند كه از شهرستانهاي ديگر به پاوه آمده بودند.

دكتر عمادي از تعداد كشته‌شدگان مهاجمين اظهار بي اطلاعي كرد و گفت:مهاجمين اغلب‌كشته‌هاو مجروحين را با خود برده‌اند و با اجساد آنها در بالاي كوهها و در سنگرها همچنان باقي مانده است و ما نتوانستيم به اجساد آنها دسترسي پيدا كنيم.

باباخاص برادر يكي از مجاهدين پاوه كه بدست مهاجمين كشته شده است درمورد حمله مهاجمين به بيمارستان پاوه گفت: مجاهدين مستقر در بيمارستان تا زماتي كه مهمات داشتند در برابر مهاجمين مقاومت كردند و پس از اتمام مهمات خود  به دو گروه ده نفري تقسيم شده وبه عقب نشيني پرداختند. كه متاسفانه در اين عقب نشيني 25 نفر از آنان جان خود را از دست دادند باباخاص در مورد چگونگي وضع بيماران بيمارستان گفت  مهاجمين اغلب بيماران بيمارستان را به وضع فجيعي كشته و تعدادي از آنها را نيز به گروگان گرفتند در حال حاضر از تعداد كشته‌شدگان طرفين به علت عدم دسترسي به سنگرهاي ارتفاعات اطلاع دقيقي در دست نيست، ولي پيش بيني مي‌شود كه صدها نفر از طرفين در اين درگيري كشته شده‌اند.

چگونگي محاصره

دكتر چمران معاون نخست‌وزير كه فرماندهي عمليات رادر پاوه به عهده دارد در گفتگويي با خبرنگاران درمورد حو ادث اخير پاوه گفت وقتي خبر حمله مهاجمين به مارسيد شهر بكلي در محاصره مهاجمين بود من به‌اتفاق تيمسار فلاحي تصميم گرفتم كه فوراً با هلي‌كوپتر خودمان را به وسط شهر محاصره شده برسانيم هنگامي‌كه هلي‌كوپتر ما فرود  آمد  هدف گلوله قرار گرفت ولي با موفقيت به زمين نشست ولي در بازگشت هلي‌كوپتر نتوانست كنترل خود را حفظ كند و سقوط كرد و با در جاي ديگر مجبور به فرود شد كه ما از واقعيت امر بي اطلاع هستيم در هر حال توسط افراد جلال طالباني، ايل سالارجاف ونيروهاي پاليزبان به رهبري دمكراتها وبعضي از احزاب چپ نماي ديگري شهر را محاصره كرده بودند و هر روز ضريات شديدي به شهر وارد مي‌كردند ومناطق جديدي از شهررابه تصرف‌خود درمي‌آوردند شديدترين زد وخوردها شايد در بيمارستان شيرو خورشيد رويداد و من ميتوانم اين بيمارستان را قتلگاه نام گذاري كنم زيرا در اين بيمارستان حتي مريض ها را سر بريده‌اند و پاسداران ما سخت‌ترين زد وخوردي كه با آنها كردند حدود سي شهيد بجا گذاشتند ونيروهاي كمكي كه بسمت پاسداران مستقر در بيمارستان فرستاديم حين حركت توسط مهاجمين يا به شهادت رسيدند يا به‌شدت مجروح شدند تا بالاخره بيمارستان بطور كلي به دست مهاجمين افتاد تا آن شب وحشتناك كه همه  شهر به به تصرف آنها درآمده بود جز ژاندارمري كه تا 5 متري آنها نيز نفوذ كرده بودند و با خمپاره ورگبارهاي سنگين آنها را به گلوله بستند مهاجمين به ژاندارمرها اظهار داشتند ما با شما كاري نداريم اسلحه خود را تحويل دهيد و همه سلامت برويد ما مي‌خواهيم سر پاسداران را ببريم.

البته پاسداران قسم خورده بودند تا آخرين  قطره خون خود به جنگ ادامه دهند و عده‌اي از ژاندارمري‌ها كه درآنجا بودند مقاومت كرده و به جنگ ادامه دادند و جنگ در كمال شدت تا  صبح ادامه داشت.

فرمان امام

دكترچمران درادامه سخنان خود گفت:

 درخودشهر پاوه كه‌من نيز درآنجا بودم حلقه محاصره هر لحطه تنگ‌تر مي‌شد و چيزي نمانده بود كه به مركز  پاسداران انقلاب دست يابند ولي پاسداران يك لحظه دست از جنگ بر نداشتند تا بالاخره صبح شد كه در اين لحظه سخنان و فرمان امام منتشر شد به محض انتشار خبر وضع به كلي دگرگون شد و بچه‌ها با فرياد الله اكبر فرمان امام را لبيك گفتند و دشمنان تيز مانند مور وملخ پراكنده شدند با اينكه نيروهاي جديد هنوز نرسيده بود و همان نيروهاي خسته وتقريباً از كارافتاده همچنان در پاوه مقاومت مي‌كردند و جنگ ادامه داشت.

تا اينكه ما شروع به پيشروي كرديم و موفق شديم ارتفاعات را كه پاسگاه ژاندامري در آنجا واقع شد پاكسازي كنيم.

كه در اين لظه يك نفر از مجاهدين نيز شهيد شد در ضمن براي گرفتن فرودگاه كه هلي‌كوپتر در آنجا به زمين مي‌نشستند به 3 گروه تقسيم شديم و با حمله 3 جانبه موفق شديم فرودگاه را به تصرف درآوريم و امكان فرود هلي‌كوپتر و نيروهاي كمكي را فراهم آوريم هرچند كه در اين حمله چندين تن از پاسداران را از دست داديم همچنين بيمارستان را نيز بعدازظهر بين ساعت 5 و6 با حمله گروهي به تصرف خود در آورديم از اين ساعت به بعد سيل هلي‌كوپترهاي حامل نيروهاي كمكي و كادر درماني به پاوه اعزام شد و مردم پاوه از خانه‌هاي خود كه 3روز بود بيرون نيامده بودند بيرون آمدند.

دكتر چمران در پايان گفت امروز سيل نيروها به طرف پاوه سرازير شد و ما در حال پيشروي هستيم مناطق زيادي را از وجود مهاجمان پاكسازي كنيم و مطمنا با استقرارنيروهاي اعزامي از كرمانشاه امنيت از هرجهت به منطقه باز خواهد گشت.

ساعت 30ر12 دقيقه ديروز قواي ارتش با تجهيزات كامل سه فرماندهي تيمسار فلاحي وارد پاوه شد و در محلهاي حساس اين شهر مستقر شد درحدود ساعت 3 بعداز ظهر ديروز به دنبال انتشار خبر صداي جمهوري اسلامي ايران بار ديگر در پادگانهاي كرمانشاه جنب‌وجوش عجيبي به چشم مي‌خورد و آماده باش اعلام شد و گروههاي مختلف مردم ضمن تماس با مقامات مربوط آمادگي خود را جهت اعزام به سنندج اعلام داشتند خبرنگاران كه از تبريز عازم پاوه شده بودند در گزارش‌هاي خود از كرمانشاه مي‌نويسند در حال حاضر كنترل جاده مياندوآب به بوكان در دست اعضاي حزب دمكرات كردستان است و رفت و آمد اتومبيلها به شدت كنترل مي‌شود خبرنگار ما مي‌افزايد در حد فاصل شهرهاي مياندوآب و بوكان مسافران بيش از ده بار توسط اعزاي حزب دمكرات كردستان به شدت كنترل مي‌شوند و كساني كه اسلحه نداشته باشند ميتوانند عبور نمايند.

ديروز ارتش جمهوري اسلامي ايران طي اعلاميه‌اي از هموطنان مسلمان درخواست كرد كه به هوش باشند و فريب عده‌اي اخلالگر را كه هدفي جز ايجاد آشوب و بلوا ندارند نخورند.(كيهان29/5/ 58)

پيام چمران

دكتر چمران معاون نخست‌وزير دولت موقت جمهوري اسلامي ايران خطاب به ملت ايران پيامي فرستادند متن پيام به اين شرح است:

بسم االرحمن الرحيم

ملت شريف و قهرمان ايران به خاطر همه شهداي خونين كفن پاوه، به خاطر مجروحين و به خاطر همه رزمندگان از جان گذشته از شما هوطنان عزيز و از اين همه احساسات پاك و اين همه بزرگواري و احساس مسووليت صميمانه تشكر مي‌كنم. به هيچ‌وجه گمان نمي‌كردم كه زنده بمانم. در ميان رگبار گلوله و در ميان محاصره دشمن حتي يك لحظه اميد زنده ماندن را نداشتم ولي قاطعانه تصميم گرفتم كه با كمال افتخار به استقبال شهادت بروم تا به دنيا نشان بدهم كه سربازان اسلام در صحنه مرگ و زندگي چگونه جانبازي مي‌كنند و چطور با مرگ روبرو مي‌شوند. از يك معركه هولناك و صحنه دردناك ديگر مي‌دويدم و با توكل به خدا و قبول آنچه او براي ما مقدور كرده است سعي مي‌كردم كه نيروهاي مومن به انقلاب را متمركز كنم. به دوستان مايوس و دلشكسته‌ام اميد بدهم و رسالت مقدس اسلام را به آنها بازگو كنم و تصميم قاطعي براي استقبال شجاعانه شهادت را به آنها ابلاغ نمايم. سخت‌ترين لحظات زندگي من لحظاتي بود كه بهترين دوست مبارزم كه كنارم ايستاده بود يكباره بي‌جان و قطعه قطعه شد در برابرم به خاك افتاد كه گويي هيچگاه حيات نداشته است و دردناك‌ترين لحظه هنگامي بود كه دوستان كرد و منقلب شده و ديوانه‌وار خود را به هر طرف مي‌زدند. من در حالي كه قلبم مي‌جوشيد و مي‌خروشيد بايد آمرانه فرمان دهم كه كشته‌ها را جمع كنيد و حتي به نزديگترين دوستان منقلب شده‌ام سيلي بزنم و آنها را با زور و قدرت به كار وادارم. و سوزناكترين لحظات عمرم هنگامي بود كه همه روزنه اميد بسته شده بود و عده‌اي از پاسداران تقاضاي بازگشت داشتند. كردهاي مومن به انقلاب با نگاهي دردناك و تاثرآور به من مي‌نگريستند كه چگونه مي‌خواهم آنها را در ميان درياي مرگ و نابودي رها كنم و بروم. آنگاه با صداي قاطع به آنها گفتم كه دوستان من تصميم قاطع گرفتم كه همراه شما شهيد شوم. من باز نمي گردم و شما را تنها نمي‌گذارم زيرا شهادت در راه خدا افتخارآميز و لذت بخش است. اما معجزه رخ داد. چنان كوبنده و زيرورو كننده كه براي هيچ كس قابل تصور نبود، همانگونه كه چند ماه پيش انقلاب پرافتخار ايران معجزه‌وار پيروز شد و فرمان امام صادر شد و كوه و دره‌ها و دشت‌ها لرزه انداخت. پاسداران از جان گذشته با فرياد الله اكبر مي‌خروشيدند. به زمين و آسمان لبيك مي‌گفتند. چه معجزه‌اي كه فقط از مردان برانگيخته خدا ميسر است. نيروهاي دشمن از هر سو پا به فرار گذاشتند و مومنين به انقلاب آنچنان نيرو و قدرت گرفتند كه دست به پيش‌روي زدند و پاسگاه ژاندارمري را كه در دست دشمن بود با يك هجوم شجاعانه و فقط با يك شهيد تسخير كردند. منطقه وسيع و خطرناك راه نوسود را با يك يورش سريع پاكسازي نمودند و فقط يك شهيد دادند و بيمارستان مشهور به قتلگاه را نيز بدون هيچ تلفاتي به تصرف درآورده و چنان روحيه و قدرتي يافتند كه مي‌توانستند هر دشمن قوي پنجه‌اي را از پاي درآورند. بعد نيروي كمكي با شور و هيجان فراوان رسيدند. هليكوپترها مرتباً فرود مي‌آمدند و نيروهاي جديد پياده مي‌كردند و شهدا و مجروحين را انتقال مي‌دادند. راستي كه شب پيش شهادت و شكست و سقوط بود با فرمان امام اآنچنان تغيير كرد كه شب بعد شب اميد و آرامش و پيروزي بود. چه كسي مي‌توانست چنين معجزه‌اي را بوجود آورد. كه از يك شب هولناك و نقطه‌اي تاريك چنين تحول و تحركي خلق كند كه مبدا جنبش و حركت و پيشروي بسوي انقلاب راستين اسلام باشد. در اين روز مصيبت مي‌توانم به جرئت بگويم كه حتي يك قطره اشك نريختم و در برابر سخت‌ترين فاجعه‌هاي منقلب كننده با آنكه در درون خود گريه كردم ولي در ظاهر قدرت خود را به شدت حفظ مي‌نمودم و همه دردها و ناراحتي‌ها را در ضمير خود حبس مي‌كردم تا لحظه‌اي كه در فرمانداري به عكس امام برخورد كردم يكباره سيل اشك از ديدگانم فرو چكيد و همه عقده‌ها و فشارها و همه ناراحتي‌هايم آرامش يافت و خوب احساس مي‌كنم كه فقط يك قدرت روحي بزرگ در اين يك ابرمرد تاريخ قادر است، چنين معجزه كند و اميدوارم كه ملت ما نيز قدر رهبر عطيم انقلابي خود را بداند و تحت رهبري او همه توطئه‌هاي دشمنان اسلام و ايران را نابود كند من اطمينان دارم كه ملت ما يك چنين روحيه و ايمان و فداكاري با آگاهي و احساس مسووليت قادر است كه همه مشكلات را حل كند و اين رسالت بزرگ و مقدس را با افتخار به سر منزل مقصود برساند.

 از پاوه، دكتر مصطفي چمران(جمهوري اسلامي29/5/1359)

مصاحبه اختصاصي جمهوري اسلامي‌با دكتر چمران معاون نخست‌وزير در پاوه

دكتر چمران مردي 48 ساله است داري 3 فرزند است وي درجه دكتري فيزيك و الكترونيك را از دانشگاه بركلي گرفته است‌. وي در آمريكا به تحقيق مشغول بود تا‌اينكه واقعه ننگين 28 مرداد روي مي‌دهد و لزوم جبهه نظامي‌را در خاورميانه احساس مي‌كند و راهي لبنان مي‌شود‌اين نقطه منطقي در زندگي مبارزاتي دكتر چمران به حساب مي‌آيد او در جنوب لبنان 8 سال بر عليه اسرائيل مي‌جنگيد و رهبري شاخه نظامي ‌امل (افواج مقاومه لبنانيه) را به عهده داشت پس از پيروزي انقلاب به بازگشت وي زماني كه در‌ايران بود در محضر‌ايت‌الله طالقاني و استاد شهيد مطهري كسب فيض مي‌كردند و يكي از موسسين انجمن‏هاي اسلامي ‌در‌ايران و آمريكا بوده اند و از كساني بود كه در ليست سياه ساواك قرار داشت.

شجاعت و‌‌ايمان و قاطعيت و متانت و استقامت و آگاهي‌اين مرد همه را به شگفتي وا مي‌دارد، وي در شبها با استتار به ميان مهاجمين رفته و مواضع آنان را شناسايي مي‌كرد با‌اين اطلاعات هليكوپترهاي هوانيروز را به مواضع آنان هدايت و آنان را سركوب مي‌كرد‌.

متانت و قاطعيت و عطوفت همه در روي جمع است همه از پاسدار و ارتشي بومي ‌و غير بومي‌او را دوست مي‌دارند‌.

به گفته‌ايشان پيروزي بر مهاجمين يك معجزه بود، زيرا از شهر و خانه بيشتر در تصرف پاسداران نبود و آنان از نظر مواضع اسلحه نفرات و تكنيك و هماهنگي بر پاسداران برتري داشتند‌.

اما پاسداران با اسلحه ‌ايمان و استقامت بر آنان پيروز شدند و‌ايات قرآني مصداق پيدا كرد.

ان ينصرالله ينصركم و ثبت اقدامكم، اگر خدارا ياري كنيد و استوار باشيد خدا نيز شما را ياري مي‌كند "به‌آيه ديگر"كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله‌" چه بسيار اتقاق افتاده است كه نيروي اندكي بر نيروي زيادي به اذن خدا پيروز شدند‌».

در نيمه شب هنگامي ‌كه جنگ به حداكثر خود رسيده بود سقوط پاوه قطعي بنظر مي‌رسيد به چمران و مردم پيشنهاد مي‌كنند تسليم شوند و چمران در جواب مي‌گويد بايد از مقامات بالا سئوال كند صبح فردا هنگامي كه هليكوپتر كبرا رسيدند مواضع آنان را در هم كوبيدند و آنان را عقب راندند و شهر پاوه را از سقوط نجات دادند و‌اين يك معجزه بود‌.  

ما با‌ايشان در شهرستان پاوه به صحبت نشستيم و در باره مساله پاوه گفتگو گرديم‌.

 س-آقاي چمران‌آيا در ميان مهاجمين كساني بودند كه خواستار مذاكره باشند‌؟

آنهائي كه مي‌خواستند مذاكره بكنند با آنهائي كه واقعاً محرك بودند اختلاف دارند‌. اصلاً دهاتي بودند كه مي‌خواستند مذاكره كنند.مردم تمام دهات

س:اينها كه از اول با شما درگير نبودند؟

 چرا قبلا درگير شده بودند‌. به دو قسمت شده بودند. يك قسمت با آنها بود يك قسمت با انقلاب‌.

س-چرا‌اينطور شد؟

اختلافات داخل پاوه از قديم است و مربوط به جديد نيست و اختلاف خود پاوه با مناطق ديگر باز هم قديمي ‌است فقط هميشه با هم رقابت و دشمني داشتند‌.ديگران كه‌ايل قلخاني و بنابراين وابسته به پاليزبان است و بنابراين فاسدند.و مي‌گويند اكثر رهبرانشان دزد هستند و با دزدي امرار معاش مي‌كنند و آدمهايي هستند كه وقتي مي‌گويند يك نفرشان كشته شد‌ايلهاي ديگر مي‌گويند‌. الحمد الله دعا ميكنند كه‌اين كشته شده است‌.

ايل ديگري است كه وابسته به سالار جاف است كه‌اينها از دهات آمده بودند و يك مقدار از آدمكش‌هايي كه شب حمله به بيمارستان انجام داده‌اند وابستگان به سالار جاف بودند كه از سرپل ذهاب آمده بودند و بعد وابستگان پاليزبان هست كه‌ايلات ديگري هستند‌. يك عده ازجوانروديها بودند و جوانروديها تكذيب كردند ولي از جوانروديها هم عده‌اي بودند كه آمده بودند و نيروهاي بسيار خطرناك مهاجمين كه از دسته جلال طالباني بودند كه از نوسود از مرز عراق آمده بودند‌و چهار روز قبل از رفتن هليكوپتر ما در حال نشستن بود يك تير زير آن زدند و هليكوپتر سوراخ شد البته روي فرودگاه بود و نشست و هنوز سرنوشت هليكوپتر را بطور دقيق نمي‌دانم چطور شد؟ به سلامت برگشت يا نه گفتند بين راه گمشده همان كه ما با آن آمده بوديم تير خورده و نشست و ما زير رگبار گلوله بيرون پريديم و بلند شد رفت مثل‌اينكه جاي ديگري فرود اجباري كرده فكر مي‌كنم كه سقوط كرده‌بعد فهميديم كه يك عده حاضر شده‌اند كه مذاكره كنند و يك عده از دهات اطراف وقتي هواپيما‏هاي جت آمدند و ديوارصوتي را شكستند و بعد هليكوپتر ما حاضر شد‌اينها احساس كردند كه خلاصه دولت وارد عمل شده، اگر هواپيماها بيايند و بگويند و ارتش  وارد عمل شود دخل‌اينها درخواهد آمد و خانه،زندگي و زن و بچه‏هاي‌شان از بين خواهد رفت‌.بنابراين مردم عادي شهرها مخالف بودند به‌اينكه مي‌جنگند ولي آن افرادي كه ذكر كرديم‌.از پاليزبان و سالار جاف و جلال طالباني به اضافه حزب دموكرات كه تقريباً رهبر مهاجمين است و از نظر سازماني‌اينها را رهبري مي‌كردند و رهبرشان هم آمده بود كه از سنندج آمده بود و چريكهاي فدائي خلق و چپ‌نماهاي ديگري نيز با‌اينها بودند.‌وقتي بلندگويشان در شهر اعلام مي‌كرد و مردم را به تسليم دعوت مي‌كرد، خلاصه حرفشان‌اين بود كه ما حزب دموكرات هستيم و از شما‌اي مردم شهر پاوه درخواست مي‌كنيم كه به ما بپيونديد‌.(از شما دعوت مي‌كنيم كه وفاداري خودتان را به حزب دموكرات اعلام بكنيد)‌.البته وقتي‌اينها را مي‌گفتند: پاسداران هم رگبار گلوله به‌اينها مي‌بستند براي‌اينكه صدايشان با صداي گلوله‌اينها در هم شود‌.بنابراين نقش حزب دموكرات به عنوان رهبر يا خطاط‌اين برنامه چيز واضحي است و بعد آدمهايي مثل قلخانيها كه وابسته به پاليزبان يا سالار جاف هستند‌اينها را مردم محل مي‌شناسند و حتي مهاجمين ما هم ارتباط خانوادگي و غيره دارند‌.‌اينها شهادت مي‌دهند كه‌اين افراد را معرفي كنند‌.

س-ا شاره كرديد كه اختلافات در پاوه و در ديگر نقاط‌اين استان آن قدر عميق است كه براي شما تعجب‌آور است كه‌اينها چگونه توانسته‌اند به‌اين صورت متحد باشند واقعاً‌اينها چه خط مشتركي دارند كه در‌اين مورد همه با هم متحد شدند و بر عليه دولت دارند مي‌جنگند‌.

ج: تنها خط مشتركي كه مخالفتشان با انقلاب اسلامي‌ايران بود سالار جافيها، پاليزبانيها، جلال طالباني‌ها، و دموكراتها و چريكهاي فدايي خلق همه يك هدف دارند و آن سقوط نظام فعلي است‌بنابراين دست اتحاد با هم داده بودند براي چه مي‌جنگيدند ولي عده زيادي از مردمي‌كه دنبالشان آمده بودند براي غارت آمده بودند‌.

س-شما فرموديد كه مهاجمين مي‌خواهند يك خط سياسي كاملا مشخص باشند و اما‌اين حادثه كم‌كم پيش آمد و در جريان حادثه‌،حوادث بعدي تكميل كننده آن بود؟ بنابراين يك مسير مشخص سياسي بوده است؟

 ج:يك ناراحتي ساده و ممكن است هميشه وجود داشته باشد كه دشمن مي‌آيد و‌اين ناراحتي ساده را مي‌گيرد و از آن استفاده مي‌كند و براي نجات پاوه يك معجزه بود‌. هنگاميكه مساله امنيت مطرح است كارهاي عمراني بايد به موازات آن انجام شود‌.سالار جاف‏ها، دموكراتها، پاليزبانها،جلال طالباني ها و چريك‏هاي فدايي خلق همه يك هدف دارند و آن سقوط نظام جمهوري اسلامي‌است‌.

مصالح سياسي خودش بكار مي‌اندازد.از نظر من حزب دموكرات و‌اين ناراحتيها و ناراحتيهاي محلي را كه از قديم وجود داشت مورد استفاده قرار داد و مردم منطقه را تحريك كرد بنظر من خبيث‌ترين و كوبنده‌ترين دليل عليه حزب دموكرات همين قضيه است كه براي پيش‌بردن قسم خود حاضر شده است با پاليزبانها و سالارجافها دست در دست هم قرار بدهند و به دولت انقلاب اسلامي ‌لطمه بزنند‌.

بنابراين چيزي براي ناراحتي وجود داشته ولي‌اينها‌اين ناراحتي را به نفع خودشان مورد استفاده قرار دادند و براي‌ايشان مهم نيست كه چه ماده‌اي است‌هر چه باشد تا وقتي كه هدف آنها را تامين بكند انجام خواهند داد‌.

س-آقاي دكتر چمران در رابطه با‌اين مساله مي‌بينيم كه از يك ماه پيش همينطور كه آقاي فرماندار فرموده‌اند روزنامه‏ها حساسيت روي مساله پاوه نشان داد و آن را با تيتر درشت در صفحه اول ذكر مي‌كردند ولي ظاهراً دولت به آن توجهي نكرد‌ايا‌اين عدم ضعف با بي توجهي دولت نبود كه‌اين مساله را زودتر حل نكرد‌؟

ج:شكل دولت‌اين است كه قدرت ندارد‌. قدرت ارتش است قواي انتظامي ‌است كه آنها هم با مشكلات بسيار زيادي دست به گريبان هستند كه متاسفانه حل آن هم ساده بنظر نمي‌آيد و‌اين مشكلات يك مقدار مشكلات اصولي و اساسي است، مشكلات ناشي از اشتباه‌كاري‌هايي كه در همين ماههاي اخير بوجود آمده، ارتش اصولاً يك مقدار سردي بيطرفي، بي حسي، عدم مسووليت از خود نشان داده و حتي مي‌شود گفت عناصر فاسدي هم كه در ارتش وجود داشتند توطئه و كارشكني كردند كارها را متوقف كردند به عنوان نماينده رسمي ‌فلاحي هم كه فرمانده نيروهاي زميني‌ست آمده ولي مي‌بينيد كه عملاً نمي‌توانندكاري بكنند‌.

بنابراين اگر بخواهيد بگوئيد دولت نمي‌خواهد كاري بكند‌اين صحيح نيست براي‌اينكه بزرگترين و موثرترين افراد خودشان را فرستادند‌ولي آن افراد، آن ارتش، آن نظام و آن سيستم طوري است كه نمي‌شود با آن كاري كرد يعني قدرت ندارد‌قاطعيت ندارد‌بنابراين مساله به‌اين صورت برمي‌گردد كه‌اين دستگاهي كه به تمام قواي انتظامي‌در دست دولت‌هاست‌ايا قادر به عمل مثبت هستند يا نيست!

اين سئوالي بود كه‌اين پاسداران ما از ما مي‌كردند در حالتي كه بسيار عصباني و ناراحت بودند كه دولت نمي‌خواهد كار بكند و جواب مي‌دادم همين كه من به عنوان نماينده محبوب نخست‌وزير كه پيش شما آمده‌ام همكاري دولت را به شما نشان بدهم از‌اين بيشتر چه انتظار داريد و مي‌دانيد كه اگر هم مرديد با شما خواهيم مرد بنابراين احساس مي‌كنيد كه‌اين عدم توجه و عدم علاقه به شما نيست علاقه و توجه به‌اين شدت وجود دارد ولي قدرت نظامي ‌ما و دستگاه ما جوري است كه سريعتر از‌اين كار پيش نمي‌رود ‌اين خود يك مشكل هست‌.

س-تقش قياده موقت چه بود؟

ج:هيچ دخالتي نداشتند در مريوان هم هيچ دخالتي نداشتند و آنهائي هم كه ميگويند در مريوان دخالت داشتند دروغ ميگويند‌.

س-درباره انفجارهايي كه در حد مرزي‌ايران يعني از خوزستان تا آذربايجان رخ مي‌دادند دولت چه فكري كرده است؟

ج:به نظر من‌اين نقاط نقاطي است كه به علت قرنها فقر و محروميت كه در‌اين مناطق گذشته ماده مستعدي براي پذيرش توطئه است بنابراين نقطه ضعفي، براي دولت و ملت‌ايران به حساب مي‌آيد و دشمن هم سعي مي‌كند كه در‌اين نقاط ضعف ما را بگويد بنابراين مي‌بينيم كه بلوچستان و خوزستان و كردستان را به آتش مي‌كشد‌.

س-به نظر شما اساسي‌ترين اقدامي‌كه دولت مي‌تواند ضرب الاجل در‌اين نقاط انجام دهد، چيست‌؟

ج:بنظر من كارهاي عمراني است كه‌اين ماده فقر و محروميت را از بين ببرد و نشان بدهد كه آن عدالت واقعي اسلامي ‌را براي همه بكار خواهد برد و براي دولت ما فرق بين كرد و ترك و عرب و بلوچ وجود ندارد‌. همه در مقابل عدالت اسلام يكسان و برادر و برابرند‌.

س-قبل از اختصاص بودجه عمراني بايد امنيت منطقه‌اينجا تامين شود با‌اين نقطه نظر موافق هستيد‌.

ج:صددرصد موافق هستم براي‌اينكه در منطقه مريوان يا مهاباد يا سرو يا كامياران ديديم كه افراد جهاد سازندگي را گرفتند و به زندان انداختند و شكنجه كردند و امكان كار به آنها ندادند، به طوركلي مي‌شود گفت: كه دشمنان ما نمي‌خواهند‌اين فقر و محروميت از بين برود براي‌اينكه از‌اين ماده توطئه را بتوانند استفاده ببرند‌. بنابراين براي‌اينكه بتوانيم كار عمراني بكنيم بايد به هر ترتيب كه هست امنيت منطقه حفظ شود به هر ترتيبي كه ضروري باشد ولي ما معتقديم كه هنگامي‌كه مساله امنيت مطرح است كارهاي عمراني هم به موازات انجام شود و‌اين كار را در مريوان كرديم از نظر كارهاي عمراني از نظر شركتهاي تعاوني و غير و با اهتمام خاصي كه دولت و وزارت كشور و جهاد سازندگي در منطقه داشت نيروهاي خودش را در منطقه بكار انداخت كه به مردم نشان بدهد كه واقعاً‌اين‌ها مي‌خواهند با جان و دل براي شما كار بكنند‌.

س-دولت افراد معتمدي را سراغ دارد كه وقتي بودجه در اختيارشان قرار مي‌دهد بودجه را صرف خريد اسلحه نكنند؟

ج: به نظر من بله ، با شناختي كه من در مناطق كردستان و در نقاط مختلف پيدا كردم، افراد پاك و مومن و فراوان پيدا كردم ولي‌اين افراد پاك و مومن از نظر احزاب توطئه‌گر آدمهاي نابابي هستند و به علت عدم وجود امنيت‌اينها در ليست سياه آنها فاسداني شده‌اند و اغلب محكوم به اعدام هستند اگر گير آنها بيفتند از بين خواهند رفت‌. بنابراين تا هنگامي‌كه امنيت وجود ندارد آنها نمي‌توانند كاري بكنند اگر امنيت وجود داشت به نظر من نيروهاي پاك و مومن واقعي در‌اين منطقه زياد هستند ولي خوب در قدم اول جهاد سازندگي و دولت مي‌تواند از نمايندگان خاص خودش بفرستد و در ضمن كار در منطقه با افراد پاكي كه در منطقه وجود دارند همكاري بكنند و همديگر را بشناسند و سپس كا را تحويل آنها بدهد و در‌اين صورت اشكالي نخواهد داشت‌.(جمهوري اسلامي6/6/1358)

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |

شنبه ششم مرداد 1386 12:57

دكتر مصطفي چمران و كردستان(2)

 

معاون نخست وزير:

ارتش به مهاباد نيرو مي فرستد.

اروميه ـ خبرنگار كيهان :دكتر چمران معاون نخست وزير در گفتگو با كيهان اعلام كرد، به مهاباد نيرو اعزام خواهد شد و ارتش در نقاط مهم مستقر مي‌شود. همچنين كميته سه نفري در اروميه تشكيل شده و حفاظت شهر را بعهده خواهد گرفت.

دكتر چمران گفت: "كارهاي سازندگي در مناطق كرد نشين اروميه آغاز خواهد شد و ساكنين روستاهائي كه در پي تيراندازي‏ها خانه‏هاي خود را ترك كرده‌اند،  با برقراري آرامش به خانه‏هاي خود باز مي‌گردند.»

وي در پاسخ اينكه روساي عشاير چه درخواست‏هائي در مذاكرات اروميه از دولت داشتند. گفت شروع كارهاي سازندگي در روستاها، تامين بهداشت ساكنين مناطق كردنشين، استخدام تحصيل‌كردگان كرد، توسعه مدارس و راهسازي از جمله خواستهاي روساي عشاير كرد بود و چون بين ترك و كرد تفاوتي نيست و همه ملت ايرانند،  بمحض اينكه امنيت در منطقه برقرار شد،  كارهاي عمراني و سازندگي در مناطق عشايري شروع مي‌شود.  وي در اينمورد اضافه كرد:

"خوشبختانه دولت پول هم دارد و فقط مردم مناطق بايد در عمران و آبادي با دولت همكاري كنند.»

معاون نخست وزير گفت: "10 نفر از افراد جهادسازندگي در مهاباد زنداني هستند كه اينهم باعث تاسف شديد دولت است. (4 تن از اين افراد كه پاسدار بودند، روز گذشته آزاد شدند) وي اين حادثه را تاسف بار خواند و آنرا بهانه توطئه گراني خواند كه نمي‌خواهند منطقه آباد شود.»

چمران در مورد تامين امنيت منطقه گفت:

"اين امر بعهده ارتش واگذار شد و ارتش در مناطق مهم، مستقر خواهد شد. مسلما به مهاباد هم كه پادگان آن برچيده شده است،  نيرو اعزام خواهد شد. همچنين پاسگاههاي ژاندارمري در سراسر منطقه داير مي‌شود و هر كس عليه قواي انتظا مي دست به توطئه بزند، ضد دولت و ضد انقلاب بحساب خواهد آمد و شديدا سركوب خواهد شد.»

وي در مورد استقرار مجدد گروهان ژاندارمري در (سرو) گفت:

چون بزرگان منطقه با صلح و صفا قضاياي منطقه را حل مي‌كنند،  بنابراين گروهان ژاندارمري (سرو) در يك محيط دوستانه بازسازي مي‌شود و استقرار مييابد و حمايت از آن را از ارتش، تقبل خواهد كرد.

معاون نخست وزير رفع كدورت و دشمني بين كردو ترك را از جمله اقدامات ثمر بخش مذاكرات اروميه خواند و اضافه كرد كسانيكه خانه‏هاي خود را در اثر تيراندازي‏ها در دهات ترك كرده بودند بخانه‏هاي خود بازگشتند و مشكل اين منطقه خاتمه يافت. 

تشكيل كميته هماهنگي در اروميه

معاون نخست وزير در اين گفتگو اشاره به تشكيل كميته هماهنگي و كنترل افراد مسلح و حفاظت و رهبري شهر توسط اين كميته كرد و اعلام كرد كه هيچكس بدون اجازه اين كميته سه نفري حق حمل اسلحه را نخواهد داشت و همچنين دستگيري افراد و هر عمل انتظامي ديگري زير نظر مراجع رسمي دولتي و حقوقي و دادستان انقلاب اسلامي‌خواهد بود. 

بگفته چمران: اين كميته سه نفري مركب از نماينده سپاه پاسداران، نماينده كميته‏ها و يك افسر ارتش از سوي فرماندهي لشكر 64 اروميه خواهد بود. اين كميته همه كارهاي پاسداران و سپاهيان داخل شهر اروميه را رهبري خواهد كرد. اسامي اعضاي اين كميته هنوز فاش نشده است. 

مذاكرات براي آزادي 15 تن از عوامل مسلح كه در نخستين روز درگيري مريوان در نزديكي هاي پادگان مريوان دستگير شده‌اند ادامه دارد

بدنبال تظاهراتي كه ديروز در مريوان صورت گرفت،  تظاهر كنندگان كه مخالف استقرار پاسداران در داخل پادگان بودند خواهان آزادي 15 نفر شدند، اين گروه در ارتباط با درگيريهاي خونين مريوان كه منجر به كشته شدن 13 تن از پاسداران مستقر در مريوان شد، در نزديكيهاي پادگان مريوان دستگير شدند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مركز صبح امروز در يك تماس تلفني به خبرنگار كيهان گفت: آخرين خبري كه تا اين ساعت بدست ما رسيده مذاكرات رضايت‌بخش نبوده و در مورد استقرار پاسداران در داخل پادگان مخالفت شده است. 

در مورد آزادي 15 نفري كه در ارتباط با جريانات اخير مريوان دستگير شده‌اند سخنگوي سپاه پاسداران گفت: پس از رسيدگي به علل و جوانب امر تصميماتي در مورد اين گروه صورت مي‌گيرد.(كيهان10/6/1358)

پيام دكتر چمران

دكتر چمران در پيام ديروز خود، به چگونگي قرار گرفتن هليكوپترها اشاره كرد و از نقش ارتش جمهوري اسلامي ايران در وقايع غرب كشور ستايش نمود. متن پيام دكتر چمران به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

درود بي پايان به ارتش جمهوري اسلامي، درود به خلبانان نيروي هوايي، به كساني كه همچون شهاب آسمان، غرب ايران را از شمال تا جنوب و از شرق به غرب مي‌پوشاند و مواضع ضدانقلابيون را مي‌كوبند و به دنيا نشان مي‌دهند كه عالي‌ترين خلبانان و وفاداترين از جان گذشتگان انقلاب اسلامي ايرانند. درود به خلبانان هوانيروز كه سخت ترين مأموريتهاي خطرناك را با شجاعت و فداكاري بي‌نظير انجام مي‌دهند و در مقابل رگبار مسلسل‌ها وارد معركه مي‌شوند و يك لحظه از مسووليت حياتي خود سرباز نمي‌زنند. همين ديروز (پريروز) كه با عده‌اي از پاسداران و نيروهاي ويژه به ماموريت مي‌رفتم دو هلي‌كوپتر ما هدف گلوله قرار گرفت. بر يكي دو گلوله و بر ديگري 4 گلوله اصابت كرد و با آنكه به آنها فرمان دادم فوراً منطقه را ترك كنند، تا آخرين گلوله خود و آخرين ذخيره بنزين در معركه ماندند و صحنه را ترك نكردند. درود به نيروهاي ويژه و زبده ارتش كه براي ماموريت‌هاي سخت و محال بر هم پيشي مي‌گيرند و چون عقاب، آماده هجوم به هر منطقه بحران و خطرناك هستند. درود به افسران و درجه‌داران و تكاوران و سربازان كه داوطلبانه به صحنه خطر آمده‌اند و با روحي جديد و ايماني قوي به فرمان امام به پيش مي‌تازند و از هيچ مانعي روي گردان نيستند. درود به پاسداران انقلاب و كميته‌هاي شهرها و نيروهاي مردمي و برادران مؤمن كرد كه به استقبال شهادت آمده‌اند و معركه‌ي مرگ و حيات را به صحنه جشن و شادي مبدل كرده‌اند و سر از پاي نمي‌شناسند و به جلو مي‌تازند و آسمان را بر شهادت شاهد مي‌گيرند و زمين را با خون خود منقش مي‌كنند و صفحه‌اي گلگون بر تاريخ پر افتخار اين آب و خاك مي‌آفرينند. درود به ملت شريف و آگاه و فداكار ايران كه محبت و پشتيباني بي‌دريغ خود را از پاسداران و سربازان با ارسال نان و ميوه و پتو و دارو و احتياجات ديگر منطقه در كمال بلند نظري و سخاوت، بي‌نظير نشان داده است. چقدر تكان دهنده و رقت‌انگيز است كه مي‌بينند يكي پول فرستاده و ديگري كه به هندوانه دسترسي داشته كاميون بار كرده و آن ديگر نان بار كرده و ديگري از جنوب شيريني ارسال داشته، ديگري دوستان را جمع كرده چند نفري با هر چه داشته‌اند در معركه نبرد حاضر شده‌اند و آن يكي كه هيچ چيز نداشته خود را به ما رسانده و در كمال خلوص، جان خود را تقديم كرده و با التماس تقاضا مي‌كند كه به او نيز فرصت شهادت داده شود. راستي كه اين ملت زنده و بيدار، با اين پشتيباني عميق خود بزرگترين تظاهرات ارزنده اين كشور را در رابطه با مساله كردستان از خود نشان داده است. درود بي پايان به رهبر عاليقدر انقلاب ايران، امام خميني كه با فرمان انقلابي خود، روحي جديد به همه مرم ايران دميد و جهشي بزرگ در تاريخ انقلاب اين كشور بوجود آورد و يكبار براي هميشه به استعمارگران خارجي و دست نشاندگان داخلي آنها ثابت كرد كه توطئه‌هاي شوم آنها بر انقلاب پيروزمند انقلاب اسلامي ايران كارگر نيست.

 به پيش، سربازان از جان گذشته پيروز انقلاب اسلامي ايران.(اطلاعات11/6/1358)

پيام دكتر چمران

ارتش و پاسداران در غرب كشور وارد عمل شدند.

ديروز نيروهاي ارتش و پاسداران در منطقه غرب وارد عمل شدند و همزمان با ان دكتر چمران پيام زير را فرستاد:

بسم الله الرحمن الرحيم  درود بي پايان به ارتش جمهوري اسلامي درود به خلبانان نيروي هوايي، به كسانيكه همچون شهاب، آسمان غرب ايران را از شمال تا جنوب از شرق به غرب مي‌پوشانند و مواضع ضد انقلابيون را مي كوبند و به دنيا نشان مي‌دهند كه عالي‌‌ترين خلبانان و وفادارترين از جان گذشتگان انقلاب اسلامي ايرانند. درود به خلبانان هوانيروز كه سخت ترين ماموريت‌هاي خطرناك را با شحاعت و فداكار بي نظير انجام مي‌دهند و در مقابل رگبار مسلسل‌ها وارد معركه ميشوند و يك لحظه از مسووليت حياتي خود سرباز نمي‌زنند.

همين ديروز كه با عده‌اي از پاسداران و نيروهاي ويژه به ماموريت مي رفتيم دو هلي‌كوپتر ما هدف گلوله قرار گرفت بريكي دو گلوله و برديگري چهار گلوله اصابت كرد و با انكه به انها فرمان دادم فوراً منطقه را ترك كنند تا آخرين  گلوله خود و آخرين  ذخيره بنزين در معركه ماندند و صحنه را ترك نكردند درود به نيروهاي ويژه و زبده ارتش كه براي ماموريتهاي سخت و محال برهم پيشي ميگيرند و چون عقاب آماده  هجوم به هر منطقه بحراني و خطرناك هستند. درود به افسران و درجهداران و تكاوران و سربازان كه داوطلبانه به صحنه خطر امده اند و با روحي جديد و ايماني قوي به فرمان امام به پيش مي تازند و از هيچ مانعي روي گردان نيستند درود به پاسداران انقلاب و كميته هاي شهرها و نيروهاي مردمي و برادران كرد مومن كه به استقبال شهادت آمده‌اند و معركه مرگ و حيات را به صحنه جشن و شادي مبدل كرده‌اند و سر از پاي نمي‌شناسند و به جلو ميتازند و آسمان را پر شهادت شهيد ميگيرند و زمين را باخون خود منقوش مي‌كنند و صحفه‌اي گلگون بر تاريخ پرافتخار اين آب و خاك مي‌آفرينند درود به ملت شريف و آگاه و فداكار ايران كه محبت و پشتيباني بي دريغ خود را از پاسداران و سربازان با ارسال نان وميوه و پتو و دارو و احتياجات ديگر منطقه در كمال بلند نظري و سخاوت بي نظير نشان داده است. چقدر تكان دهنده و رقت انگيز است وقتي كه مي بينند از اين ملت يكي پول فرستاده ديگري كه به هنداونه دسترسي داشته به كاميون بار كرده و آن ديگر نان فرستاده و ديگري از جنوب شيريني ارسال داشته ديگري دوستان را جمع كرده چند نفري با هر چه داشتند در معركه نبرد حاضر شده‌اند و آن يكي كه هيچ چيز نداسته است خود را به محل رسانده و در كمال خلوص جان خودرا تقديم كرده و با التماس تقاضا مي‌كند كه به او نيز فرصت شهادت داده شود. راستي كه اين ملت زنده و بيدار با اين پشتيباني عميق خود بزرگترين تظاهرات ارزنده اين كشور را در رابطه با مساله كردستان از خود نشان داده است.

درود بي پايان به رهبر عاليقدر انقلاب ايران امام خميني كه با فرمان انقلابي خود روح جديد بهمه مردم ايران دميد و جهشي بزرگ در تاريخ انقلاب اين كشور بوجود آورد و يكبار براي هميشه استعمارگران خارجي و دست نشاندگان داخلي آنها ثابت كرد كه توطئه شوم آنها بر انقلاب پيروزمند اسلامي ايران كارگر نيست. به پيش سربازان از جان گذشته پيروز انقلاب اسلامي ايران. (كيهان11/6/1358)

گفت و گو با دكتر مصطفي چمران معاون نخست‌وزير ايران

چمران تنها معاون نخست‌وزير مسلسل بدست دنيا

دكتر مصطفي چمران معاون نخست‌وزير، مردي كه عليرغم سالها مبارزه بدليل شرايط خاص اطلاعاتي در رژيم شاه مخلوع هنوز براي بسياري از مردم ما ناشناخته مانده با حادثه خونين پاوه ناگهان نامش بر سر زبانها افتاد. شرح عمليات متهورانه او در ژاندارمري پاوه و بعد از آن با تحليلي كه مهندس بازرگان از وي به عمل آورد. بدان‌گونه كه گفت: نامش بايد در تاريخ ايران ثبت شود.  اگر چه ناشناخته اما آشنا با دلهاي مردم. بعد از سالها قطب‌زاده، مدير راديو و تلويزيون، خبرنگاران و عدسي كنجكاو دوربين عكاسان و فيلم برادران را در "هاوانا» به خود جلب كرده و بعد از ابوالحسن بني صدر كه حالا، ديگر همگان او را به عنوان تئورسين و متفكر اسلامي پذيرفته‌اند، مصطفي چمران، بيش از همه دولتمردان، پيرامون خود، شايعه دارد.

او كيست؟ از كجا آمده؟ چگونه ناگهان سر از كاخ نخست‌وزيري درآورده و با عنوان معاون نخست‌وزير، مسلسل بدست، به غرب كشور رفته است. او كه پشتوانه سالها مبارزه در فلسطين را با خود دارد، چگونه به عضويت سازمان "امل» در لبنان در آمده و چگونه، پس از پيروزي انقلاب، سروكله اش در ايران پيدا شد. و چندي بعد، مقام معاونت نخست‌وزير را احراز كرده است؟ بديهي است اين چنين چهره‌اي، با چنان پشتوانه و عملكردي بايد شايعات بسياري با خود داشته باشد، به ويژه كه چندي پيش نيز گفته شد: "چمران» سازمان امنيت جهنمي شاه و نصيري را دوباره در ايران سازماندهي و احياء مي‌كند» هر چند كه اين شايعه، بيدرنگ با لحن تند و قاطع دكتر صادق طباطبايي، معاون سياسي نخست‌وزير و سخنگوي دولت به شدت تكذيب شد. . . 

بالاخره، چمران كيست؟ او چنان كه اينجا و آنجا شنيده مي‌شود يك جاسوس است؟ ماموري ورزيده و فعال ‌از جانب سيا است تا انقلاب ايران را رنگ و سويي از آمريكايي بدهد؟ آيا نيم نگاهي به اسراييل دارد يا به شرق يا به غرب؟‌يا او آن‌چنان كه در يكي دو هفته اخير، عملاً‌نشان داد، نان ايران را بر لب و جان خويش را بر كف گرفته و در كوه و كمر پر خطر كردستان، الله اكبر گويان، شهادت را جستجو مي‌كند؟

فرصتي است تا مصطفي چمران را كه يكبار نيز ساواك شاه او را به مرگ محكوم كرده، از زبان خودش بشناسيم و او را در كنار شايعاتي كه پيرامونش وجود دارد، با عيار وجدان بسنجيم. در كنارش مي‌نشينيم و از او مي‌خواهيم، برايمان از "مصطفي چمران» بگويد و از گذشته هاي دور و نزديك . . .

آرام ـ بر خلاف آنچه كه از مبارزات و منش نظامي‌اش انتظار مي‌رودـ با جملات كوتاه سخن مي‌گويد:

چمران، از دو كلمه "چم» و "ران» تشكيل شده است. چم يعني جمشيد و ران يعني ايران. ضمناً محلي هم بين ساوه و طالقان وجود دارد كه در نقشه بنام چمرون مشخص شده است. از ايل شاهسونم. متولد 1311 در محله عودلاجان، تحصيلات ابتدايي را در مدرسه انتاريه و دبيرستان را در دارلفنون و البرز گذراندم. دوران دانشجويي من در دانشكده فني، مقارن با كودتاي 28مرداد بود. البته من از 15 سالگي عضو انجمن اسلامي ‌بودم و در مسجد هدايت، پاي وعظ و تفسير قرآن حضرت آيت‌الله طالقاني حاضر مي‌شدم.

شاگرد بازرگان

مصدق؛معبود من بود. در تمام تظاهرات شركت مي‌كردم. سخت‌ترين مبارزات من در دانشگاه بود. شريعت رضوي، قندچي و بزرگ نيا كه روز 16 آذر 32 شهيد شدند، هر سه دوستان و همكلاسي من بودند. در آن سال بخاطر ورود نيكسون به ايران بچه‌ها را مي‌گرفتند و به خارك مي‌فرستادند. من راجع به اين وقايع در آمريكا مطلبي در روزنامه‌اي بنام "16 آذر» نوشتم و شرح وقايع را مو به مو دادم. در دانشكده فني، مهندس بازرگان استاد من بود يكبار بجاي نمره 20 به من 22 داد و من معروف اين نمره شدم! من مأمور پخش روزنامه راه مصدق در دانشگاه بودم. اين كار بسيار سخت و پردردسر بود. در سال 1336 بر اثر يورش عمال دكتر اقبال به نهضت مقاومت ملي 85 نفر در سراسر ايران دستگير شدند من هم جزو دستگيرشدگان بودم. دكتر علي شريعتي از جوانترين دستگيرشدگان بود. سال 1337 با بورسي كه به مناسبت شاگرد اولي در دانشكده داشتم به تگزاس رفتم. مدرك مهندسي برق را در آنجا گرفتم بعد به دانشگاه كاليفرنيا بركلي رفتم. در همان موقع، دولت بورس مرا قطع كرد چرا كه فعاليت‌هاي سياسي داشتم و چون نمراتم عالي بود، توانستم از بورس دانشگاه استفاده كنم.

مبارزه مسلحانه

اولين كار من، تأسيس انجمن اسلامي‌بود. صادق قطب‌زاده در واشنگتن، يزدي، در نيوجرسي و من در بركلي در سالهاي 60-1959 اين انجمن‌ها را بوجود آورديم. بعد انجمن‌هاي دانشجويي را بر پا كرديم و از همان موقع در ليست سياه ساواك قرار گرفتيم و اولين و بزرگترين تظاهرات عليه شاه را ما در سانفراسيسكو بر پا كرديم كه براي او، غير مترقبه بود. بعد از فراغت از تحصيل، به اتفاق يزدي و قطب‌زاده، با دكتر شايگان كه رهبر جبهه ملي در خارج از كشور بود، همكاري كردم و مسوول تبليغات آن بودم. در همين روزها بود كه قيام خونين 15 خرداد 42 بوقوع پيوست و ما در آنجا پس از بحث‌هاي فراوان نتيجه گرفتيم كه بايد، مبارزات مسلحانه را آغاز كرد. به همين علت، از جبهه ملي بيرون آمديم و با معرفي آيت‌الله طالقاني، و بازرگان من و يزدي و قطب‌زاده، با گروهي به مصر رفتيم و دو سالي (از 62 تا 64) در آنجا تعليمات چريكي ديديم. روابط ايران با مصر قطع شد و ما به لبنان رفتيم، چون پس از مطالعات زياد دريافتيم بهترين پايگاه براي تعليمات چريكي و مبارزات ما در خارج لبنان است، زيرا هم به ايران نزديك است و هم مسافر ايراني زياد به لبنان مي‌آيند و از طرفي عبور و مرور آسان است و مقاومت فلسطيني آنجا هم پايگاهي دارد البته با فلسطينيها از آمريكا آشنايي داشتيم. مهمتر از همه وجود امام موسي صدر بود كه با تمام قدرت از ما حمايت مي‌كرد. من از 1970 به لبنان رفتم و امام موسي صدر، مرا به مديريت مدرسه صنعتي "جبل عامل» منصوب كرد و همانجا پايگاه ما شد. هشت سال در آنجا زندگي كرديم البته رفتن من به لبنان بر اثر تصميم دسته جمعي گروه ما بود كه دكتر يزدي و قطب‌زاده هم جزو آن بودند به من ماموريت دادند و در آنجا خدمت كنم. در لبنان حركت مجرومين و جناح نظامي افواج مقاومه لبنانيه را بوجود آورديم كه مسوول سازماندهي آن من بودم. و بچه ها را تعليم مي‌داديم.

توطئه قتل

چه گروهي را تعليم مي‌داديد؟

ـ گروه‌هاي ملي مسلمان از بچه‌هاي انجمن اسلامي كه از نهضت آزادي و مقاومت ملي بودند و مهندس سحابي و بازرگان آنها را انتخاب مي‌كردند. در خارج هم دانشجويان انتخاب و به لبنان اعزام مي‌شدند، البته در آنجا، علاوه بر امام موسي، ياسرعرفات هم خيلي به ما محبت داشت. بارها، مامورين شاه، براي كشتن من آمدند و مامورين امن عرفات با خبر شده و مانع عمل آنها شدند.

·       در يكي از مطبوعات آمده بود كه شما از شاه و ساواك پول مي‌گرفتيد؟

ـ بايد اين اتهام را ثابت كنند وگرنه بايد 80 ضربه شلاق بخورند.

·   مي‌گويند در ماجراي خوزستان علاوه بر گروه جرج حبش، گروه امل هم بيكار بوده و اين را از چشم شما مي‌بينند، در اين مورد چه جوابي مي‌دهيد؟

ـ البته من، چندين بار به خوزستان رفتم و پاسداران ما كه خود من تربيتشان كردم (در حدود 50 ـ40 نفر)در سخت‌ترين مرزهاي شط‌العرب و شلمچه و نقاط خطرناك پاسداري مي‌كنند و هر شب با عراقي‌ها و جبهه تحريريه، مبارزه دارند. گروه جرج حبش و طرفداران او، در خوزستان فعاليت داشتند و پايگاه‌هايي براي تعليم چريك، بوجود آورده بودند و در تخريب‌هايي كه در جنوب بوجود آمده دست داشتند. ولي اين كه ما فعاليت داريم، بايد بگويم خير، چون در لبنان جبهه "شعبيه» (متعلق به جرج حبش) هميشه جنگندگان "امل» را از پشت سر مورد حمله قرار داده و مي‌كشد و اكثراً در همان زمان جاسوسان ساواك در جبهه "شعبيه» رخنه مي‌كردند. و گسترش مي‌دادند و هيچ دليلي نمي‌بينم كه گروه امل با آن همه دشمني با جرج حبش، در خوزستان، با آنها هم صدا و همكار شوند. 

سازمان "امل» سازماني است كه بيش از هر سازمان و تشكيلاتي، به رهبري امام خميني و انقلاب اسلامي ايران، ايمان و اعتقاد دارد و افراد آن حاضرند جان خود را در به ثمر رسيدن اين انقلاب فدا كنند.

فتح و امل

·       رابطه "امل» با "الفتح» چگونه است؟

ـ از روز اول، باهم رابطه و همكاري دوش به دوش داشته‌اند. در چهلم دكتر شريعتي، ياسر عرفات در آن مراسم باشكوه گفت: فتح همان امل و امل همان فتح است. بدون سازمان امل، فتح در جنوب لبنان زنده نخواهد ماند، ولي اين را بگويم كه كمونيست‌ها، با آنها مخالف هستند.

·       مي‌گويند سازمان امل، يك سازمان فاشيستي و سرسپرده آمريكاست؟

ـ سازمان امل سازمان شيعيان لبنان است كه صدها شهيد در مقابل اسراييل و فالانژيست‌ها داده است. آن كسي كه به اين سازمان شك كند، خودش خائن است. دليلش همان سخن ياسر عرفات است كه قبلاً‌عرض كردم. آن كساني كه عليه انقلاب اسلامي ايران توطئه مي‌كنند، عليه سازمان امل هم توطئه مي‌كنند. ربودن امام موسي صدر، يك توطئه امپرياليستي و صهيونيستي بود. اگر امام موسي صدر آمريكايي، بود مسلماً او را نمي‌دزديدند.

مبارزه عليه آمريكا

·   مدتي است حملات گوناگون به شما شروع شده است. شما را ابر قدرت ايران مي‌دانند و دست‌نشانده آمريكا، در اين مورد چه مي‌گوييد؟ اصولاً ‌چرا اين طور در مطبوعات مطرح شديد: مردي مرموز و پرقدرت و خشن كه حتي برنامه‌هايي دارد؟!

ـ زندگي من سراسر مبارزه است. در آمريكا پس از آن همه تحصيلات، همه چيز را رها كردم و دنبال مبارزه را گرفتم. هشت سال در لبنان هر لحظه در انتظار مرگ بودم. 90 درصد زندگي خود را در صحنه‌هاي جنگ گذراندم. بهترين دوستانم، در مقابل چشمانم شهيد شدند. كساني كه مرا مي‌شناسند، مي‌دانند، افتخار من در اين است كه در مقابل ظلم و طاغوت ذره‌اي كرنش نكردم. سابقه مبارزات من و يارانم در آمريكا به حدي درخشان است كه اگر كسي نگاهي به آن بكند، مي‌فهمد عليه آمريكا چه مبارزاتي كرديم. استعمار، يا دشمنان نهضت، با آدمهاي عادي كار ندارند، ولي مي‌خواهد آدمي را كه سالها در انقلاب گذرانده و سازمانها را رهبري كرده، بكوبند. اين حملات به اين دليل  شروع شده است، چون مي‌بينند، در مريوان و پاوه و سقز، آنها را بشكست  كشانديم. لباس جنگ پوشيديم و ديدند كه با كسي روبرو هستند كه با صد نفر مثل آنها، برابر است.

ابر مرد ايران

·       در مورد اينكه شما ابرمرد ايران هستيد، چه مي گوييد؟!

ـ من خاك پاي همه ايرانيان هستم. بدنبال شهرت نيستم. همه چيز براي من صفر است.

·       مي‌گويند چطور شده از راه نرسيده صاحب مقام شده‌ايد؟

ـ من براي شغل نيامدم. در سال 1942 دوستان تصميم گرفتند به ايران بازگردم. تا بغداد هم آمدم، ولي مهندس بازرگان و دكتر سحابي خبر دادند كه پرونده من آنقدر سنگين است كه اگر به ايران باز گردم، نابود مي‌شوم. زندگي ما براي ديگران معيار بوده است. هر كس بخواهد ما را بكوبد، خودش مطرود و منكوب مي‌شود.

چپ‌ها در كردستان

·   شما در مصاحبه تلويزيوني چند وقت پيش گفتيد كه در مريوان و كردستان، توطئه‌ها از طرف گروه‌هاي چپ بوده است. و آنها، شما و ارتش را متهم به كشتار و ديكتاتوري مي‌كنند. آيا در مورد دخالت گروه‌هاي چپ مداركي در دست داريد؟

ـ وجود چريكهاي فدايي خلق در آنجا به طور روزمره بهترين مدرك است. حزب دمكرات، شفق سرخ و جلال طالباني‌ها با همه نيروهايشان در كردستان حاضرند و عليه دولت و ارتش شعار مي‌دهند. دوستان من در آنجا جاسوسان خارجي را ديده‌اند.

·       جاسوسان چه كشورهايي را؟

ـ متأسفانه وضع ما طوري است كه فعلا نمي‌توانيم اسم ببريم. انشاءالله بعداً افشاگري خواهيم كرد. در جلساتي كه داشتيم ناگهان يك نفر شروع به حمله مي‌كرد و سئوال مي‌كرد كه مشخص بود از افراد محلي نيست. وقتي تحقيق مي‌كرديم، مي‌فهميديم چريك فدايي است و اصلاً‌اهل اينجا هم نيست و از جاي ديگر آمده است.

·       چه سئوالي مي‌كردند؟

ـ مثلاً سئوال مي‌كنند اگر جاسوس صهيونيسم ديده‌ايد چرا فاش نمي‌كنيد؟ چرا خيانت مي‌كنيد؟ اين سئوالها به صورت تحريك‌آميزي مطرح مي‌شد تا من صورت جاسوسهاي خارجي را شرح دهم و آنها بفهمند كه ما چقدر از كارهاي آنها اطلاع داريم.

·       آيا شما در مقابل آنها عكس‌العمل نشان مي‌داديد؟

ـ البته، وقتي به آنها مي‌گفتيم شما به انقلاب اسلامي اعتقادي نداريد و مي‌خواهيد انقلاب كمونيستي كنيد افراد مسلح آنها مي‌آمدند و شاخ و شانه مي‌كشيدند تا ما را بترسانند.

·       مردم عادي با افراد حزبهاي مختلف چه روابطي دارند؟

ـ هميشه بين آنها دعواست و حزبي‌ها به اهل شهر مي‌گويند: شما مي‌خواهيد ملت خود را بفروشيد. آنها هم در جواب مي‌گويند: شما مي‌خواهيد شهر و زندگي ما را به آتش بكشيد. من مدتها در صحنه عمل، توطئه‌ها را ديدم و لمس كردم براي من مهم نيست كه درباره من چه مي‌گويند. من مي‌خواهم خطر ضدانقلاب را دفع كنم.

·       بعد از ورود ارتش، عكس‌العمل‌ها چگونه بود؟

ـ مردم با شادي پذيرفتند ولي كمونيستها تظاهراتي بر پا كردند كه چرا ارتش مسلحانه وارد شهر شدند.

·       آيا دخالت ارتش صحيح بود؟

ـ اول ارتش دخالتي نكرد و اصلاً نمي‌خواست وارد كردستان شود. اين گروه‌هاي مختلف بودند كه مسلحانه عمل كردند و تظاهرات خونين به راه انداختند و ارتش را مجبور كردند وارد عمل شود. براي اين دولت، هيچ چيز پراهميت‌تر از آرامش و امنيت نيست. دولت نمي‌خواهد درگيري بوجود بيايد.

·       آيا ارتش ما فعلاً به حد كافي قدرت دارد؟

ـ دولت ما قويترين دولت است. قدرتش به ارتشش نيست، به قدرت ملتش است، ارتش هم نباشد ملت با يك فرمان امام به راه مي‌افتد. اما ارتش ما قوي، مؤمن و فداكار است.

·       آيا شما فرمانده سپاه پاسداران انقلاب هستيد؟

ـ خير قرار بود من مسوول شوم، ولي آقاي منصوري مسوول است و زير نظر شوراي انقلاب كار مي‌كند.

·       كار شما در دولت چيست؟

ـ ايجاد هماهنگي بين نيروهاي موجود (ارتش ـ ژاندارمري ـ شهرباني و سپاه پاسداران).

·       خدانگهدار، آقاي چمران از اينكه اسلحه بسته‌ايد خسته نمي‌شويد؟

ـ من سالها با اسلحه خوابيده‌ام و همين عادت است كه ضدانقلاب را بيچاره كرده است. (اطلاعات12/6/1358)

پيام دكتر چمران معاون نخست‌وزير:

توطئه‌كنندگان عليه انقلاب اسلامي به شدت سركوب مي‌شوند.

دكتر چمران، ديشب طي پيامي خاطرنشان ساخت: كساني كه عليه انقلاب اسلامي ايران توطئه كنند، به شدت سركوب خواهند شد. متن پيام به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

هموطنان عزيز كرد، مدتي بود توطئه‌گران به تحريك استعمارگران خارجي منطقه شما را محل تاخت و تاز فعاليت‌هاي سياسي، نظامي مخرب قرار داده بودند، بيگناهان را مي‌كشتند، خانواده‌ها را تار و مار مي‌كردند، با قدرت سلاح، افكار سياسي خويش را در منطقه تحميل مي‌كردند و مخالفين خود را از بين مي بردند. امنيت منطقه را مختل كرده بودند و به طور كلي عليه انقلاب اسلامي ايران و به خاطر مصالح خارجي توطئه كردند. دولت سعي كرد به طور مسالمت‌آميز گمراهان را به راه آورد و از خونريزي جلوگيري كند، اما مفسدين از اين حسن‌نيت و آزادي سوءاستفاده كردند و قسمتي از وطن عزيز را به آتش كشيدند و بي‌شرمانه عليه دولت مركزي علم مخالفت برافراشتند و آشكارا عليه انقلاب اسلامي ايران دست به فعاليتي شديد زدند.

بالاخره رهبر عاليقدر انقلاب امام خميني فرمان داد تا مفسدين و توطئه‌گران به شدت سركوب شوند و همان‌طوري كه ديديد توطئه‌گران به سرعت قلع و قمع شدند و راه فرار را پيش گرفتند و از آن همه گزاف‌بافيها و عربده‌كشيدن‌ها چيزي بجاي نماند. به خواست خداي بزرگ و به بركت رهبري انقلاب و با اراده ملت از جان گذشته ايران امنيت به منطقه شما بازگشت. و اكثريت مردم با خوشحالي زياد به خانه و كاشانه خود بازگشتند. ولي هنوز عده‌اي از مردم ساده فريب خورده در كوه‌ها متواري هستند و از بازگشت به خانه خود وحشت دارند. اما به فرمان امام خميني عفو عمومي صادر شده است و همه فريب‌خوردگان به شرط آنكه اسلحه خود را تحويل دولت دهند و از گذشته خود نادم باشند،‌مشمول اغماض و عفو عمومي مي‌شوند و كساني كه جرم بزرگي مرتكب شده باشند، به محكمه خوانده مي‌شوند و فقط محكمه مي‌تواند در امر آنها رأي دهد و هيچكس حق تعرض به جان و مال ديگري را ندارد.(اطلاعات14/6/1358)

پيام دكتر چمران

دكتر مصطفي چمران ديشب طي پيامي خاطر نشان ساخت كساني كه عليه انقلاب اسلامي ايران توطئه كنند، ‌به شدت سركوب خواهند شد

بسم الله الرحمن الرحيم

هموطنان عزيز كرد، مدتي بود توطئه‌گران به تحريك استعمارگران خارجي منطقه شما را را محل تاخت و تاز فعاليتهاي سياسي ـ نظامي مخرب قرار داده بودند. بيگناهان را مي‌كشتند، خانواده‌ها را تار و مار مي‌كردند، ‌با قدرت سلاح افكار سياسي خويش را در منطقه تحميل مي‌كردند و مخالفين خود را از بين مي‌بردند و امنيت منطقه را مختل كرده بودند و بطور كلي عليه انقلاب اسلامي ايران و بخاطر مصالح خارجي توطئه كردند.

دولت سعي كرد بطور مسالمت آميز، گمراهان را براه آورد  و از خونريزي جلوگيري كند، اما مفسدين از اين حسن‌نيت و آزادي سوء استفاده كردند و قسمتي از وطن عزيز را به آتش كشيدند و بي شرمانه عليه دولت مركزي علم مخالفت برافراشتند و آشكارا عليه انقلاب اسلامي ايران دست به فعاليت شديد زدند. بالاخره رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي امام خميني فرمان داد تا مفسدين و توطئه‌گران به سرعت قلع و قمع شوند و راه فرار را پيش گرفتند و از آن همه گزاف بافيها و عربده كشيدنها چيزي بجا نماند.

بخواست خداي بزرگ و به بركت رهبر انقلاب و با ارداه از جان گذشته مردم ايران، امنيت به منطقه شما بازگشت و اكثريت مردم با خوشحالي زياد به خانه و كاشانه خود بازگشتند.

ولي عده‌اي از مردم ساده و فريب خورده در كوهها متواري هستند و از بازگشت به خانه خود وحشت دارند، اما بفرمان امام خميني عفو عمومي صادر شده است. و همه فريب خوردگان به شرط آنكه اسلحه خود را تحويل دولت بدهند و از گذشته خود نادم باشند مسوول اغماض و عفو عمومي مي شوند و كسانيكه جرم بزرگ مرتكب شده باشند به محكمه خوانده ميشوند و فقط محكمه مي‌تواند در امر آنها راي بدهد و هيچكس حق تعرض به جان و مال ديگري را ندارد.

پادگانهاي ارتش نيز مشغول جمع آوري اسلحه با تحويل رسيد به صاحب اسلحه مي‌باشند.

اكنون وقت آن فرا رسيده است كه همه متواريان و حتي فريب خوردگان  به خانه خود بازگردند و بخطاي خود اعتراف كنند و از اعمال ناشايسته خود توبه نمايند و به دامن ملت باز گردند. دولت نيز سلامتي و امنيت آنان را تضمين خواهد كرد.

اما آنها كه خداي ناكرده عليه انقلاب اسلامي ايران و رهبر بزرگوار آن توطئه كنند و احيانا عليه نيروهاي انتظامي اسلحه بكشند شديداً سركوب خواهند شد ودولت و ارتش به هيچ وجه به آنان رحم نخواهد كرد و در دنيا و آخرت سرشكسته و روسياه خواهندشد.(كيهان14/6/1358)

چمران: دموكرات‏ها در اولين مرحله جنگهاي پارتيزاني هستند.

 در سركوبي دمكراتها، راه حل سياسي را نبايد فراموش كرد. 

دكتر مصطفي چمران وزير دفاع جمهوري اسلامي ايران، امروز براي هماهنگ ساختن عمليات مبارزه با مهاجمان به كردستان رفت. دكتر مصطفي چمران دو روز پيش همراه با" هاشم صباغيان» وزير كشور و مسئولان ارتش و سپاه پاسداران انقلاب و حجت الاسلام خامنه اي معاون وزارت و دفاع در قم به حضور امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران رسيد و درباره مسائل منطقه غرب كشور بويژه كردستان، با امام گفتگو و تبادل نظرهائي بعمل آورد.  يادآوري مي‌شود دكتر مصطفي چمران، يك ماه پيش از غرب كشور به تهران بازگشت و سرگرم كارهاي اداري خود بود و در اين مدت، عده‌اي زياد از مردم درخواست مي‌كردند كه او دوباره به كردستان بازگردد و اوضاع نابسامان آن منطقه را سامان بخشد و باعث دلگرمي رزمندگان و پيشرفت سريع نيروهاي انقلابي گردد.  دكتر مصطفي چمران در گفتگوئي درباره علت بازگشت خود به كردستان گفت: "حقيقت اين است كه ما در ماه گذشته همه شهرها و مواضع مهم استراتژيك دشمن را به تصرف درآورديم و بزرگترين ضربات را به آنها زديم و نيروهاي آنها را بكلي متلاشي كرديم آنگاه ارتش در پادگانها مستقر شدو عمليات نظامي متوقف گرديد و پاكسازي منطقه از افراد حزب منحله دمكرات به ژاندارمري محول شد و طبق رسوم، ارتش در داخل پادگانهاي خود در خارج شهرها مستقر شد و هيچ نوع درگيري با مردم شهرها نداشت.  ضمناً پس از پيروزي نظامي ماه گذشته ارتش، دولت تصميم گرفت كارهاي عمراني و اجتماعي در منطقه را گسترش دهد و راه مسالمت و محبت را باز و همه متهمين را عفو كند تا هرچه زودتر زندگي عادي برقرار شود و حتي الامكان از درگيري و جنگ و ستيز بپرهيزد و حسن نيت خود را به برادران و هموطنان كرد و همه دنيا عملاً نشان دهد».  دكتر مصطفي چمران وزير دفاع افزود: "به ارتش دستور داده شد كه وارد شهرها نشود و از درگيري با مردم خودداري كند و باصطلاح، روش سياسي براي حل مسئله در نظر بگيرد زيرا دولت قدرت قاطع خود را عملاً به همه نشان داده بود و ديگر لزومي نداشت كه ارتش دست به عمل نظامي بزند و شدت عمل به خرج دهد.  اما متاسفانه توطئه گران و فريب خوردگان براي هرچه بيشتر به آشوب كشيدن منطقه، راضي به راه حل سياسي نبودند و از كارهاي عمراني و جهاد سازندگي دل خوشي نداشتند و ميخواستند كه پيروزيهاي ارتش را با آشوب و هرج و مرج خنثي كنند و لذا دست به ترور و كشتار بي گناهان زدند و اينجا و آنجا به مردم و پاسداران حمله كردند و نظم و آرامش منطقه را به هم زدند و حمله به پاسداران در راه سردشت بانه در دنباله همين سلسله عمليات تروريستي بود».  دكتر چمران در قسمت ديگري از سخنان خود گفت: "قبل از ماه گذشته، دموكراتها قوي ترين قدرت منطقه بودند و همه شهرهاي كردستان را زير سلطه داشتند و حتي با اسلحه سنگين و تانكها و توپهاي سنگين، داراي يك ارتش بودند و در حملات آنان هزاران مسلح شركت داشتند در حالي كه بعد از شكست، نيروهاي آنها به طور كلي متلاشي شد و فعلاً در اولين مرحله جنگ‏هاي پارتيزاني هستند كه ترور و حمله و گريز از ويژگيهاي آن است». دكتر مصطفي چمران در پايان گفت: "همانند گذشته هر گاه ارتش تصميم بعمل بگيرد، قادر است نيروهاي آنها را متلاشي كند و البته اين درحالي است كه ما معتقديم نبايد راه حل سياسي و عمراني را فراموش كرد».(كيهان25/6/1358)

دكتر چمران: عمليات پاكسازي در كردستان ادامه دارد.

فداكاري ارتش و پاسداران و مردم منطقه نشان داد كه هيچ توطئه داخلي و خارجي نمي‌تواند به انقلاب اسلامي خدشه‌اي وارد سازد.

سنندج ـ خبرگراي پارس: پيش از ظهر امروز دكتر چمران معاون نخست وزير در امور انقلاب طي يك مصاحبه اختصاصي در فرودگاه سنندج گفت:" عمليات پاكسازي مناطق مختلف كردستان از جمله سقز ـ بانه ـ مهاباد سردشت ومريوان همچنان ادامه دارد و در خلال دو روزاخير پاسداران انقلاب اسلامي اعزامي به اين مناطق توانسته‏اند. تعداد زيادي سلاحهاي سنگين از جمله دو فروند تانك تعدادي توپ با بردهاي مختلف مسلسل و مقادير زيادي مسلسل كلاشينكف ـ ژ3 ـ و غيره كشف نمايند». آقاي دكتر چمران افزود: "واقعيت اين است كه تجربه حوادث ناگوار كردستان اين حقيقت را ثابت كرد كه هيچ نيروئي و هيچ قدرت ضد انقلابي چه در خارج و چه در داخل نميتواند به انقلاب اسلامي ملت ايران خدشه‌اي وارد سازد. زيرا جانبازي و فداكاري و در عين حال جديت نيروهاي ارتش و پاسداران و كمك خود مردم مناطق مختلف كردستان ثابت نموده كه چگونه اين مناطق در مدت كوتاهي از دست عناصر ضدانقلاب خائن ووطن فروش گرفته شده و اكنون نيز پاكسازي آنها به شدت ادامه دارد».

دكتر چمران ساعت يازده ديروز از سردشت وارد سنندج شد. و پس از بررسي وضع پاسداران در سنندج به تهران باز گشت.(جمهوري اسلامي26/6/1358)

دكتر چمران:ارتش مي‌‌‌تواند ضد انقلاب را متلاشي كند.

تهران ـ خبرگزاري پارس:دكترمصطفي چمران وزير دفاع جمهوري اسلامي ايران براي هماهنگ ساختن عمليات مبارزه با مهاجمان به كردستان سفر كرد.

دكتر مصطفي چمران دو روز پيش همراه با هاشم صباغيان وزير كشور و مسوولان ارتش و سپاه پاسداران انقلاب و حجت‌الاسلام خامنه‏اي معاون وزارت دفاع در قم به حضور امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران رسيد و در باره مسايل منطقه غرب كشور به ويژه كردستان با امام گفتگو و تبادل نظرهايي به عمل آورد. يادآور مي‌شود كه دكتر مصطفي چمران يك ماه پيش از غرب كشور به تهران بازگشت و سرگرم كارهاي اداري خود بود. ودر اين مدت عده زيادي از مردم درخواست مي‌كردند كه او دوباره به كردستان بازگردد و اوضاع نابه‌سامان منطقه را سامان بخشد و باعث دلگرمي رزمندگان و پيشرفت سريع نيروهاي انقلابي گردد.

طي گفتگويي در آستانه سفر به كردستان از دكتر چمران سئوال شد كه علت بازگشت ماه گذشته شما از كردستان چه بود؟

وزير دفاع گفت: حقيقت اين است كه ما در ماه گذشته همه شهرها و مواضع هم استراتژيك دشمن را به تصرف درآورديم و بزرگترين ضربات را به آنها زديم و نيروهاي آنها را متلاشي كرديم. آنگاه ارتش در پادگان‌ها مستقر شد و عمليات نظامي متوقف گرديد و پاك‌سازي منطقه از افراد حزب منحله دمكرات به ژاندارمري محول شد و طبق رسوم ارتش در داخل پادگان‌هاي خود در خارج شهرها مستقر شد و هيچ نوع درگيري با مردم شهرها نداشت. ضمناً پس از پيروزي نظامي ماه گذشته دولت تصميم گرفت كه كارهاي عمراني را و اجتماعي در منطقه را گسترش دهد و راه مسالمت و محبت را باز و همه متهمين را عفو كند تا هر چه زودتر زندگي عادي برقرار شود و حتي‌الامكان از درگيري و جنگ و ستيز بپرهيزد و حسن نيت خود را به برادران و هم‌وطنان كرد و همه دنيا عملاً نشان دهد.

دكتر مصطفي چمران وزير دفاع افزود: به ارتش دستور داده شد كه وارد شهرها نشود و از درگيري با مردم خودداري كند. و به اصطلاح روش سياسي براي حل مساله در نظر بگيرد. زيرا دولت قدرت قاطع خود را عملاً به همه نشان داده بود و ديگر لزومي نداشت كه ارتش دست به عمل نظامي بزند و شدت عمل به خرج دهد. اما متاسفانه توطئه‌گران و فريب خوردگان براي هر چه بيشتر به آشوب كشيدن منطقه راضي به حل سياسي نبودند و از كارهاي عمراني و جهاد سازندگي دل خوشي نداشتند ومي‌خواستند كه پيروزي‌هاي ارتش را با آشوب و هرج ومرج خنثي كنند و لذا دست به ترور و كشتار بي‌گناهان زدند و اينجا و آنجا به مردم و پاسداران حمله كردند و نظم و آرامش را به هم زدند و حمله به پاسداران در راه سردشت ـ بانه در دنبال همين سلسله عمليات تروريستي بود.

خبرنگار ما از دكتر مصطفي چمران پرسيد:آيا با دشمنان انقلاب قدرت بيشتري يافته و يا هنوز در همان وضع سابق هستند؟ وزير دفاع گفت:بايد بگويم كه قبل از ماه گذشته دموكراتها قوي‌ترين قدرت منطقه بودند و همه شهرهاي كردستان را زير سلطه داشتند و حتي با اسلحه سنگين و تانكها و توپهاي سنگين داراي يك ارتش بودند.

در حملات آنان هزاران مسلح شركت داشتند در حالي‌كه بعد از شكست نيروهاي آنها بطور كلي متلاشي شد و فعلاً در اولين مرحله جنگ‌هاي پارتيزاني هستند. كه ترور و حمله و گريز است. خبرنگار ما پرسيد آيا وضع آينده را چگونه مي‏بينيد؟ دكتر مصطفي چمران اظهار داشت: همانند گذشته هرگاه ارتش تصميم به عمل بگيرد قادر است نيروهاي آنها را متلاشي كند و البته اين در حالي است كه ما معتقديم نبايد را ه حل سياسي و عمراني را فراموش كرد.(جمهوري اسلامي19/7/1358)

چمران: هنوز معتقديم در كردستان نبايد راه حلهاي سياسي و عمراني را فراموش كرد.

دكتر مصطفي چمران وزير دفاع جمهوري اسلامي ايران امروز براي هماهنگ ساختن عمليات مبارزه با مهاجمان به كردستان رفت. دكتر مصطفي چمران دو روز پيش همراه با"‏هاشم صباغيان» وزير كشور و مسوولان ارتشي و سپاه پاسداران انقلاب و حجت‌الاسلام خامنه‏اي معاون وزارت دفاع در قم به حضور امام خميني رهبر انقلاب اسلامي رسيد و دربارة مسايل منطقة غرب كشور بويژه كردستان با امام گفتگو و تبادل نظرهايي به عمل آورد، يادآور مي‌شود كه دكتر چمران يك ماه پيش از غرب كشور به تهران بازگشت و سرگرم كارهاي اداري خود بود و در اين مدت عدة زيادي از مردم در خواست مي‌كردند كه او دوباره به كردستان بازگردد و اوضاع نابسامان آن منطقه را سامان ببخشد و باعث دلگرمي رزمندگان و پيشرفت سريع نيروهاي انقلابي گردد. خبر گزاري پارس پس از آگاهي از تصميم دكتر مصطفي چمران براي سفر به كردستان گفتگويي با وي انجام داد در اين گفتگو از دكتر مصطفي چمران سئوال شد كه علت بازگشت ماه گذشته شما از كردستان چه بود ؟ وزير دفاع گفت: "حقيقت اينكه ما در ماه گذشته همة شهرها و مواضع مهم و استراتژي دشمن را به تصرف درآورده‏ايم و بزرگترين ضربات خود را به آنها زده‏ايم و نيروهاي آنها را متلاشي كرده‏ايم آنگاه ارتش در پادگانها مستقر شد و عمليات نظامي متوقف گرديد و پاكسازي منطقه از حزب دمكرات به ژاندارمري محول شد طبق رسوم، ارتش در داخل پادگانهاي خود خارج شهرها مستقر شد و هيچگونه درگيري با مردم شهرها نداشت. ضمناً پس از پيروزي نظامي ماه گذشته ارتش دولت تصميم گرفت كارهاي عمراني و اجتماعي را در منطقه گسترش دهد و راه مسالمت آميز و محبت را باز و همة متهمين را عفو كند تا هر چه زودنر زندگي عادي برقرار شود و حدالامكان از درگيري و جنگ و ستيز بپرهيزد و حسن نيت خود را به برادران و هموطنان خود و همة دنيا عملاً‌نشان دهد». دكتر مصطفي چمران وزير دفاع افزود: "به ارتش دستور داده شد كه وارد شهرها نشوند و از درگيري با مردم خودداري كنند و به اصطلاح روش سياسي براي حل مساله در نظر بگيرند زيرا دولت قدرت قاطع خود را عملاً به همه نشان داده بود و ديگر لزومي نداشت كه ارتش دست به عمل نظامي‏بزند و شدت عمل به خرج بدهد اما متاسفانه توطئه‌گران و فريب خوردگان براي هر چه بيشتر آشوب كشيدن منطقه راضي به راه حل سياسي نبودند و از كارهاي عمراني و جهادسازندگي دل خوشي نداشتند و مي‌خواستند كه پيروزيهاي ارتش را با آشوب و هرج و مرج خنثي كنند و لذا دست به ترور و كشتار بي گناهان زدند و اينجا و آنجا به مردم و پاسداران حمله كردند . همجوم به پاسداران در راه سردشت به بانه در دنباله همين سلسله عمليات تروريستي بود. در پاسخ به اين سئوال كه آيا دشمنان انقلاب قدرت بيشتري يافته و يا هنوز در همان وضع سابق هستند؟ وزير دفاع گفت: بايد بگويم كه قبل از ماه گذشته دمكراتها قويترين قدرت منطقه بودند و همه شهرهاي كردستان را زير سلطه داشتند و حتي با اسلحه سنگين و تانك‏ها و توپهاي سنگين داراي يك ارتش بودند و در حملات آنان هزاران مسلح شركت داشتند. در حالي كه بعد از شكست نيروهاي آنها بطور كلي متلاشي شد و فعلاً در اولين مرحله جنگهاي پارتيزاني هستند كه ترور و حمله و گريز است. خبرنگار خبرگزاري پارس از دكتر مصطفي چمران در مورد وضع آينده سئوال كرد؟. دكتر مصطفي چمران اظهار داشت: "همانند گذشته هرگاه ارتش تصميم بعمل بگيرد، قادر است نيروهاي آنها را متلاشي كند و البته اين درحالي است كه ما معتقديم نبايد راه حل سياسي و عمراني را فراموش كرد».(اطلاعات21/7/1358)

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |

شنبه ششم مرداد 1386 12:55

دكتر مصطفي چمران و كردستان(3)

 

در كردستان چه گذشت؟

متن حاضر گفتگوي خبرنگار كيهان بادكتر چمران است كه در ادامه از نظرتان مي گذرد.

خبرنگار: آيا تيرباران يك فرد مجروح كه از بيمارستان به محل تيرباران با برانكارد حمل شده بود توسط دادگاه انقلاب اسلامي‌در كردستان صحت دارد؟

چمران: والله عكسي را كه منتشر كرده‌اند به عكس است. يعني شخصي كه در روي برانكارد نشان مي‌دهد بسوي ميدان اعدام نمي‌آمده است بلكه اين عكس متعلق به وقتي است كه كشته شده و جسد او را خارج مي‌كنند.

خبرنگار: شما بارها اشاره كرده ايد وقتي كه ارتش وارد شهرهاي كردستان گرديد با استقبال زياد مردم روبرو شد و ما از طرف ديگر مي‌بينيم كه مخالفين نيروهاي ارتش در بين مردم هستند و مردم از آنها حمايت مي‌كنند و اين مساله يك تناقض را نشان مي‌دهد اگر مردم واقعاً با نيروهاي دولتي هستند چرا با آنها همكاري نمي‌كنند كه نتيجه ان همين زد و خوردهاي عميق بوده‌اند؟

چمران: اين درست است كه عده‌اي با آنها همكاي دارند ولي اكثريت مردم زير سلطه سلاح زور و ترور اجباراً با آنها همكاري مي‌كنند در همين چند هفته پيش در سقز چند نفر از طرفداران دولت را تيرباران كردند يعني احزاب چپ طرفداران دولت را گرفتند و محاكمه و تيرباران كردند. در شهر تربت مردي بنام اميري را كه از دولت حمايت كرده بود باز محاكمه كردند باز تيرباران نمودند در يكي از ده‌هاي نزديك به سردشت دمكراتها يا بعضي از احزاب چپ وارد خانه‌اي مي‌شوند و تقاضاي نان مي‌كنند. صاحبخانه مي‌گويد ما طرفدار حكومت مركزي هستيم. طرفدار انقلاب اسلامي ‌ايران هستيم و نمي‌خواهيم به شما نان بدهيم. حزبي‌ها مي‌گويند اگر ندهي زنت را در مقابلت مي‌كشيم، مي‌گويد نمي‌دهيم زن او را به رگبار گلوله مي‌بندند و در مقابل شوهر مي‌كشند و باز به او مي‌گويند حالا نان مي‌دهي يا نه مي‌گويد: هنگامي كه زنم زنده بود نان ندادم مي‌خواهيد بعد از مرگ او نان بدهم او را نيز به رگبار گلوله مي‌بندند و سه گلوله به شكم او مي‌زنند و او را سوراخ سوراخ مي‌كنند و او را به زمين مي‌زنند آنها فكر مي‌كنند او مرده است ولي او زنده مي‌ماند او را به بيمارستان سردشت مي‌آورند و اين داستان را براي دوستان ما سربازان ما نقل كرده‌اند و نظير اين ترور و جنايت همه روزه در نقاط مختلف كردستان پياده مي‌شود و بنابراين افراد عادي زير سلطه‌ي مسلحين حزب قدرت نفس كشيدن ندارند. بنابراين اجباراً خود را با آنها همراه نشان مي‌دهند من مطمئن هستم آنروزي كه امنيت در كردستان مستقر شد و ارتش حاكميت را به دست گرفت اكثريت مردم كرد با انقلاب اسلامي‌ايران و با حكومت مركزي خواهند بود نه با احزاب چپي . به عنوان مثال در شهر بانه در همين شهر بانه‌اي كه دشمني او با دولت مركزي شهرت دارد بعد از كشته شدن 34 نفر از افسران و درجه‌داران ارتش در مدخل شهر و پس از جنگ هاي مستمر به مدت چند شب و چند روز بعد از مدتي كه چپ نماها و چريكهاي فدايي خلق شهر گريختند. مردم شهر به نزد فرمانده‌ي ارتش در بانه آمدند و اظهار وفاداري كردند و گفتند: اين ما نبوديم كه كشت و كشتار را به راه‌انداختيم اين چپ نماها بودند كه آمدند اينها كشتند و الان گريختند اما هنگاميكه اين چپ نماها بر شهر مسلط بودند مردم شهر جرأت نفس كشيدن و ابراز عقيده نداشت بنابراين اجباراً با آنها همراه مي‌شدند حتي در مهاباد مي‌بينيد كه چپ‌نماها مي‌ريزند دكان كسي را غارت مي‌كنند و آتش مي‌زنند به بهانه‌ي اينكه صاحب دكان طرفدار دولت است و در اين صورت كس ديگري جرأت نخواهد كرد كه از دولت مركزي حمايت كند. به خصوص آنجايي كه مي‌داند شهر در سيطره‌ي چپ هاست و ارتش در پادگان خارج از شهر وجود دارد و بنابراين چپي‌ها قادارند هر كس را در شهر نابود كنند و اموالش را از بين ببرند بنابراين يك آدم عادي محال است كه بتواند با اينها مخالفت كند و با آنها همراهي ننمايد در يكي از جنگها كه حوالي سردشت به وقوع پيوست از بين غنايم بسياري كه به دست ارتش افتاد حدود 50 اسب وقاطر بود كه ما فكر مي‌كرديم كه اين اسب و قاطرها متعلق به حزب است و به جهادسازندگي داديم كه اينها را بفروشد و صرف كارهاي عمراني كند هنگامي ‌كه اسبها و قاطرها را به شهر آوردند معلوم شد كه اين اسبها و قاطرها را به زور از دهقانان گرفته‌اند و صاحبان اسب و قاطرها آمدند و اسب و قاطر خود را بردند. بنابراين  نشان مي‌دهد كه اينها با زور وارد دهات مي‌شوند. مردم از ترس و وحشت قدرت حرف زدن ندارند.

خبرنگار:اين مساله اي بود كه اينجا پيش ‌آمد و هميشه هم گفته شده بود كه حداقل تبليغ شده ‌اين است كه بيشتر مقامات رسمي‌مملكت مي‌گويند كه افراد مخالف انقلاب اسلامي‌در كردستان اكثراً غير بومي ‌هستند و كساني هستند كه از اطراف و اكناف مثل چريكهاي فدايي به آنجا رفته‌اند و در آنجا عمل مي‌كنند اگر چنين چيزي واقعاً صحت دارد پس چطور است كه با اين وضع از قطعنامه‌ي هياتي كه اخيراً در مذاكرات مطرح مي‌شود كه افراد غيربومي پاسدار از منطقه كردستان خارج شوند دولت مركزي موافقت نمي‌كند چون اگر موافقت بكند طبيعتاً افراد غير بومي ‌كه در آنجا عمل مي‌كنند نمي‌توانند بمانند چنين چيزي صحت دارد كه آنجا غير كرد هستند و دارند آنجا عمل مي‌كنند.

چمران: منظور آنها از افراد غير بومي‌، افراد غير بومي ‌دولتي است. قواي انتظامي ‌ارتش و ژاندارمري و پليس هست. منظورشان احزاب چپي نيست و از نظر دولت و ما معتقديم كه ايران متعلق به تمام ايرانيان است و يك كرد نه فقط در كردستان حق دارد بلكه حتي در خراسان و بلوچستان هم حق حاكميت دارد و بنابراين فكر اينكه يك فارس و يك بلوچ نباشد يك فكر ارتجاعي و منحط است. و ما معتقديم يك بلوچ بايد بتواند به آزادي در كردستان زندگي كند و يك كرد نيز به سادگي و آزادي بتواند در بلوچستان يا هر نقطه ديگري زندگي كند بنابراين ما مخالف اين ايده هستيم براي اينكه از نظر انقلاب اسلامي ‌ما با اين ايده مخالفيم ولي آنها مخالفت مي‌كنند و اين سئوال شما را بايد به خود آنها بازگرداند يعني آن كساني كه با خارجيها در كردستان مخالفت مي‌كنند و مي‌گويند غير كرد بايد خارج شود. بنابراين چرا اين احزاب چپ غير كرد را در كردستان مي‌پذيرند. ادامه همكاري هم مي‌كنند يعني اين سئوال به خود آنها وارد است نه بر ما.

خبرنگار: بعد از اشغال سفارت  آمريكا به اصطلاح جزو يكي از افشاگريهاي دانشجويان و غيره و امام مداركي هست دال بر دخالت سازمان سياي آمريكا در كردستان و در خوزستان و مناطق ديگري كه در آنجا اغتشاشاتي بود آيا چنين چيزي صحت داشته يا اينكه فقط تبليغات سوء است؟

چمران: والله افسران عراقي و سربازان عراقي در كردستان ديده شده‌اند بدون تحقيق و بدون شك و ترديد وجود داشته‌اند. از طرفي جاسوسان اسراييلي و دست نشانده‌هاي صهيونيست در منطقه كردستان نيز وارد شده و نمونه‌هاي زيادي از فعاليت‌هاي آنان ديده شده است و در هر حال از آنجا كه اسراييل با آمريكا رابطه نزديك دارد از يك جا آب مي‌خورند بنابراين مي‌توان پيش‌بيني كرد كه اينها با هم رابطه داشته‌اند و دليلي بر دخالت آنها در ايران مي‌توان شمرد.

خبرنگار: آيا مساله كردستان بعنوان يكي از عامل تضعيف كننده دولت تا حدي كه كار دولت را به استعفا بكشاند بود يا نه؟

چمران: نه، هيچ دخالتي در استعفا نداشته است ولي مي‌توان گفت كه مساله كردستان در انقلاب ما دخالت داشته است يعني باعث تأخير پيشروي ملت ما شده است يعني مقدار زيادي از انرژيها و فعاليتهايي را كه مي‌توانست در راه سازندگي صرف شود در راههاي تخريب و انحطاط صرف كرده است.

خبرنگاران: شايعاتي است كه شما در بين عشاير كردستان اسلحه پخش كرديد آيا اين صحت دارد؟

چمران: آقاي بهادران كه شخص مرا و سرتيپ ظهيرنژاد فرمانده اروميه را متهم مي‌كند كه به عشاير كردستان اسلحه داديم و بعد مطالب ديگري چنين و چنان حملات مي‌كنند. خيلي حملات جالبي است ولي به طور كلي قضيه توزيع اسلحه در كردستان مربوط به ژاندارمري است و هيچ رابطه‌اي نه با ارتش دارد و نه با شخص من و نقص قضيه يعني توزيع اسلحه در آنجا چه خوب باشد، چه بد، هيچ ارتباطي با شخص من ندارد يعني آقاي بهادران روي جهل يا روي غرض اين حرف را زده و بخصوص هنگامي ‌اين حرف را زده كه من در پاوه بودم و اين جناب آقا در نقده يا اروميه بوده و من در پاوه اصلاً هيچ ارتباطي من با او ندارم و آن نامه يا مقاله‌اي را كه نوشته در همان روزهايي است كه من در پاوه بودم و هيچ دخالتي در منطقه نقده نداشتم و اين يكي از دلايل بزرگي است كه كساني كه بعد از قضيه پاوه شهرت ما به هر دليل خوب يا بد خواسته‌اند كه بگويند و دليلي بتراشند و اين آقا اسم ما را جزو ديگران گذاشته و اين جور حمله كرده بنابراين موضوع منتفي است و بي اساس است. بله ژاندارمري با اسلحه مسلحش كرد و اسلحه براي جوانمردان فرستاد تا از مرزها نگهباني بكنند و بنابراين مثلاً ايل منگور حدود 200 تا 250 قبضه اسلحه بين آنها پخش كرد كه از مناطق خودشان دفاع كنند و اشنويه 50 قبضه اسلحه داد كه جوانمردان از منطقه خودشان حمايت بكنند. و متأسفانه حدود 750 قبضه اسلحه به دمكراتها داد و حتي هنگامي كه از او پرسيدند كه به دمكراتها داديد حتي دمكراتهايي كه كارت داشتند تيمسار دانشور فرمانده ژاندارمري به آنها گفته بود من نمي‌خواستم بين كردهاي حزبي و غيرحزبي تبعيض قايل شويم مي‌خواستم نشان بدهم به همه‌ي آنها با يك چشم نگاه مي‌كنم و بنابراين اسلحه را اينچنين پخش كرد و هواداران دمكرات همه اسلحه‌ها را تحويل حزب دادند و بر خلاف اين مدعا كه ژاندارمري اسلحه ها را به عشاير داده بود مقدار زيادي هم به همه حزبها داده بود و آنها تحويل حزب دادند ولي به هر حال اين قضيه خوب يا بد  هيچ ارتباطي به شخص من يا ظهيرنژاد فرمانده اروميه ندارد و جاي تأسف است كه چنين حرفهايي زده مي‌شود. علاوه بر آن مطلب ديگري كه خود را منتسب به امام خميني مي‌كنند. شخص امام در جلسه‌اي در حضور عده‌اي فرمودند: به هيچوجه نماينده او نيست و حتي دستور دادند به دفتر امام اين مطلب را كه او نماينده امام است تكذيب كنند. اين مطلب چندين بار در راديو خوانده شد البته من بر اين موضوع نمي‌خواستم تكيه بكنم و اصلاً اين قضيه از اساس بي معني است اما متأسفانه بر پايه‌ي ترس آقاي بهادران روزنامه‌هاي كمونيستي و روزنامه‌ي مردم، رروزنامه مربوط به چريكهاي فدايي و پيكار و ديگران و ديگران دست گرفتند و اين مطلب را بزرگ كردند  و بر ديوارهاي دانشگاه پر كردند يك داستان از نظر خودشان مهييج بوجود آوردند كه به اصطلاح خودشان يك فرد را بكوبند كه جاي تأسف است كه يك فرد مسلمان اينچنين آلت دست احزاب چپ و احزاب توطئه گر شود.

خبرنگاران: اين روزها متداول شده كه شخص شما تل زعتر را تسليم فالانژيست هاي لبناني كرديد آيا اين صحت دارد؟

چمران: آنها كه كمي‌اطلاع دارند مي‌دانند كه "تل زعتر»، "قلعه‌ي ثمود» ناميده مي‌شد يعني قلعه‌ي شكست ناپذير فلسطيني‌ها كه در اين قلعه هزاران مسلح فلسطيني مي‌جنگيدند و موضوع اينكه يك شخصي از نقطه ديگري از جنوب لبنان قادر باشد "قلعه ثمود» فلسطيني‌ها در بيروت را تحويل فالانژيست‌ها بدهد. اين براي فلسطيني ها يك ننگ به حساب مي‌آيد چگونه ممكن است يك شخص در نقطه ديگري قلعه شكست‌ناپذير فلسطيني‌ها را تسليم دشمن بكند پس آن فلسطيني‌ها مسلح چه مي‌كردند. آنها بيكار نشسته بودند كه شخصي قلعه آنها را تسليم دشمن كند. اگر كسي چنين حرفي را بزند يك ننگي را بر آنها تحميل كرده است چون قلعه‌ي فلسطيني ها را فلسطيني ها مسوول محافظتش هستند. چگونه شخصي از خارج بيايد آنهم قادر است قلعه‌ي اينها را بگيرد. تحويل مثلاً فالانژيست ها بدهد و اگر اين قضيه صحيح مي‌بود در عرض چند سال خود فلسطيني‌ها مي‌بايد مطرح مي‌كردند. چطور شد كه سالها گذشت و هيچكسي حرفي نزد و پيكار يعني منافقين از مجاهدين جدا شدند اينها آمدند چنين چيزي را دست مي‌گيرند  كه تل زعتر را فلان كس تسليم كرده بزرگترين مسخره‌ي تاريخ است مثل كسي كه بگويد آلمان شكست خورد كه مشهدي حسن در سبزوار فلان عمل را انجام داد. چه رابطه‌اي بين اينها بود از اين دروغها و ناسزاها و باز عده‌اي اين ابهام و شك خودشان را بيشتر مي‌كنند كه دكتر چمران سازمان دهنده‌ي سازمان "امل» است كه سازمان شيعيان لبنان است و اين سازمان ضد فلسطيني است در جواب بايد بگويم كه در چهلم بزرگداشت دكتر شريعتي در بيروت در مراسم باشكوهي كه تشكيل شده بود ياسر عرفات فرمانده مقاومت فلسطين و رهبر سازمان الفتح در حضور هزاران نفر كه در آنجا حضور داشتند مي‌گويد: سازمان امل همان سازمان الفتح است و سازمان الفتح همان سازمان امل است و اگر سازمان امل در جنوب لبنان از سازمان الفتح پشتيباني نكند سازمان الفتح از بين خوهد رفت بنابراي بزرگترين اثبات از طرف رهبر سازمان مقاومت فلسطين در مقابل سازمان امل است بنابراين اگر يك كمونيست با يك منافق بيايد و كلامي‌بگويد بايد كلام اين منافقين را پذيرفت يا كلام رهبر فلسطين را به هر حال درباره فلسطين بايد بگويم در لبنان با گروه جرج حبش و جبهه‌التحريرالعربيه و كمونيست‌هاي ديگر اختلافات زيادي داشته‌ايم ولي اين اختلافات با كمونيست‌ها و چپي‌ها به هيچ‌وجه مخالف با مقاومت فلسطين نبوده است بلكه با سازمان الفتح در تمام سنگرهاي مبارزه در مقابل اسراييلي‌ها و در مقابل فالانژيست‌ها سربازان عمل دوش به دوش همكاري كردند و شهداي زيادي نيز دادند اما عده‌اي از كمونيست ها و منافقين و سازمان امل مخالفت كرده به دليل اينكه از نظر ايدئولوژي بزرگترين سد در مقابل آنها سازمان امل بود و اگر بخواهيم مثال بزنيم آن سازمانها جبهه التحرير العربيه يا جبهه الشرقيه متعلق به جرج حبش مانند سازمان چريكهاي فدايي خلق و سازمان‌هاي نظير او در ايران است نهضت اسلامي ‌كه قادر به همكاري با آنها نيست و دست رد به سينه آنها مي‌زند و آنها نيز انقلاب اسلامي ‌ما را مورد هجوم قرار مي‌دهند و بنابراين اگر كساني پيدا بشوند كه با كمونيسم‌ها و چپي‌ها يا گروههاي نظير همكاري داشته باشند آن نوع همكاري از طرف انقلاب اسلامي ‌و خط مكتبي ما مذموم است.

دكتر مصطفي چمران وزير دفاع جمهوري اسلامي‌ايران و عضو هيات حسن‌نيت كردستان در يك گفتگوي اختصاصي با كيهان نقطه‌نظرهاي خود را در مورد جريانات كردستان و شايعاتي كه در اطراف آن وجود دارد بيان نمود ابتدا آقاي دكتر چمران ضمن اشاره به وقايع كردستان جزييات عمليات نظامي ‌در آن منطقه را به طور مفصل  بيان داشت كه طي دو شماره امروز و فردا به نظرتان خواهد رسيد دكتر چمران ابتدا گفت: بطور كلي ما معتقديم، انقلاب اسلامي‌ايران معجزه‌اي بود كه ابرقدرتها را به شكست واداشت و شرق و غرب و عالم در مقابل اين انقلاب به زانو در آمدند و منافع و مصالحشان در معرض خطر قرار گرفت. اينها سعي كردند انقلاب ما را بشكست بكشانند. بنابراين ابرقدرتها نيروها و عمال داخلي خود را براي ضربه زدن باين انقلاب دست بكار كردند كه نتيجه‌اينكار توطئه‌ها در نقاط مختلف ايران نظير كردستان، خوزستان گنبد قابوس و بلوچستان بود، زيرا پذيرش و امادگي براي توطئه در اين سرزمينها، به علت فقر و محروميت اختلاف مذهب، ظلم و ديكتاتوري شاهنشاهي در مردم وجود داشت ولي فعلاً قضيه‌اي كه در موردش صحيت مي‌كنيم قضيه كردستان است و توطئه گران مي‌توانستند از نقاط ضعفي كه وجود داشت بنفع خودشان سوءاستفاده كنند و عليه انقلاب اسلامي‌ايران دست به كار شوند بعد مي‌بينيم كه چپ نماها كه وابسته به غرب و صهيونيست‌ها هستند با گروه‌هاي وابسته پاليزبان‌ها و سالارجاف‌ها و اويسي‌ها و شاه و آمريكا دست بدست هم دادند و توطئه بزرگي را در كرستان ساختند و در خلال اين توطئه ها دولت ماه‌هاي دراز سكوت كرد و ارتش هم در اين مدت حضور نداشت. در مقابل نيروهاي توطئه گر دست به تسليح و تجهيز طرفداران خود زدند و نيروهاي مسلح را در كردستان به حركت در آوردند و پاسگاه‌هاي ژاندارمري و پليس و حتي ارتش را خلع سلاح كردند و همانطور كه ديديم به پادگان سنندج و مهاباد مسلحانه حمله كردند. در سنندج پيروز نشدند ولي مهاباد را به خاك و خون كشيدند و تمام اسلحه پادگان را دزديدند و بعد از خلع سلاح كردن نيروهاي پليس و ژاندارمري و ارتش حتي مخالفين خود و طرفداران مومن به انقلاب را در منطقه تصفيه كردند چرا كه نمي‌خواستند يك انسان مومن به انقلاب اسلامي ‌ايران در منطقه آنها وجود داشته باشد بعضي از آنها معتقد بودند و معتقد هستند كه اين احزاب چپ عليه پاسداران و نيروهاي غيرمحلي حساسيت داشتند ولي حمله آنها به مريوان و محاصره كردن 25 پاسدار كرد نشان داد كه اين امر صحيح نيست و منظور آنها تصفيه كردن هر آدم مؤمن به انقلاب اسلامي ‌ايران است.و همچنين در پاوه نيز درست است كه 60 پاسدار غير محلي وجود داشتند ولي بيش از 250 پاسدار كرد محلي در پاوه وجود داشت و هنگامي ‌كه پاوه را محاصره كردند منظورشان بطور اعم محو و تصفيه 250 نفر كرد محلي بوده. بنابراين اين شايعه كه آنها پاسداران غير محلي را نمي‌پذيرند و مي‌خواهند آنها را از منطقه بيرون كند صحيح نيست در يك جمله مي‌خواستند كه به قدرت اسلحه افكار فلسفي و سياسي خودشان را بر مردم كرد تحميل نمايند تا هيچكس در كردستان برخلاف راي و نظر آنها قادر به كاري نباشد! و تمام اين اعمال در غياب ارتش و نيروهاي انتظامي‌صورت گرفت و ما به اين موضوع تكيه و تاكيد مي‌كنيم براي اينكه در تبليغاتي كه چپي ها براه‌انداختند و ارتش را ارتش طاغوتي مي‌دانستند كه آمده و مي‌خواهد مردم را به خاك و خون بكشد و با زور و ديكتاتوري طاغوتي مي‌خواهد سيستم فاشيستي را پياده كندآنها فراموش مي‌كنند كه تمام اين حركتهاي مسلحانه وقتي بوجود آمده بود كه اصلاً ارتش و نيروهاي انتظامي‌حضور نداشتند و هيچ دليلي براي آنها وجود نداشت كه مسلحانه وارد عمل بشوند و اصولاً انقلاب اسلامي‌ما انقلابي بود كه بدون سلاح به پيروزي رسيده بود و ارزش و اهميت خاص انقلاب ما در همين بود كه به قدرت فداكاري و ايمان و باستقبال شهادت رفتن پيروز شده بود و بزرگترين پيغام اين انقلاب همين بود كه ميخواست انقلاب را با همين سيستم به همه نقاط كشور بكشاند و همه‌ي مردم را به اين رسالت آگاه بكند و بنابراين سعي نمي‌كرد تا با زور اسلحه وارد كردستان و ساير مناطق بشود. مي‌بينيم دشمنان انقلاب مسلحانه موضع گيري مي‌كنند، حمله به سنندج در موقعي صورت مي‌گيرد كه ارتش از داخل پادگان بيرون نمي‌آيد واصلاً درصدد درگيري نيست و حتي فرمانده پادگان تسليم مي‌شود ولي معاون و عده‌اي از سربازان از جان گذشته مي‌ايستند ودفاع مي‌كنند و در مهاباد مي‌بينيم كه ارتش حتي از داخل پادگان هم دفاع نمي‌كند واين احزاب چپ نما پادگان را محاصره مي‌كنند و آنجا را آتش مي‌كشند و اسلحه‌شان را مي‌دزدند و به خصوص اين هجوم در موقعي صورت مي‌گيرد كه آيت‌الله طالقاني و دكتر بهشتي و شخصيتهاي بزرگ ديگر به كردستان رفته‌اند تا با مردم مذاكره كنند و بطور مسالمت آميز مشكلات ايشان را حل كنند يعني هنگامي كه دولت با اين حسن‌نيت با آنها رفتار مي‌كند و شخصيتي با اين عظمت را آنجا فرستاده مي‌خواهند با زور اسلحه حرف خودشان را به كرسي بنشانند و اين بزرگترين دليل اين است كه اين سيستم زور و قدرت و سلاح از طرف آنها را ارائه شده و به صحنه آمده نه از طرف ارتش و دولت. اينجاست كه بعنوان مثال مي‌توان قضيه مريوان را مثال زد كه بعد از محاصره‌ي آن و كشتن و زخمي‌كردن 25 پاسدار كرد محلي دولت تصميم گرفت كه قضيه مريوان را بطور مسالمت‌آميز حل كند و شخص مرا بعنوان نماينده آنجا فرستاد و من هم مدت 10 روز در مريوان با بزرگان شهر مذاكره كردم تا قضيه مريوان را به طور مسالمت‌آميز حل بكنم بزرگترين افتخار من در آن روز همين بود كه بالاخره بطور مسالمت‌آميز قضيه مريوان را حل كرديم و بدون هيچ نوع درگيري ارتش وارد شهر مريوان شد و مسلحين را از شهر خارج كرد و مردم به شهر بازگشتند و قانون بر شهر حكمفرما شد. اما هنگامي كه اين مذاكرات در مريوان صورت ميگرفت و بزرگان شهر پذيراي صلح و مذاكره با دولت بودند چپي ها و سازمانهاي چريكي به قول خودشان!!!  به سختي با مردم شهر مخالفت مي‌كردند و مي‌خواستند جنگ به راه بيندازند و حتي بعد از آنكه تمام مذاكرات به نتيجه رسيد در داخل شهر دست به تظاهرات زدند و در پشت محل دژبان تحصن اختيار كردند و هنگامي كه خود من به آنجا رفتم و با آنها مي‌خواستم مذاكره كنم بزرگترين دشنام‌ها را به دولت و ارتش نثار كردند كه چرا شهر به آمده و آرامش برقرار كرده در صورتي كه همه مي‌دانستند ارتش به مريوان وارد شد بدون هيچ نوع درگيري و بدون هيچ نوع خونريزي و با رضايت تام و تمام مردم شهر.

پيروزي دولت

و به طور كلي مي‌توانم بگويم كه قضيه مريوان يك پيروزي براي دولت به حساب آمد كه توانست مردم بيگناه را به خودش جلب كند و هزاران نفري را كه آنها از شهر بيرون زده بودند و عليه دولت به تظاهرات واداشته بودند تمامشان را به شهر بازگرداند. همين قضيه است كه آنها نمي‌خواهند كه شكست مريوان در پاوه هم تكرار شود بنابراين هنگامي كه پاوه را محاصره مي‌كنند و دست به كشت و كشتار پاسداران مي‌زنند باز هم دولت تصميم مي‌گيرد كه قضيه پاوه را هم بطور مسالمت‌آميز حل بكند و شخص من را به پاوه فرستاد و من هنگامي كه ‌با هليكوپتر در معيت تيمسار فلاحي وارد پاوه مي‌شدم كه شهر در محاصره قرار داشت و حتي هليكوپتر هدف گلوله قرار گرفت. خواست خدا بود كه به سلامت بر زمين نشستيم. و آنها به هيچ وجه حاضر نبودند و نمي‌خواستند كه پاوه مثل مريوان به صلح و صفا قضيه خاتمه پيدا كند دست به كشت و كشتاري زدند كه واقعاً بي نظير بود. از 60 پاسدار غير محلي كه آنجا بود فقط 16 نفر آنجا باقي ماندند. 25 نفر از اين پاسداران را فقط در منطقه مريضخانه كشتند عده‌ي زيادي از پاسداران كرد به شهادت رسيدند بنابراين پاوه يك مبدأيي است براي يك انفجار بزرگ در كردستان و جنگ همه جانبه بين اين احزاب چپ نما عليه دولت مركزي و طرد كلي دولت و حاكميت ارتش از منطقه و مطابق با اطلاعاتي كه از منطقه در دست ما هست. اين برنامه جنگ برنامه‌اي است كه از پاوه شروع و به مناطق مختلف كشيده مي‌شود. دشمنان ما فكر مي‌كردند در مقابل اين يورش همه جانبه عظيم در كردستان ارتش شكست خواهد خورد و بخصوص با توطئه‌هايي كه در نيروي هوايي و در بين همافرماها و هوانيروز و ارتش و دستهاي مرموزي كه بر همه‌ي سازمانهاي اداري و دولتي داشتند مطمئن بودند كه دولت و ارتش قادر به هيچ عمل مثبتي نخواهد بود. بلكه با اين دستهاي مرموز كه در همه جا دارند هر حركتي را فلج خواهند كرد.

آمادگي نظامي ‌در منطقه

آنها تمام كردستان را زير سلطه نظامي‌خود درآوردند و همانطور كه مي‌دانيد تقريباً همه‌ي كردستان زير سلطه‌ي آنها قرار داشت. فقط اعلام سلطه بود كه مي‌خواست در كردستان صورت بگيرد تا بطور رسمي ‌و علني ارتش و دولت را رد بكند و حتي صحبت از اين بود كه پس از سيطره‌ي كامل نظامي ‌بر تمام راهها و شهرهاي كردستان اعلام استقلال بكند. و حتي كشورهايي بودند كه مي‌خواستند  بعد از اعلام استقلال آنها را به رسميت شناخته و كمكهاي نظامي ‌و حتي نيروي هوايي برساند. بنابراين پاوه يك نقطه شروع براي يك انفجار بزرگ در سرتاسر كردستان به شمار مي‌رفت. كه آنها ديگر حاضر به مذاكره و قبول هيچ صلح و صفايي نبودند و مي‌خواستند بطور مسلحانه آن سيطره نظامي ‌خودشان را بر سرتاسر كردستان تحميل بكنند. همه روزه ما نيروهايي را از دست مي‌داديم و مواضع استراتژيك و مهم يكي بعد از ديگري به دست آنان مي‌افتاد و در شب آخرين كه هولناكترين شبها بود فقط دو نقطه يك پاسگاه ژاندارمري و ديگر محل پاسداران در تصرف ما بود حتي 5 متري پاسگاه ژاندارمري را زير سلطه خودشان داشتند وبا نارنجك و خمپاره و غيره و پاسگاه را زير حمله خود قرار مي‌داد. و تمام مرتفعات و فرودگاه و تمام نقاط ديگر شهر در تصرف آنها بود و نزديكيهاي صبح تقريباً نزديكيهاي خانه‌ي پاسداران رسيده بودند و اگر خانه‌ي پاسداران هم سقوط مي‌كرد ديگر چيز ديگري وجود نداشت و خلاصه ما هر لحظه انتظار مرگ و نابودي خودمان را داشتيم و هيچ اميدي هم به جايي نداشتيم و حتي هليكوپتري چيزي هم نمي‌توانست بر زمين بنشيند چون هيچ جايي براي نشستن هليكوپتر وجود نداشت. و حتي راه رفتن جلوي خانه‌ي پاسداران و در هر خياباني زير رگبار گلوله انجام مي‌گرفت. در اين محاصره‌ي بزرگ چپ و راست هر دو دست داشتند. و عده‌اي از مردم براي دفاع از خانه و اموال خودشان در مقابل آنها دفاع مي‌كردند و اتفاقاً همين قضيه بود كه شايد ما را نجات داد چون گرفتن اين خانه‌ها يكي پس از ديگري و غارت آنها و آتش زدن آنها وقت مي‌گرفت و به ما فرصت داد كه شب را به روز برسانيم ولي آنها براي اينكه از اين درگيري با مردم راحت بشوند با بلندگو در شهر به مردم اخطار مي‌كردند و اين صدا بخوبي در خانه‌ي پاسداران شنيده مي‌شد. كه ‌اي مردم ما با شما كاري نداريم فقط از شما مي‌خواهيم كه وفاداري خودتان به ما اعلام بكنيد اگر وفاداري اعلام بكنيد ما با خانه‌ي شما كاري نداريم. ما آمده‌ايم كه پاسداران دشمن شما را سر ببريم و اين جنگ ادامه پيدا كرد تا بيانيه‌اي از طرف امام خميني منتشر شد و به طور قطع و يقين بايد گفت كه اين بيانيه امام و بخصوص قبول رهبري او براي نيروهاي انتظامي‌و فرمان او به مردم براي هجوم به كردستان اولين نقطه تغيير و تحول در قضيه كردستان شد. يعني به محض آنكه بيانيه‌ها منتشر شد صداي الله‌اكبر پاسداران بلند شد و همان پاسداران مجروح و نااميد روحيه و قدرتي پيدا كردند كه غيرقابل تصور بود و دشمنان ما قبل از اين كه هليكوپتري به پاوه وارد شود پا به فرار گذاشتند و فوراً يك گروه 5 نفري كه از چند نفر از دوستان نخست‌وزيري بودند با چند نفر از رزمندگان خوب ديگر به اينها مأموريت دادند كه به بزرگترين مرتفعات شهر حمله ببرند و براي آنكه پاسگاه ژاندارمري را نجات دهيم بايد اين كوه را به تصرف خودمان درآوريم. اين 5 نفر عده‌اي از پاسداران كرد را هم همراه خودشان بردند و حمله‌ي آنها به قدري شجاعانه بود كه من كه از پايين نگاه مي‌كردم وحشت مي‌كردم در مدت بسيار كوتاهي اين كوه بلند را با دادن يك شهيد تصرف كردند.

حمل آذوقه به پاوه

در اين موقع تيمسار فلاحي كه در كرمانشاه بود بوسيله بي‌سيم به من اطلاع داد كه نيروهاي زيادي از مردم و سربازان و آذوقه در كرمانشاه آماده هستند كه به پاوه منتقل شوند فقط بايد يك فرودگاه براي آنها تهيه كرد يا فرودگاه موجود را از دست دشمنان گرفت كه هليكوپترها بتوانند در آنجا بنشينند. بنابراين به هر قيمتي شده بايد فرودگاه را به تصرف درآورد و فرودگاه در آخرين نقطه شهر در طرف مرز عراق قرار داشت. كه نيروهاي زيادي از دشمن در آنجا متمركز بودند. ما تصميم گرفتيم كه فرودگاه را هم به تصرف در آوريم گروه پنج نفري تشكيل داديم و از سه نقطه مختلف به اين فرودگاه حمله كردند و به اين ها گفته بوديم كه بعد از تصرف فرودگاه به اولين تپه‌اي كه در پشت فرودگاه مي‌رسد در آن تپه متوقف ‌شوند و بيشتر پيشروي نكنند. ولي شدت احساس اين جوانان به حدي بود كه تپه‌ي اول، دوم، سوم را هم گذراندند و به دهي رسيدند كه در پشت اين تپه قرار داشت و در آن ده، عده زيادي از چپ نماها وجود داشتند كه در آنجا درگيري بوجود آمد و در آنجا يكي از جوانان ما به شهادت رسيد و به هر حال با يك شهيد فرودگاه هم به تصرف در آمد و علت بزرگش اين بود كه دشمن روحيه اش را از دست داده بود و بدون جنگ مي‌گريخت. مريضخانه هم كه 25 شهيد داده بوديم بدون هيچ خونريزي به تصرف پاسداران در آمد. و پاسداران با فرياد الله اكبر به هر گوشه‌اي مي‌رفتند و مواضع استراتژيك را به تصرف در مي‌آوردند و همه آنها پيش از ساعت 5 يا 6 بعدازظهر تمام شد و هليكوپترها و نيروهاي كمكي همگي بعد از ساعت 6وارد پاوه شددند. يعني هنگامي‌وارد پاوه شدند كه همه‌ي پاوه و همه‌ي مرتفعات و همه‌ي مواضع استراتژيك به تصرف آنان در آمده بود بنابراين تنها دليل براي پيروزي ما در پاوه و شكست دشمن بيانيه‌اي بود كه امام خميني صادر كرده بود:

ما تصميم گرفتيم كه همان شب برنامه‌اي را طرح‌ريزي بكنيم كه تا 24 ساعت آينده موقعي كه ارتش لازم است وارد پاوه شود. نوسود را هم به تصرف خودمان در آورده باشيم. نوسود سخت‌ترين و خطرناكترين محل دشمنان ما بود كه در مرز عراق واقع شده و حتي اين را هم مي‌دانستيم كه هميشه مورد هجوم دشمنان است و بزرگترين قدرتهاي دشمن در اطراف نوسود متمركز هستند بنابراين با همان نيروهايي كه شب آمده بودند تا ساعت 3 بعد از نيمه شب جلساتي و طراحيهايي داشتيم كه بخصوص نيروهاي تيپ نوهد از نيروهاي چتربازان تيپ نوهد و هليكوپترها در روز بعد به ما كمك كردند. و با اعمال تاكتيكي و قهرمانانه‌ي شديد قبل از آنكه ارتش وارد پاوه شود نيروهاي ما نوسود را فتح كرده كه اين خودش سرعت عمل و جهش نيروهاي موجود در پاوه را مي‌رساند كه حتي قبل از آنكه ارتش وارد پاوه شود اينها مي‌خواستند عظمت و قدرت و پيشرفت خودشان را به اثبات رسانند و اين چنين نيز شد. بنابراين پاوه يك مبدا تغيير و تحول و نقطه علني در قضيه كردستان به شمار مي‌رود و در مدت ده روز تمام شهرها مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي انقلابي درمي‌آيد و اين براي دنياي بي‌سابقه بود نه فقط كردها نمي‌توانستند اين پيش‌بيني را بكنند بلكه آمريكا و دولتهاي بزرگ و ابرقدرتها هم با كامپيوترهاي خودشان به هيچ وجه نمي‌توانستند پيش‌بيني بكنند كه ارتش، اين حد سريع سرتاسر اين نقاط استراتژيك بزرگ را به تصرف خودش درآورد اما اين چنين شد. روحيه قوي در ارتش و پاسداران و مردمي ‌كه از اقصي نقاط كشور براي استقبال شهادت آمده بودند آنقدر سريع و شديد بود كه هيچ نيرويي نمي‌توانست در مقابل آنها مقاومت كند. به عنوان نمونه مي‌خواهم بگويم كه وقتي ما از بسطام به سمت بانه حركت مي‌كرديم در بين راه درگيريهاي فراواني داشتيم و در بين راه شهداي زيادي داديم و آنها تصور نمي‌كردند كه نيروي ما بتواند از اين گردنه‌هاي سخت، از اين كوههاي بلند از اين دره‌هاي خطرناك به سلامت عبور كند و خودش را به بانه برساند.

ورود به بانه و سردشت

حتي چندين ساعت قبل از اين كه وارد بانه بشويم در يك نبرد چهار نفر از بهترين جوانهاي ما به شهادت رسيدند يك افسر از نيروي نوهد به نام سروان مهرابي به درجه شهادت رسيد. جنگ‌هاي سختي در آنجا درگير شده بود ولي هيچكس از مرگ وحشتي نداشت. و اين جوانان به استقبال مرگ مي‌آمدند و دشمن را آنچنان تار و مار كردند كه دشمن احساس كرد در مقابل اين نيروها قادر به مقاومت نيست و هنگامي كه ما وارد بانه شديم ساعت 6 بعدازظهر بود سيد جلال حسيني ساعت 4 بعدازظهر با نيروهاي خودش از شهر گريخته بود و به طوري كه به ما اطلاع دادند گروه‌هاي آنها 4 برابر نيروهاي ما بود بعد از بانه كه بزرگترين مركز قدرت آنهاست آخرين پايگاهي كه براي آنها باقي مانده بود سردشت بود و همه‌ي ما حساب مي‌كرديم كه در سردشت بزرگترين مقاومتها در مقابل ما صورت بگيرد و بخصوص راه بانه سردشت راهيست جنگلي و آنها امكان دارند كه در اين جنگ‌ها كمين بكنند و بزرگترين ضربت‌ها را در اين آخرين جنگ به ما بزنند و به خصوص هليكوپترها هنگام شناسايي از سردشت به اطراف سردشت چهار تانك در پشت سردشت ديديم در فاصله‌ي چند كيلومتري سردشت چهار تانك و توپخانه‌ي سنگين و نيروهاي موتوريزه بسيار وسيع وجود داشت و بنابراين امكان درگيريهاي شديد و جنگهايي در آن مي‌رفت و تمام نيروي ما كه از بانه حركت كرد و به سردشت رفت رزمنده‌هاي واقعي آن 50 تكاور بود و در حدود 200 سرباز عادي شركت داشتند ولي با آن روح و شهامت و شجاعت و گم كردن نيروهاي تكاور و نيروهاي نوهد  در مناطق مختلف سركوهها و تپه‌ها و هجوم شجاعانه به شهر و محاصره‌ي شهر توسط هليكوپترها دشمن احساس كرد كه با نيرويي روبرو است كه باز از مرگ نمي‌ترسند و به استقبال شهادت آمدند و هر درگيري و به زيان آنها خواهد شد.  و اين نيرو با سرعتي حدود 2 ساعت يا 3 ساعت خودش را از بانه به سردشت رسانيد و فقط يك درگيري كوچك در مدخل شهر سردشت داشت كه با دستگيري سه نفر يا چهارنفر از نيروهاي دشمن به پايان رسيد و اين نيرو پيروزمندانه وارد سردشت شد و به نظر ما اين پيروزي ارتش كه براي دولت حاصل شد يك پيروزي نظامي‌نبود. يك پيروزي سياسي و ايدئولوژي بود كه حاكميت دولت را مستقل كرده بود.

تبليغات دشمن

اين شكست كه بر گروههاي چپ و راست و در كردستان حاصل شده بود پيش از همه چيز نتيجه روح انقلابي و عامل فكري و ايدئولوژيك اين رسالت بزرگ بود كه در كردستان پيروز شد. به هر شهري كه وارد مي‌شديم مردم هزار هزار به پيشواز ما مي‌آمدند و عده‌اي از مردم از خوشحالي اشك مي‌ريختند احساس كردم كه تمام پادگان را جمعيت مردم شهر فرا گرفته و خود من وحشت داشتم كه چطور ما امشب را در پادگان به سر آوريم و تمام بزرگان شهر به استقبال ما آمدند و نطق مي‌كردند و ورود ارتش به شهر را تبريك گفتند و تقاضاي عفو و بخشش كردند. كه ما هم براساس فرمان امام همه را عفو كرديم و گفتم : براي نجات آزادي شما آمده‌ايم تبليغات دشمن بسيار مؤثر بود و به آنها گفته بودند كه اين سربازان مي‌آيند و پستان زنها را مي‌برند و طرفداران سني را سر مي‌برند و به دختران اهانت مي‌كنند و چنين و چنان مي‌كنند هنگامي‌كه با عده‌اي از سربازها و پاسداران برخورد كردند كه در منتهاي دوستي و اخلاق و محبت بودند اول كاري كه ما مي‌كنيم بعد از ورود به شهر وارد مسجد مي‌شويم و با بزرگان شهر در مسجد سخن مي‌گوييم و سخن ما از اسلام و اصالت اسلام و دوستي و محبت و صفا برادري و برابري است، اينها تعجب مي‌كردند انتظار داشتند كه ما مثل ديكتاتورها و فاتحين شهرهاي بزرگ آنها را شكنجه بدهيم عقوبت كنيم و بزندان بكشيم بنابراين يك چنين محبتي و يك چنين انسانيتي در مقابل آن تبليغات شوم و سهمگين به وقوع پيوسته بنابراين مي‌بينيم كه پاوه يك مبدأ يك نقطه عطف براي تاريخ كردها به شمار مي‌رود و واقعاً از نظر جنبش و نهضت و حركت بايد پاوه را يك نقطه عطف به حساب آورد و ما اين پشتيباني و اين يكرنگي و فداكاري را تقديس مي‌كنيم. مقدس است و همين نقطه عطف در كردستان به شمار مي‌رود كه آنهايي كه دم از ملت و ملتها مي‌زنند يك‌بار احساس كردند كه ملت آنجاست و آنها دروغ مي‌گويند. اگر صحبت از ملت و ملتها و مردم به حساب مي‌آمد مردم و ملت آنجا هستند و بنابراين از نظر سياسي شكست خوردند چون واقعاً احساس كردند ملت در مقابل آنها قرار دارد و آنها در نقطه‌ي ضعف و شكست هستند و باز نقطه‌ي عطف ديگري كه مي‌خواهم در مساله پاوه تكرار كنم و شايد بيش از هر چيز ديگري در روح من تأثير گذاشته و باز آنرا يك نقطه عطف در تاريخ مبارزه ملت خودمان به حساب مي‌آورم آن حقيقتي است كه در آن شب تاريك و مخوف سرتاسر كشور ما و همه‌ي مردم ما يك حالت روحاني و معنوي به خود گرفته بودند و چون امكان عملي در آن شب تاريك براي كسي ميسر نبود هر يك به دعا و نماز و مناجات به درگاه خداوند بزرگ متوسل شده بودند كه خدا پاوه را از شر دشمنان محفوظ بدارد حتي با كساني برخورد كردم و يا نامه‌هايي به من رسيد كه در كشورهاي دوردست هم كساني هستند كه دستشان از همه جا قطع بود و دعا مي‌كردند و نماز مي‌خواندند.

نهضت اصيل

هنگاميكه ما يك جنبش سياسي يا اجتماعي و يا جنبش نظامي‌را در نظر مي‌گيريم و اينها را با يك جنبش روحي و معنوي مقايسه مي‌كنيم اين اختلاف براي ما به ظهور مي‌رسد آن نهضتي و آن حركتي مقدس، اصيل و عميق است كه بيشتر در قلب مردم و درون مردم نفوذ بكند. و بر اساس آن ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغير و ما به انفسهم خداي بزرگ هم وقتي تاكيد مي‌كند آن تغيير و تحول دروني را ملاك قرار مي‌دهد و مي‌گويد هنگامي كه آن تغيير و تحول در روح و نفس مردم بوجود آمد بعد از تغيير و تحولات است كه تحولات اجتماعي و سياسي و نظامي ‌هم به ظهور خواهد پيوست و ما مي‌بينيم كه در قضيه‌ي پاوه ‌اين تغيير و تحول در اكثريت مردم ما به ظهور مي‌پيوندد و از اينجاست كه معتقديم اين حركت و اين نهضت نقطه‌ي عطفي در تاريخ نهضت ماست. از نظر فلسفي من روي اين خيلي تكيه مي‌كنم يك پيروزيهايي نظير نظامي، سياسي، اجتماعي است ولي پيروزي ديگري است كه روح و قلب و نفس مردم را متغير مي‌كند. نه فقط در پاوه، در تهران، در سرتاسر دنيا و لبنان هزاران نفر از شيعيان پشت سفارتخانه يا جاهاي ديگر جمع شده بودند مي‌خواستند خودشان را به ايران برسانند بنابراين اگر در تصور خودمان بگنجانيم كه انقلاب خودمان هم در سال پيش پيروز شد نتيجه همان روح و تغيير و تحول بود كه در نفوس ما بوجود آمد كه آن روحيه فداكاري و شهامت و شجاعت و شهادت در آنجا بوجود آمده بود و باعث شد كه انقلاب ما پيروز بشود كه بر اثر اين روحيه در عرض 10 روز كردستان زير و رو شد. و به همين علت است كه مي‌گويم در كردستان ما يك پيروزي ايدئولوژيك فكري سياسي داشته‌ايم، پيروزي نظامي‌ما در مقابل پيروزي ايدئولوژيك يك قسمت ناچيزي بود

ارتش به پادگانها برمي‌گردد

و بر اساس همين طرز تفكر بعد از پيروزي در كردستان دولت تصميم گرفت كه به جاي جنگ و سپاه‌گيري دست به كارهاي عمراني و جهادسازندگي بزند و بنابراين به ارتش دستور داده شد كه به پادگانهاي خودشان بروند و از شهرها خارج شوند و با مردم كاري نداشته باشند و گروه‌هاي جهادسازندگي و عمران و غيره وارد كردستان شدند كه به مردم خدمت كنند و حدود يك‌ماه بدين ترتيب گذشت يعني يك‌ماه بدون هيچگونه تحرك نظامي‌از طرف دولت، توجه است در مقابل آن كساني كه دولت را متهم به ديكتاتوري و ارتش طاغوتي و فاشيستي مي‌كردند. بعد از اين پيروزي كه دولت مي‌خواست قدرت نظامي ‌خودش را به ثبوت برساند و رسانده بود ديگر دليلي نمي‌ديد كه دوباره و بيشتر دست به اعمال نظامي ‌بزند. در عوض به جوانانش گفت كه دست به كارهاي عمراني و جهاد سازندگي بزنند، اما متاسفانه توطئه‌گران به پشتيباني از اجنبي و سياستهاي خارجي آرام ننشستند دست به سازماندهي زدند نيروهاي پراكنده‌ي خودشان را از عراق جمع آوري كردند و در خلال اين مدت يكبار ديگر به شهرها و نقاط ديگر برگشتند، آنجا كه ارتش و دولت و همه چيز در صلح و صفا و آرامش كامل به سر مي‌بردند.

شهادت 22 نفر از پاسداران

بنابراين باز كساني كه دولت را متهم مي‌كنند و ارتش را طاغوتي مي‌گويند حرف آنها غير منطقي است زيرا ارتش و دولت در مدت يك‌ماه سكوت كردند كه حسن‌نيت خود را به همه‌ي برادارن كرد به ثبوت برساند و نشان بدهند آنها با قدرت نظامي ‌و جنگ نمي‌خواهند قضيه‌ي كردستان را حل بكنند بلكه با فعاليت سياسي اجتماعي عمراني مي‌خواهند كه رسالت انقلابي اسلام را در كردستان پياده بكنند و بعد از كشت و كشتارهايي كه آن طرف به راه‌انداختند و به خصوص بعد از شهادت 22 نفر از پاسداران در راه بين سردشت و بانه، دولت تصميم گرفت دوباره به ارتش فرمان دهد در مقابل اين توطئه‌گران مقاومت كند و اينجا و آنجا بود كه گروه‌هاي ضربت در بعضي نقاط از كردستان بوجود آمد كه مهييج‌ترين عمليات در منطقه‌ي سردشت كه محل قدرت و تمركز نيروهاي دشمن بود صورت گرفت و در نبردهاي بسيار سخت و درگيريهاي بسيار خونين اثبات كردند كه باز هم هر وقت از ارتش بخواهد قادر خواهد بود و در هر لحظه نيروهاي دشمن را متلاشي كند و بنابراين در نقاطي كه دشمن متمركز مي‌شدند و مي‌خواستند به شهري يا به جايي حمله كنند از نيروهاي ويژه‌ي ارتشي با تاكتيكهاي چريكي خودشان بر آنها حمله مي‌بردند و آنها را متلاشي مي‌كردند جنگهاي پارتيزاني و سيطره بر منطقه‌ي كردستان به طور كلي از دست توطئه گران گرفته شد درك كردند كه مقابل ارتش ضعيفند و اگر ارتش بخواهد هر وقت هر جا قادر است كه نيروهاي آنها را متلاشي كند با اين وضع بعضي از بزرگان آنها مايل به مذاكره مي‌شوند و احساس مي‌كنند كه بهتر است با دولت و ارتش كنار بيايند و از آنجايي كه دولت نيز فكر سيطره‌ي نظامي‌و پيش بردن رسالت اسلامي‌خودش را از طريق سلاح درنظر نداشت بنابراين اين درخواست مذاكره را لبيك گفت.

آغاز مذاكرات سياسي

بنابراين آقاي داريوش فروهراز طرف دولت مسوول شد كه در منطقه حاضر شود و با هركسي كه مي‌خواهد با دولت مذاكره كند وارد مذاكره شود و بنابراين فكر مذاكره و احساس اينكه دولت ما حسن‌نيت دارد و هركسي كه مطلبي دارد و مي‌خواهد مذاكره كند دولت حاضر است كه مذاكره كند و حتي بعد از آنكه داريوش فروهر مذاكراتي با عده‌اي از آنها انجام داد و آنها احساس كردند مي‌خواهند مذاكرات را در سطح بالاتري انجام دهند دولت نيز تصميم گرفت چهار نفر را با اختيارات تام مسوول مذاكره بكند تا به مشكلات كردستان رسيدگي كند و انشاءالله از راه مذاكره و صلح و صفا اين مشكلات را حل بكند و يا براي اين كه دولت حسن‌نيت خودش را نشان دهد به نيروهاي ارتش دستور مي‌دهد كه در شهرهاي بزرگ از هر نوع درگيري نظامي ‌پرهيز كنند يعني ابتدا به ساكن هيچ عمل نظامي‌را در شهرها انجام ندهد مگر آنكه از طرف دشمن به آنها حمله شود كه خود اين امر باعث ناراحتي‌ها و اختلافات خيلي زيادي شد و حتي عده‌اي ناراحت شدند و حتي عده‌اي از افسران و سربازان فكر كردند جنگ بكلي خاتمه پيدا كرده است و ديگر موضع نظامي ‌يعني آن به اصطلاح حالت نظامي ‌خود را از دست دادند مي‌بينيم يكباره عده‌اي از سربازان از سردشت  به بانه مي‌آمدند كه به تهران منتقل شوند در راه بازگشت به خانه بودند و بي‌خيال وارد بانه مي‌شوند و احساس اينكه در داخل شهر مساله جنگ و جدال مطرح نيست بدون موضع‌گيري و بدون حراست از نيروهاي خودشان يكباره از طرف دشمنان مورد هجوم قرار مي‌گيرند و اينها همان احزاب افراطي چريكهاي فدايي و نيروهاي نظير آن بودند كه به هيچوجه با مذاكره موافقتي نداشتند بعد از آنكه حزب دمكرات و بعضي شخصيت‌هاي ديگر آمادگي خودشان را براي مذاكره اعلام كرده بودند اين حزب و احزاب افراطي ديگر براي آن كه مخالفت كنند از مهاباد خارج  شدند و در سردشت و بانه عليه ‌اين نظاميان كمين كردند و آنها را كشتند كه خود اين يك مبين حقيقتي بود كه احزاب بزرگ در آنجا مي‌خواستند يك نوع مذاكره‌اي با نمايندگان دولت انجام دهند در حالي كه اين چريكهاي افراطي چپ حتي حاضر به آن نبودند و اعلاميه‌اي صادر كردند و حزب دمكرات را متهم كردند كه با دولت سازش كرده است و حتي در حال حاضر مي‌بينيم وقتي دولت در سردشت و بانه به هجوم آنها جواب مي‌گويد از منطقه سردشت به جنوب مي‌روند و در منطقه نوسود و مريوان و نقاط جنوبي‌تر همان مشكلات را بوجود مي‌آورند. اينها گروههايي هستند بكلي توطئه‌گر و وابسته به نيروهاي خارجي وداراي بدناميهاي عمومي ‌و خطرناك كه به هيچوجه نمي‌خواهند غائله‌ي كردستان پايان بگيرد بلكه مي‌خواهند با درگيريها و كشت و كشتارها و ناراحتي‌هاي ديگري دولت يا انقلاب اسلامي‌ما را به سقوط بكشانند البته ما با سياستي كه دولت در نظر گرفته است قادر خواهد بود كه حسن‌نيت خود را لااقل به برادران كرد به ثبوت برساند و اگر كسي نپذيرفت و آماده جنگ شد و ارتش عملي متقابل انجام داد ديگر اين ارتش، ارتش طاغوتي و فاشيستي نيست بلكه ارتش پاسدار صلح، پاسدار امنيت منطقه، پاسدار انقلاب اسلامي‌است. (كيهان23/8/1358)

در كردستان چه گذشت؟(2)

خبرنگار كيهان: شما فكر نمي‌كنيد سياست آزادي پس از انقلاب كه باعث شكل گرفتن حزبهاي ضد انقلاب شد يك تاكتيك اشتباهي بود كه دولت در پيش گرفت؟

چمران: انقلاب ايران ويژگي‌هاي خاصي داشت كه در هيچ انقلاب ديگري نظير آن ديده نشده بخصوص پيروزي انقلاب بدون قدرت سلاح و بدون درگيريهاي نظامي ‌و پيروزي آن فقط بر ميناي ايمان و فداكاري و استقبال و شهادت. اين ويژگيهاي خاص يك اختلافهاي اساسي بين انقلاب ايران و انقلابهاي ديگر بوجود مي‌آورد كه خود من در يك سخنراني 10 نقطه متمايز بين انقلاب ايران و انقلابهاي ديگر ذكر كردم كه شايد باشد در بعضي از آنها در دانشگاه همان روزهاي انقلاب صحبت كردم يكي از اين ويژگيها به همين مساله ديكتاتوري و آزادي بر مي‌گشت اصولاً تمام نظامهاي انقلابي دنيا اجباراً دست به ديكتاتوري مي‌زنند تا مدتي با سيستم ديكتاتوري اداره كنند تا بعد آرام آرام آزادي بدهند بنابراين روش كلاسيك براي اين سيستم‌ها روش ديكتاتوري است ولي انقلاب ايران به علت ويژگيهاي خاص خودش است كه احتياج نداشت به ديكتاتوري تكيه كند ديكتاتوري يعني قدرت يك حزب با يك عده افراد مخصوص و خاص بر اكثريت مردم در حالي كه در ايران اكثريت قريب به اتفاق انقلاب كرده بودند و بنابراين اين اكثريت قريب به اتفاق احتياج نداشت كه بر اقليت ديكتاتوري كند. ديكتاتوري عادتاً وقتي بوجود مي‌آيد كه اقليتي بخواهد قدرت را بدست گيرد در حالي كه در ايران اكثريت مطلق قدرت را بدست گرفته بود و اين احتياج به ديكتاتوري نداشت و قادر بود كه آزادي به همه اعطا كند و بر اساس آزادي رفتار كند بنابراين اين ويژگي خاص بين ايران وجود نداشت و ما مي‌توانستيم با همان آزادي دموكراسي كه اول انقلاب رفتار كرده بوديم ادامه دهيم مسلماً آن ويژگي خاص را براي انقلاب خودمان حفظ مي‌كرديم و مزاياي بيشتري داشت ولي متأسفانه توطئه‌ها از طرف دشمنان و پولهاي خارجي و روزنامه‌ها و تبليغات ابرقدرتها بالاتر از آن بودند كه بتوان در يك محيط باز و بدون حساب با آنها مقابله كرد و اين بسيار بسيار جاي تأسف براي شخص من هست و از نظر فلسفي بسيار ناراحتم كه يك چنين واقعيت تلخي بر ما تحميل  شد كه مجبور شديم آن آزادي و دموكراسي را به مقداري محدود كنيم كه جلوي توطئه گران را بگيريم براي اينكه اين مثال بهتر روشن شود مساله ارتش و قدرت سلاح را مثال مي‌زنم. مثال روشنتري از همين قضيه هست همانطور كه ديديم انقلاب ما بدون وجود ارتش و نيروي انتظامي ‌پيروز شد و ما هم اميد داشتيم كه همه حيات خود را و انقلاب خود را و پيشرفت خود را بدون قدرت سلاح جامعه تحقق بپوشانيم يعني به دنيا نشان دهيم اين ويژگيهاي خاص براي انقلاب و كشور ما وجود دارد و در هيچ جاي عالم ديده نشده است و آن اين كه به قدرت و رسالت به قدرت ايمان و فداكاري و شهادت پيش مي‌برد نه به قدرت سلاح و بر همين اساس بود كه براي ماههاي متعدد در كردستان يا هيچ نقطه ديگري ارتش وجود نداشت زيرا انقلاب ما از نظر فلسفي مي‌خواست فقط و فقط به رسالت خود تكيه كند نه به قدرت سلاح اما متأسفانه قضيه كردستان پيش آمد و در كردستان انقلاب آنطور كه بايد و شايد رسوخ نكرده بود و با ورود سلاح و سيل پول از خارج دولت را مجبور كردند. كه دست به جنگ مسلحانه بزند و اين بزرگترين شكست فلسفي انقلاب ما بود يعني انقلاب ما مي‌خواست بدون دست زدن به اسلحه همه را رام كند و انقلاب را به همه جا بفرستد اما دشمنان ما توطئه‌گران خارجي جنگ كردستان را بر انقلاب ما تحميل كردند درست است كه در اين نبرد از نظر نظامي ‌انقلاب ما پيروز شد ولي از نظر فلسفي مي‌خواست بدون سلاح پيروز شود اما اجباراً دست به سلاح برد و اين يك شكست فلسفي براي انقلاب مكا بشمار مي‌رود اين مثال روشني است براي قضيه ديكتاتوري و آزادي كه بر اساس آن ويژگيهاي روز اول انقلاب ما در محيط آزاد كاملاً آزاد به هدف خود برسد اما متاسفانه پيش از 200 روزنامه و مجله مزدور خارجي چپ نما يا راست گرا يا هر چيز ديگري و تبليغات شوم و توطئه‌هاي متعدد مجبور كرد كه انقلاب ما براي براي آنها محدوديت بوجود بياورد  اين هم از نظر من جاي تأسف است و معتقدم كه اگر ابرقدرتها و توطئه‌هاي خارجي نبودند ما مي‌توانستيم آن ويژگيهاي روزهاي اول انقلاب را حفظ كنيم و در محيط كاملاً آزاد هر مخالفي را رام كنيم.

خبر نگار:  با توجه به اشاره‌اي كه به عزيمت هياتي به سرپرستي مرحوم آيت‌الله طالقاني به كردستان كرديد مي‌خواستم بدانم اثر شوراها در منطقه كردستان تا چه‌اندازه بود و آيا تشكيل شوراها به عنوان يك راه حل مي‌تواند به مساله كردستان خاتمه بدهد يا خير؟

چمران: بدون شك مساله شوراها مهم بود و مقداري از عقده‌ها و ناراحتي‌هاي برادارن كرد را حل مي‌كرد بايد بدانيم كه در كردستان پس از قرنها زور و ديكتاتوري يك عقده‌اي براي مردم بوجود آمده بود از هر دولتي و قدرتي مي‌ترسند بنابراين ديدند كه هر كسي و هر قدرتي كه آمده به آنها زور گفته و اين عقده‌اي براي آنها شده به نظر من همان عقيده است كه سبب مي‌شود كه در مقابل زور تسليم مي‌شوند  و هنگاميكه هم زور به دست آنها مي‏افتد با خشونت رفتار مي‌كنند. بنابراين براي راه حل عقيده قضيه شوراها بسيار مقتضي و اصيل است كه به آنها نشان دهد خود شما هستيد مسوولين خود را انتخاب كنيد و شهر خود را اداره مي‌كنيد در سنندج بسيار مفيد و مؤثر بود متأسفانه دلايل مختلف كارشكني‌ها و غيره اجازه نمي‌داد و اجازه نداد كه مساله شورا در نقاط مختلف پياده شود ولي معتقديم كه قانون اساسي ايران نيز مساله شورا را پيشنهاد كرده و مقدار زيادي از مشكلات رواني و عقده‌هاي آنها بدين وسيله حل خواهد شد و هنگامي كه احساس كردند سرنوشت آنها بدست خود آنهاست فعاليت بيشتري خواهند كرد علاقه بيشتري نشان خواهند داد و به خصوص هنگامي كه احساس كردند بين آنها و برادران ديگرشان در ايران اختلافي نيست همه در مقابل قانون و در مقابل تصميم گيري يكسان و برابرند.

خبرنگار: با توجه به مذاكرات سياسي كه جريان دارد آيا فكر مي‌كنيد كه بين خواسته‌هاي خود رهبران كرد يك هماهنگي اصولي و يكنواختي وجود دارد كه دولت بتواند به اين مذاكرات سياسي دلخوش باشد. و آنرا نقطه‌ي پاياني بداند براي اين بحران در كردستان.

چمران: والله ‌اين چيزي است كه آينده نشان خواهند داد تا چه حد اينها با هم هم‌عقيده هستند بدون شك مي‌دانيم كه عده‌اي وابسته به قدرتهاي خارجي هستند و فقط منتظر بهانه نشسته‌اند و به هيچ چيزي خوشحال نمي‌شوند مگر شكست انقلاب اسلامي ‌ايران و بنابراين اينها را نبايد با مردم كرد يكسان و برابر دانست ولي معتقدم كه رهبران كرد كم و بيش با هم نزديكند و خواسته‌هاي كم و بيش مشتركي دارند و اگر مذاكرات به نتيجه مثبتي رسيد اكثريت قريب به اتفاق رهبران آنها با هم موافقت خواهند كرد.

خبرنگار: شما اشاره كرديد به نقش چريكهاي فدايي در غائله‌ي كردستان آيا از نظر ايدئولوژيكي و از نظر به اصطلاح برنامه‌ريزي فكر مي‌كنيد دخالت اينها در كردستان مي‌تواند يك شروعي باشد براي بر پايي حكومت كارگري؟

چمران: چريكهاي فدايي خلق اصولاً معتقد به اسلام و انقلاب اسلامي ‌ما نيستند منتظر انقلاب ديگري هستند كه نظام ماركيسسيتي ـ لنينيستي خود را پياده كنند و براي رسيدن به هدف خود هيچ دريغي از ضربه زدن به پيكر انقلاب اسلامي‌ايران ندارند و اينها از هر نقطه ضعفي در هر نقطه‌اي سوءاستفاده مي‌كنند و براي آنها كردستان مهم نيست همانطور كه ديديد در گنبد قابوس و خرمشهر و نقاط ديگر هم توطئه كردند و آشوب و بلوا به راه‌انداختند و خيلي خوب مي‌دانيم كه در تهران هم كه اين مشكلات كردستان يا بلوچستان وجود نداشت همين كارشكني‌ها و مخالفتها را شروع كردند در تهران مردم روشنتر و متمركزتر بودند و لانه‌هاي آنها را بستند و آنها را از خود راندند و اينها نيروهاي خود را در نقاط نزديك به مرزها متمركز كردند و دست به خرابكاري زدند بنابراين نقشه‌ي اينها آزاد كردن كردستان يا بلوچستان نيست. هر كجا را كه بتوان بهانه قرار داد و به انقلاب اسلامي ‌ايران ضربه زد و راه رسيدن آنها به حكومت همراه بود آنها دست بردار نيستند.اما به نظر من اگر انقلاب اسلامي‌ايران شكست بخورد يك نظام ماركسيستي برايران سيطره نخواهد يافت بلكه يك نظام وابسته به آمريكا طاغوت شاه يا نزديك او بر ايران سيطره پيدا خواهد كرد. همانطوري كه بعد از سقوط دكتر مصدق در 28 مرداد اينچنين شد. حزب توده تصور مي‌كرد با سقوط دكتر مصدق حكومت را بدست خواهد گرفت و يك حكومت كمونيستي در ايران بوجود خواهد آورد اما حقيقت نشان دا كه بر خلاف آن است. و هنگامي‌كه حكومت دكتر مصدق سقوط كرد يك حكومت وابسته به آمريكا سر كار آمد  و دمار آن روزگار را مردم حتي از حزب توده هم كشيد و من كم و بيش مطمئن هستم كه اگر خداي ناكرده انقلاب ما به شكست بيانجامد امكان پيروزي امپرياليسم آمريكا بيشتر است.

خبرنگار: آيا حزب دمكرات در زمان رژيم سابق در ميان توده كرد فعاليت داشت و اصولاً ايدئولوژي اين حزب چيست يعني دنبال چه چيز هستند؟

چمران: حزب دمكرات قبل از سقوط طاغوت هم فعاليت داشت ولي از آنجا كه كشوري خارجي به دنبالش نبود و در ايران هم امكان آزادي براي آنها نبود هيچ عمل مؤثر و مثبتي نمي‌توانستند انجام دهند در ماه‌هاي اخير دولت عراق به پشتيباني آنها برخاست و با سيل پول و اسلحه آنها را حمايت كرد و بخصوص از نظر نظامي ‌و مانورهاي سياسي امكان داد كه حزب دمكرات بتواند بر منطقه‌ي كردستان بر اوضاع مسلط شود. از نظر ايدئولوژي آنها داراي افراد مختلفي هستند ولي اكثريت آنها معتقد به فلسفه‌ي ماركسيست ـ لنيسيست هستند و معتقدند كه اقلاً يك نظام سوسياليستي بايد ايجاد كرد و متأسفانه تاريخ ما نيز نشان مي‌دهد كه در زمان پدر شاه سابق توطئه‌هايي از طريق يك دولت خارجي در شمال ايران بوجود آمد كه حزب دمكرات را در آذربايجان بوجود آوردند و متعاقب آن حزب دمكرات در كردستان نيز بوجود آمد كه اين دو حزب در اين دو منطقه علم تجزيه و استقلال برداشتند و مي‌خواستند ايران را تجزيه كنند و به قول خود، خودمختاري بوجود بياورند و با توافقي كه بين روسيه و آمريكا بوجود آمد بر اثر فشار آمريكا روسيه دست از حمايت اين احزاب در اين دو منطقه برداشت و دولت مركزي در آن موقع توانست اين احزاب را متلاشي كند و از بين ببرد. در سالهاي اخير نيز كيسينجر وزير امور خارجي آمريكا طرحي را ارائه داد كه در منطقه كردستان يك كشور آزاد كرد بوجود بيايد و اين دنباله‌ي طرحي بود كه كيسينجر براي تجزيه‌ي دولتهاي عربي حتي سوريه . لبنان و عراق پيش بيني كرده بود و اين تجزيه حتي به ايران نيز مي‌رسيد و كيسينجر معتقد بود كه با ايجاد يك كشور كرد آزاد در منطقه خاورميانه يك اسراييل ديگري بوجود خواهد آمد كه با ايران و تركيه، عراق و سوريه مخالف خواهند بود  و براي اينكه در اين منطقه زندگي كنند اجباراً بايد به يك دولت خارجي، يك ابرقدرت خارجي تكيه كند بنابراين يك اسراييل تازه‌اي خواهد شد و اين به نفع آمريكاست كه پايگاه ديگري در منطقه داشته باشد. بنابراين مي‌بينيم كه سالهاي پيش سياست كيسينجري نيز در منطقه وجود يك كردستان آزاد را پيشنهاد مي‌كند و طراحان خارجي يعني مستشرقين خارجي براي ايجاد فرهنگ كرد و زبان كرد و كولتور كرد و غيره دست به فعاليت مي‌زنند كتابها مي‌نويسند فعاليتها مي‌كنند و تحريكهاي مختلف كه بتوانند يك مليت كرد با زبان كردي و سنن كردي در بين آنها تقويت كنند و عاقبت الامر يك كشور كرد آزاد بوجود بياورند بنابراين احساسات و اين برنامه‌ها چه از طرف روسها و چه از طرف آمريكاييها مقدار زيادي باعث تحريك و تهييج برادران كرد شده است و مسلماً در ذهن عده‌اي از آنها ايجاد خيالبافي‌هاي زيادي كرده است كه مسلط در غائله‌ها و ناراحتي‌هاي كردستان بي‌تأثير نبوده است.

خبرنگار: سئوال مهم‌تري كه وجود دارد اين است كه آيا تاكنون در سركوبي اشرار و دشمنان انقلاب اسلامي ‌ايران، از بمباران هوايي نيز استفاده شده است يا خير؟

چمران: بمباران هوايي با هليكوپتر مي‌گوييد؟

خبرنگار: به طور كلي بمبي كه از آسمان ريخته مي‌شود.

چمران: بمب ريخته شده نه بر مردم نه در شهرها، در جنگ مهاباد براي تسخير مهاباد بمباران هوايي بوجود آمد اما بر روي كوههاي اطراف مهاباد براي آنكه مسلحين را كه در كوهها كمين كرده بودند آنها را تحت فشار قرار دهند و بعلاوه مردم شهر بدانند كه اگر دولت بخواهد شهر آنها را بمباران كند قادر است ولي به خاطر انسانيت دست به چنين عملي نمي‌زند و بعد همانطور كه ديديم بر اثر اين تاكتيك بود كه هنگام ورود ارتش به مهاباد حتي گلوله‌اي نيز رها نشد و ارتش به سلامت وارد شهر شد و اين در اثر همين بمبارانهاي اطراف شهر بود بنابراين بمباران انجام گرفت ولي به هيچ وجه بمبي بر شهر وارد نيامد فقط در قله‌ي كوهها يا شايد يكي دو بمب در داخل پادگان مهاباد بود. كه آنها هم بر روي تپه ها قرار داشت.

خبرنگار: آيا به نظر شما بهتر نبود قبل از آنكه درگيري نظامي‌بوجود بيايد يك مبارزه بنيادي و اساسي با فقر و محروميت شود و مشكل كردستان را به اينجا نكشد؟

چمران: فقر و محروميتي كه در كردستان يا مناطق محروم ايران سيطره دارد نتيجه قرنها ظلم و ستم و عقب‌ماندگي است و در عرض چند ماه به هيچوجه دولت يا هيچ كس ديگري قادر نخواهد بود اين فقر و محروميت را بر طرف كند و بنابراين انتظار اينكه نتيجه قرنها فقر در عرض مدتي محدود حل شود يك انتظار بي‏جايي است و ثانياً‌از همان روزهاي اول كه جهادسازندگي و كارهاي عمراني از طرف دولت و سازمانها شروع شد كردستان بيش از هر نقطه‌اي مورد توجه بود و جوانان و مهندسين و دكترها و مردم خير به طرف كردستان سرازير شدند. اما متأسفانه به علت عدم امنيت در نقاط مختلف اين جوانان را گرفتند به زندان انداختند و حتي كشتند و بنابراين امكان فعاليت را از چنين گروههايي سلب كردند اگر بخاطر داشته باشيد دو ماه قبل از جريان پاوه چند نفر از جهادسازندگي را در شهر سرو گرفتند و مدت چند روز به زندان انداختند كتك زدند و شكنجه كردند و همچنين ده نفر از جهادسازندگي را در مهاباد دستگير كردند و مدت چند روز شكنجه و آزار كردند. تا بعد از وساطت از طرف دادستان كل و استاندار  و غيره توانستند اين عده بي گناه را آزاد كنند. و حتي عده‌اي ديگر را در سردشت گرفتند و كشتند. بنابراين توطئه‌گران نمي‌خواستند جوانان كارهاي عمراني كنند چون بطور كلي كارهاي عمراني و جهادسازندگي به نفع آنها نبود بلكه رابطه دولت و ملت را به هم نزديكتر مي‌كرد. آنها سعي داشتند اين رابطه را قطع كنند و بطور خلاصه فقر و محروميت مردم آنجا به نفع آنان بود و از آن استفاده مي‌كردند و حتي بخاطر دارم كه در مريوان هنگامي كه يكي دو كاميون ارتش با مواد خوراكي براي مردم مريوان فرستاده شد و مردم بدبخت و گرسنه ميخواستند اين مواد را از دولت بگيرند. مسلحين حزبي ممانعت مي‌كردند. مردم را منع مي‌كردند كه اين آذوقه را نپذيرند زيرا نمي‌خواستند رابطه محبت و مودت بوجود بيايد و بنابراين برنامه از همان روز اول وجود داشت ولي امكان پياده كردن آن بسيار كم بود و حتي در حال حاضر  هم به علت عدم امنيت امكان پياده كردن طرحهاي جهادسازندگي و برنامه‌هاي عمراني بسيار ضعيف است.(كيهان 24/8/1358)

پاسخ دكتر چمران به اتهامات نمايندگان سازمان چريكهاي فدايي خلق

دكتر چمران وزير دفاع ملي،طي اطلاعيه اي به اتهاماتي كه در مناظره تلويزيوني، از سوي نمايندگان از سازمان چريكهاي سازمان خلق به وي روي آورد، پاسخ داد و مدعيان مخالف خود را به مناظره تلويزيوني دعوت كرد.متن اطلا عيه دكتر چمران در پي آمده است:بسمه تعالي. جامعه اي كه در آن تهمت ودروغ و شايعه رواج پيدا كند محكوم به زوال است به خصوص كه مدعيان انقلابي به چنين حربه هاي ننگين دست زنند.مناظره جناب آقاي ريس جمهور با نماينده گان سازمان چريكهاي فداي خلق، بسيار آموزنده وعبرت انگيز بودو اميدواريم كه اين روش ادامه يابد تا حقايق آشكار گردد و وخود دروغ وتهمت و شايعه از بين رود.دراين مناظره ، نماينده گان سازمان چريك‏هاي فدايي خلق براي چندمين بار بر اساس ادعاي بدون دليل آقاي بهادران،مرا متهم كردنند كه فئودالهاي رادر كردستان مسلح كرده امو با اينكه بارها در رسانه‏هاي عمومي بطور صريح وبا دلايل منطقي، بي اساس بودن اين ادعارا ثابت كرده ام وحتي تكذيب رسمي دفتر امام در مورد ادعاي آقاي بهادران،دو مرتبه از رسانه‏هاي گروهي پخش شده است و هيچ كس نمي‏تواندحتي يك دليل بر آن مدعا  اقامه كند ويا فئو دال را توسط اينجانب نشان دهد، با اين همه، باز هم اين گروه وهمفكران آنها اين دروغ را تكرار مي‏كنند ودست از سر آقاي "بهادران» كه از روي سادگي (انشاالله)مرتكب خطاي شده اند، بر نمي‏دارند. البته در آن مناظره تلويزيوني، تيمسار فلاحي،فرمانده نيروي زميني، با صراحت وصداقت كامل اين تهمت دربدون مدرك وبي پايه خواند و قويا آنرا رد نمود كه موجب تشكر است، ولي آخر تهمت ودروغ تا چقدر و بي انصافي تا چه اندازه ؟مگر اين دنيا خدائي ندارد ؟مگر كتاب وحسابي در ميان نيست ؟راستي اگر خدا را نمي‏پرستيد، لا اقل آزاده مردم باشيد وبه حرف حق ومنطق توجه كنيد وبر مبناي هر كدام، پوچي كارها واعمال و اقدامات مسلحانه و غير قانوني وغير خلقي خود را توجيه نكنيد كه در دنيا و آخرت، زيان خواهيد ديد.اين رفقا درباره كردستان چه تهمتها وافتراهائي پس از پيروزي غرور آفرين امت ما در كردستان كه بعد از فرمان تاريخي امام بدست آمد، به اينجانب زده اند ومن ضمن افتخار به رسالت مردمي وفداكاري‏هاي كه در كردستان در راه انجام دين به آب وخاك خدمت به دين وخلق ومستضعف كرد. وباياري پاسداران انجام داده ام كه براي مردم مسلمان آگاه ما روشن است.حاضرم با مدعيان مخالف در حضور همه ملت، مناظره كنم وهرابهامي را روشن وهر اتهامي را پاسخ گويم،باشد كه خدا همه گمراهان را هدايت كنند.دكتر مصطفي چمران(اطلاعات14/12/1358)

دكتر چمران در مراسم تجليل از شهيد آيت شعباني:

از روح پاك شهدا استمداد ميجوييم تا در مبارزه با دشمنان انقلاب اسلامي، پيروز باشيم.

تسخير بزرگترين سنگر ضد انقلاب در سنندج افتخاري است براي پاسداران و ارتش حمهوري اسلامي ايران

كرمانشاه-دكتر مصطفي چمران، وزير دفاع ملي كشور جمهوري اسلامي ايران، عصر ديروز در مراسم تجليل پاسدار شهيد آيت شعباني و سه خلبان هوانيروز ابوالحسن اسماعيلي، حشمتالله مكوندي و محسن درخشان، در محوطه دانشكده علوم براي مردم كرمانشاه، افسران و درجه داران لشكر 81 رزمي پشتيبان منطقه ژاندارمري، شهرباني و پاسداران انقلاب اسلامي و هوانيروز سخنراني كرد. بنا به گزارش خبرنگار خبرگزاري پارس، در اين اجتماع، بهروز ماكوئي استاندار كرمانشاه، علما روحانيون و جمع زيادي از اقشار مردم شركت داشتند. دكتر چمران ضمن تجليل از شهدا گفت: "ما امروز به سه انگيزه در اينجا جمع شده‏ايم. نخست: بمنظور سالروز شهادت حضرت امام عليالنقي "ع» و دوم تجليل از شهداي ارتش و پاسداران انقلاب اسلامي در وقايع كردستان و سوم گراميداشت آيت شعباني يكي از پاسداران همرزم و هم سنگر در وقايع سال گذشته پاوه و كردستان». وي گفت: "ما از خداوند بزرگ مسئلت ميكنيم و از روح پاك اين شهدا استمداد ميجوئيم تا در مبارزه با دشمنان انقلا ب اسلامي، موفق و پيروز باشيم و اجازه ندهيم كه طاغوت و طاغوتيان، امپرياليزم شرق و غرب و صهيونيزم، بار ديگر زمام امور اين كشور را بدست بگيرند و روزگار ما را مانند گذشته تيره و تار كنند». وزير دفاع ملي سپس در باره سيستم حكومتهاي شرق و غرب كه بر اساس ماديگري و مسائل شخصي و فردي را مورد بحث قرار داد و گفت: "در چنين حكومتهايي، افراد بخاطر منافع و مقاصد خود ميكوشند و فعاليت ميكنند. نظام سرمايه داري، انسانها را زير سلطه خود قرار ميدهدو انسان را عبد و عبيد و بنده ميسازد تا به هر راهي كه ميخواهند آنها را بكشانند. در دانشگاهها و مراكز علمي‏با كامپيوتر، افكار و احساسات و عواطف مردم را نه تنها در كشور خود ؤ بلكه در سراسر دنيا فرموله كرده و براساس آن مقايسه ميكند.وي افزود: "با همين معيار، در سال 1340 مساله اصلاحات ارضي را كه بعنوان نبوغ شاه مخلوع مطرح بود، در ايران و همزمان در آمريكاي جنوبي و مركزي به اجرا در آورد و اين، براساس برنامههاي حساب شده كامپيوتري براي كنترل مردم اين مناطق بود كه ديگ انقلابي آنها به جوش آمده بود و ميترسيد كه اين ديگ منفجر شود، با همين معيارها، انقلاب اسلامي را هم مورد مقايسه قرار داد، ولي در اينجا به اين اشتباه دچار شد كه در برابر روح شهادت، كامپيوتر نميتواند حساب كند ميباشد.

و اين از خود گذشتگي است، خصيصهاي است كه با هيچ معيار و فرهنگ، نميتوان آن را سنجيد. دكتر چمران آنگاه به معادلات و برنامههاي امپرياليسم آمريكا عليه انقلاب اسلامي به تفصيل سخن گفت و افزود: "معادلات آمريكا در مورد تحريم اقتصادي و دخالت نظامي،‏با مقابله شما ملت رشيد مواجه شد. وقتي ديد كه ما تحريم اقتصادي را جشن ميگيريم، مستاصل شد و با تمام قدرتش، خود را ضعيف و ناتوان حساب ميكند. دكتر چمران آنگاه به تفصيل در باره وقايع كردستان از بعد از انقلاب تاكنون و همچنين وقايع منطقه پاوه و شبي را كه در كنار آيت شعباني پاسدار شهيد در حادثه پاوه گذرانده مورد بحث قرار داد و از مردم خواست كه همچنان با حفظ وحدت و يكپارچگي در مقابل ضد انقلاب و دسيسه‏هاي امپرياليسم آمريكا بايستند و با اين ايستادگي همه دسايس و توطئه‏هاي آنها را خنثي كنند. دكتر چمران، آنگاه اشاره به دسائس حكومت بعث عراق كرد و گفت: "صدام حسين تصور ميكند مي تواند  به انقلاب ما با نظر چپ بنگرد. اگر نيروي عراق وارد كشور ما بشود، ملت ما با چنگ و دندان آنها را تكه تكه خواهند كرد و شما بدانيد و مطمئن باشيد آنروز كه نيروهاي ما و رزمندگان ما و پاسداران ما به سرزمين كربلا نجف برسند، ملت عراق، ارتش ما را پذيرا خواهد بود و شيعيان عراق از ما استقبال خواهند كرد و عليه قدرت و نظام طاغوتي خود، خواهند جنگيد». دكتر چمران در پايان سخنان، وقايع كردستان و ظلم و ستمي كه از سوي گروههاي مسلح بر مردم اين سامان رفته است را مورد بحث قرار داد و سپس از محل هوانيروز كرمانشاه بازديد كرد و عمليات نظامي منطقه را مورد بررسي قرار داد. در فرودگاه كرمانشاه، دكتر مصطفي چمران در مورد عمليات كردستان به خبرنگار خبرگزاري پارس گفت: "اين عمليات، افتخاري است براي پاسداران و ارتش جمهوري اسلامي كه با رشادت و شجاعت، بزرگترين سنگر ضد انقلاب را در سنندج تسخير كردو نيروي دشمن را پراكنده ساخت. انشاءالله اين پاكسازي تا برقراري امنيت كامل منطقه كردستان، ادامه خواهد يافت همچنان كه در گذشته ديده شد، هر وقت دولت و شوراي انقلاب، تصميم گرفته‏اند، ارتش و پاسداران قادر بودند كه با قاطعيت و سرعت تمام دشمن، را متلاشي و اجازه ندهند كه يك وجب از خاك اين سرزمين مقدس به دست مزدوران اجنبي بيفتد، اينك آنچه بر ما واضح شده است همكاري و پشتيباني برادان كرد با ارتش و پاسداران ميباشد».(اطلاعات30/2/1359)

پاكسازي گسترده در روستاهاي پاوه بوسيله‌ي پيشمرگان مسلمان كرد

دكتر چمران براي مردم پاوه پيام فرستاد.

كرمانشاه ـ پيشمرگان مسلمان كرد شاخه پاوه پس از يازده ساعت درگيري، روستاهاي چيلانه عليا و سفلي و ميرا اولي و لاوان را كه محل استقرار مهاجمين مسلح بود از وجود اين عناصر پاك كردند.

اين گزارش به نقل از روستاييان حاكيست كه تلفات مهاجمين مسلح 4 نفر است كه اجساد آن‌ها را به باينگان بردند. بر اساس  اين گزارش مقداري مهمات چون گلوله، آر، پي، جي، هفت  و خشاب‌هاي كلاشينكف در چند سنگر مهاجمين به دست پيشمرگان مسلمان كرد افتاده است. از سوي ديگر پاسداران انقلاب اسلامي مستقر در پاوه از طريق  كوه‌هاي "زردويي» و "بلايي» به عمليات پاكسازي ادامه مي‌دهند. فرماندار اورامانات نيز عمليات پاكسازي روستاهاي ميراولي و لاوان را مورد بازديد قرار داد.

از سوي ديگر در ادامه عمليات پاكسازي منطقه از عناصر ضد انقلاب و عاملين بعث عراق، گروه‌هاي ضربتي سپاه پاساران انقلاب اسلامي، پيشمرگان مسلمان كرد، پاسداران افتخاري و ارتش چند شب پيش در روستاهاي "بله‌اي» و "كلاته» واقع در منطقه‌ي پاوه مستقر شدند و عمليات پاكسازي را شروع كردندكه هنوز هم ادامه دارد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پاوه ضمن اين گزارش اعلام داشت كه تاكنون به مهاجمين مسلح تلفاتي وارد آمده استكه تعداد آن مشخص نيست. هدف از اين عمليات سركوبي عناصري است كه از چندي قبل شهر پاوه را زير آتش خمپاره قرار داده‌اند و تاكنون بر اثر آتش خمپاره آن‌ها عده‌اي از افراد بيگناه و كودكان اين شهر به شهادت رسيده‌اند.

پيام دكتر چمران

دكتر چمران نيز كه به كرمانشاه سفر كرده بود روز گذشته هنگام بازگشت از اين شهر پيامي به مردم پاوه فرستاد. متن پيام چنين است:

درود به هموطنان شهر پاوه كه زير آتش خمپاره‌هاي ضد انقلاب شبانه مقاومت كردند و شهيد دادند و حيات هستي خود را تقديم خدا كردند و با اراده آهنين و تكيه بر ايمان خدا سخت‌ترين حملات دشمن را تحمل كردند و تسليم نشدند و نشان دادند كه همان قهرمانان معروف پاوه هستند كه سال گذشته نيز خطرناك‌ترين ضربات دشمن را از خود رد كردند و از صحنه معركه بيرون آمدند. درود به پاسداران شجاع و از جان‌گذشته انقلاب كه با فداكاري‌ها و جانبازي‌هاي خود حماسه‌هاي خونين و پرافتخاري خلق كردند و ضد انقلاب را در هر زمان و هر مكان با قاطعيت تمام در هم شكستند. درود بر ارتشيان ـ سربازان ـ پاسداران ـ درجه‌داران ـ افسران و خلبانان هوانيروز و خلبانان نيروي هواتيي كه هر وقت و هر جا و هر كجا كه اراده كردند طومار حيات دشمن را در هم پيچيدند و قدرت و اراده خود را به همه عالميان نشان دادند. امروز ما اقتدار داريم كه سرنوشت خود را به دست گرفته‌ايم و شرق و غرب آينده‌ي ما را تعيين نمي‌كنند بلكه اراده و ايمان و فداكاري ملت ما تعيين كننده سرنوشت ملت است.

ما اقتدار داريم كه با كمال شجاعت دست رد به سينه‌ي بزرگترين جباران عالم زده‌ايم و با قوي‌ترين قدرت‌ها پنه درافكنده‌ايم و براي اولين بار بعد از ساليان دراز احساس آزادي و استقلال و شرف مي‌كنيم، همه‌ي ما شاهديم كه دشمنان داخلي و خارجي در همه‌ي نقاط كشور و همه‌روزه آتش افروزي مي‌كنند و توطئه بوجود مي‌آورند و همه‌ي قدرت‌هاي شيطاني خود را براي در هم كوبيدن انقلاب اسلامي به كار انداخته‌اند و ملت ما تصميم گرفته است كه شهادت پر افتخار را به زندگي ذلت‌بار زير سلطه‌ي اجنبي ترجيح دهد و شما اي مردم رشيد و فداكار پاوه كه در مرز مرگ و زندگي با دشمن غدار روبرو شده‌ايد و انواع خطر و توطئه‌ها را بر سينه‌ي خود تحمل مي‌كنند و پيشقراولان مردم ما عليه ضد انقلاب به شمار مي‌آييد ما مسلم مي‌دانيم كه با ايمان و اراده شما هيچگاه ضد انقلاب به پاوه مسلط نخواهند شد و خاك عراق قهرمان‌پرور پاوه اجازه نخواهد داد كه مزدوران اجنبي در خاك شما ترك‌تازي كنند.

رحمت خدا بر شهداي گلگون كفن پاوه و شهداي ديگر انقلاب، درود بي‌پايان به مردم با ايمان و فداكار پاوه. پيروز انقلاب اسلامي. پاينده باد ايران.(كيهان30/2/1359)

پاوه نقطه عطف تاريخ انقلاب اسلامي ايران

به مناسبت سالگرد بزرگداشت شهداي پاوه مراسم با شكوهي در اين روز تاريخي برگزار شد. رييس‌جمهور، ابوشريف، تيمسار فلاحي و عده‌اي ديگر صحبت كردند. ولي از آنجا كه دكتر چمران قهرمان مبارزات پاوه و كردستان در سال گذشته بود فرماندهي نيروهاي انقلاب را به عهده داشت. و در سايه تجارب انقلابي و چريكي او و فداكاري و سرعت عمل او نيروهاي انقلاب كردستان را آزاد كردند. بنابراين همه سخنراني او در سالگرد اين روز تاريخي ذكر مي‌شود:

بسم الله الرحن الرحيم

ولا تحسبن الذين قتولني سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

به خاطر سالگرد شهداي خونين كفن پاوه و براي بزرگداشت مقاومت دليرانه مردم در مقابل ضد انقلاب و براي اعلام آمادگي خود براي شهادت و ادامه همان راه مقدس، امروز در پاوه گرد هم آمديم و به روح خود و خون خود قسم مي‌خوريم كه براي پاسداري از انقلاب و ميهن و اسلام تا آخرين قطره خون خود مبارزه خواهيم كرد. پاوه نقطه عطف تاريخ انقلابي ايران است، مسير كردستان و ايران را تغيير داد و توطئه‌هاي شوم استعمارگران را نقش برآب كرد. دشمن به همه كردستان مسلط شده بود و همه راهها و مناطق استراتژيك را به تصرف خود در آورده بود و فقط پاوه كه مومنين به انقلاب در آن قدرت داشتند. همچنان در مقابل ضدانقلاب مقاومت كرد. دشمن مي‌خواست با تسخير پاوه تمام كردستان را يك جا ببلعد و مي‌خواست آن را از ايران تجزيه كند، بزرگترين ضربت را به انقلاب اسلامي ايران وارد آوردند و ارتش را فلج كرده و اعلام استقلال نمايند و حتي كشورهايي كه دست نشاندگان غرب دولت جديد را به رسميت بشناسد و به آن توپ و تانك و اسلحه سنگين بدهند و بعد از كردستان نوبت خوزستان بود و بعد سيستان و بلوچستان و الي آخر.

پاسدار مظهر ايثار

اما پاسداران از جان گذشته ما، جان خود را فدا كردند. همه وجود خود را قرباني هدف دادند و براي اينكه توطئه خائنان را در هم بشكنند و تو اي پاوه شاهدي ـ اي كوهء اي گر تو شاهد ـ اي زمين اي آسمان تو شاهدي ـ  اي شهيدان خونين كفن شما شهيد و شاهديد كه فرزندان از جان گذشته اين آب و خاك سال گذشته چگونه جان باختند و در مقابل خطر لحظه‌اي درنگ نكردند و با آغوش باز به استقبال شهيدان رفتند. در ميان طوفاني از مصائب و مشكلات در ميان گردابي از توطئه‌گران خون‌خوار آنقدر مردانه ايستادند و عاشقانه جانبازي كردند كه روزگار دست تحير به دندان گزيد استعمارگران و ابر قدرتها مات و مهبوت شدند. آنها اصلاً تصور نمي‌كردند كه انقلاب اسلامي ايران در ميان اين توطئه خطرناك مقاومت كند. آنها منتظر بودند كه تجزيه كردستان اعلام شود. ايران قطعه، قطعه گردد و دولت جديد سقوط كند. اما يك باره ديدند كه دست توانايي پروردگار از آستين به درآمد فرماني انقلابي از امام امت انقلابي صادر شد. فرياد الله اكبر پاسداران، آسمان و زمين را به لرزه در انداخت. موج مات به حركت در آمد و طومار حيات توطئه‌گران را در هم پيچيد و در عرض 12 روز سرتاسر كردستان را همه شهرها را و همه راه‌ها و مواضع استراتژيك را آزاد كرد.

چگونگي خطر سقوط پاوه

دشمن در عرض 7 ماه همه كردستان و شهرها و مواضع مهم را تسخير كرده بود و مي‌خواست با تسلط بر پاوه كار را يكسره كند هزاران جنگجوي دشمن بين (2000 تا 8000 ) از گروه‌هاي چپي (حزب دموكرات، حزب كومله، چريكهاي فدايي خلق و. . . ) و از گروههاي دست راستي ( قلخاني، ايل پاليزبان، سالارجاف و جوانرودي و. . .) دست به دست هم دادند و پاوه را محاصره كردند و راه كرمانشاه را بستند و چند كاميون آذوقه را به يغما بردند. ضدانقلابيون در قوري‌قلعه عليه مردم پاوه متحصن شدند و مردم پاوه نيز در فرمانداري متحصن شدند و از دولت مركزي تقاضاي كمك كردند و 250 پاسدار كرد محلي از منطقه دفاع مي‌كردند و در مقابل هزاران ضدانقلابي مسلح به همه عنوان اسلحه، محكوم به شكست بودند. دولت مركزي خواسته مردم را اجابت كرد و 60پاسدار مركزي از كرمانشاه و مريوان به وسيله هلي‌كوپتر وارد پاوه كرد تا به برادران كرد خود كمك كنند اين پاسداران به مدت 10 روز در محاصره دشمن بودند و جز 16 نفر بقيه آنها به شهادت رسيدند و دشمن همه كوهها و مرتعات پاوه را محاصره كرده بود و نيروي پاسداران فقط به خانه آنها در شهر پاوه محدود مي‌شد سه مصيبت بزرگ بر آنها وارد آمد كه روحيه را ضعيف كرد و شهر را در خطر سقوط قرار مي‌داد. 1ـ سقوط فانتوم در چند كيلومتري خارج پاوه و شهادت دو خلبان آن. 2ـ سقوط بيمارستان پاوه به دست ضد انقلابيون كه 25 پاسدار آن اكثر مجروح بودند و در بستر بيماري خوابيده بودند به بيرون بردند و به رگبار گلوله بستند و بعد آنها را سر بريدند و اجساد شهدا چند روز زير آفتاب سوزان مانده و بعد متلاشي شده به طوري كه بعضي آنها را نتوانستند به تهران منتقل كنند و 9 شهيد آن در همين محل در كنار بيمارستان به خاك سپرده شدند  3ـ سقوط هلي‌كوپتر كه براي رساندن مهمات و آذوقه به پاوه آمده بود و مي‌خواست شهدا و مجروحين را تخليه كند كه همه سرنشينان آن به شهادت رسيدند و حتي ملخ هلي‌كوپتر عده‌اي ديگر را به هلاكت رساند و راستي كه روحيه‌ها را به حداقل تقليل داد. . . در چنين شرايط سخت و خطرناكي از طرف دولت آقاي بازرگان مامور شدم كه براي نجات پاوه حركت كنم و من هم همراه با سه نفر از گارد نخست‌وزيري و تيمسار فلاحي كه هميشه در كردستان پا به پاي ما مي‌آمد و بزرگترين فداكاري‌ها را از خودشان نشان مي‌داد به كمك يك هلي‌كوپتر عازم پاوه شديم و در بالاي پاوه هر كجا كه نزديك مي‌شديم رگبار و گلوله ما را استقبال مي‌كرد و بالاخره هلي‌كوپتر در بالاي فرودگاه پاوه در منتهي اليه غربي پاوه فرود آمد. در حالي كه به ضرب گلوله‌هاي متعددي سوراخ، سوراخ شده ما اصلاً به سلامت خود اطمينان نداشتيم ولي در رگبار دشمن بر خاك خزيديم و سينه خيز خود را به پشت ديوارها رسانديم و با زحمت زياد وارد پاسگاه ژاندارمري شديم و سخت‌ترين نبردها را شروع كرديم در حالي كه وضع ما وخيم‌تر و بدتر مي‌شد تا بالاخره به آن شب مخوف رسيد كه همه اميدها مبدل به يأس شده بود و دشمن بزرگترين حمله سراسري خود را عليه ما آغاز كرده بود و ما دل به شهادت گذاشته بوديم و جز لقاي پروردگار آرزوي ديگري نداشتيم.

مقاومت حسين‌وار پاسداران و جوانمردان

در آن شب خطرناك فقط دو نقطه در دست ما بود يكي پاسگاه ژاندارمري و ديگري خانه پاسداران و من با تيمسار فلاحي دو شب اول را در پاسگاه ژاندارمري گذرانديم و از شب تا صبح زير رگبار و گلوله دشمن جنگيديم ولي در آن شب مخوف تصميم گرفتيم شخصاً به خانه پاسداران برويم كه وضعي وخيم داشت و روحيه‌ها ضعيف بود لذا مي‌خواستم فرماندهي پاسگاه ژاندارمري را به عهده كسي ديگري بگذارم تا در آن شب شهادت تا آخرين توان خود مقاومت كنم لذا دوستانم را در پاسگاه ژاندارمري جمع كردم و گفتم كه امشب شب آخر ماست همه ما شهيد مي‌شويم ولي مي‌خواهم فرماندهي پاسگاه را به كسي بدهم كه خود را در كربلاي حسيني تصور كند و تا آخرين قطره خون خود بجنگد آنگاه جواني پيش آمد لاغر و كوتاه قد كه تا آن لحظه به او توجهي نكرده بودم و او "آيت شعباني» يكي از جوانان كرد كرمانشاهي بود. شعباني با شجاعتي زائدالوصف قدم جلو گذاشت و گفت: حاضر است اين مسووليت تاريخي را بپذيرد و تا آخرين قطره خون خود دفاع كند. من نيز فرماندهي پاسگاه را به عهده او گذاشتم و همراه با اصغر وصامي فرمانده سپاه پاسداران و چند پاسدار نخست‌وزيري زير رگبار و گلوله دشمن پاسگاه را ترك كردم. دوان، دوان  خود را به خانه پاسداران رسانديم هنگامي كه سياهي شب برآمد محاصره‌كنندگان قلعه ژاندارمري خود را به پشت ديوارها و پنجره‌هاي پاسگاه رساندن و با ژاندارم‌ها صحبت كردند و گفتنند ما با شما كاري نداريم اسلحه خود را تحويل بدهيد و برويد ما فقط مي‌خواهيم سر پاسداران را ببريم آيت شعباني به سربازان و جوانمردان گفت "لا اكراه في الدين» هر كس مي‌خواهد برود آزاد است هيچ اجباري براي ماندن نيست ولي با صداي محكم و قاطع گفت: ما مي‌دانيم و تا آخرين قطره خون خود مي‌جنگيم و با آغوش باز به استقبال شهادت مي‌رويم و خود را از اصحاب حسين در كربلا به حساب مي‌آوريم. ژاندارمها در برابر اين ايمان آهنين شعباني ايثار و فداكاري او خجل شدند و گفتند اگر شما مي‌خواهيد بمانيد و به شهادت برسيد خون ما رنگين‌تر از خون شما نيست ما هم مي‌مانيم و همراه شما به شهادت مي‌رسيم.

نبرد سخت درگرفت و ضدانقلابيون با موشك و خمپاره و با استفاده از اسلحه سنگين و سبك پاسگاه را سوراخ، سوراخ كردند. و از شب تا صبح جنگيدند. ولي جوانان ما نيز همراه چند ژاندارم و جوانمرد تا آخرين قطره قدرت خود جنگيدند و اجازه ندادند دشمن وارد پاسگاه شود تا وقتي كه سپيده صبح بر آمد و ضدانقلابيون اجباراً صحنه نبرد را ترك كردند در جبهه نيز هزاران ضدانقلابي مانند سيل از هر طرف به پيش خانه پاسداران مي آمدند. و مسلسل‌هاي پاسداران به خصوص دو كاليبر 50 از دو گوشه ساختمان ديواري از آتش به وجود آوردند كه از پيشروي دشمن جلوگيري مي‌كرد. سيل دشمن نيز هر لحظه نزديك مي‌شد و آتش‌هاي دشمن بر سر و روي خانه‌هاي پاسداران مي‌باريد ولي عده‌اي از عشاير دست راستي كه براي دزدي آمده بودند دست به يغماي خانه‌ها زدند و لذا درگيري‌هايي به وجود آمد و صداي تيراندازي عليه صاحب‌خانه شنيده مي‌شد و احياناً كشته مي‌شدند و هر لحظه موج دشمن به ما نزديك مي‌شد. در ساعت 4 صبح ماشين‌هايي با ميكروفون و بلندگو در وسط شهر پاوه به حركت آمدند و مي‌گفتند:

"اي مردم پاوه ما با شما سر جنگ نداريم، وفاداري خود را به حزب دموكرات اعلام كنيد و ديگر مشكلي نيست. ما آمديم سر دكتر چمران را ببريم، ما آمديم سر پاسداران را ببريم و با ديگران كاري نداريم». اما رگبار ضخيم مسلسل ميكروفون و بلندگو را خفه مي‌كرد و بعد مي‌شنيديم ميكروفون ديگري را مي‌آوردند و همان اراجيف را تكرار مي‌كردند. . .تا بالاخره سپيده صبح برآمد و دشمن نتوانست به ديوارهاي سپاه پاسداران نزديك شود.

فرمان امام نقطه عطف تاريخ انقلاب

و اما بدون ترديد اين شب مخوف را پشت سر گذاشتيم و آماده نبردهاي سخت‌تر ديگري بوديم كه يك‌باره فرياد الله اكبر پاسداران از داخل خانه به آسمان طنين انداخت. من كه در بالاي ديوار ايستاده بودم و شهر پاوه را مي‌نگريستم، از پاسداران پرسيدم چه شده است و گفتند اكنون امام امت بيانيه‌اي صادر كردند بسيار مهيج و مهم كه انقلابي بيان كرده‌اند. امام فرماندهي قوا را به دست گرفته و گفته‌اند كه ارتش بايد عرض 24 ساعت خود را به پاوه برساند و توطئه‌گران را متلاشي كنند اين بزرگترين نقطه تاريخ انقلابي ملت ما بود. از تاريخ انقلاب تا آن روز سياست دولت و شوراي انقلاب مدارا با دشمن بود و با فرستادن كميسيونهاي حسن‌نيت مي‌خواست مساله را با صلح و صفا حل كند، ولي دشمن با وحشي‌گري كامل مسلحانه وارد عمل شده بود، شهرها را تصرف مي‌كرد، پادگان‌ها و پاسگاه‌ها  و ژاندارمري‌ها را خلع صلاح مي‌كرد. مردم بي‌گناه را مي‌كشت و راه ها را مي‌بست. امنيت منطقه را به هم مي‌زد و مي‌خواست به قدرت اسلحه افكار سياسي و حزب خود را بر مردم كرد تحميل كند و نظام اسلامي جديد را به سقوط بكشاند فرمان امام در جريان پاوه اولين برخورد منطقي با دشمنان انقلاب بود و حالت دولت را از دفاعي به هجومي مبدل كرد و من براي اولين بار آنجا بود كه تصميم به جنگ گرفتم تا آن روز فقط در صدد دفاع از خود و پاسداران بودم ولي از آن لحظه تاريخي بنا به فرمان تاريخي امام حمله اساسي و حياتي ما براي در هم كوبيدن توطئه‌گران شروع مي‌شود.

چگونگي نجات مواضع استراتژيكي

من ابعاد اين فرمان تاريخي را خوب مي‌دانستم كه بايد آن را به طور انقلابي پياده كنم كه يك لحظه مماشات و تاخير روا نيست. امام فرمان انقلابي صادر كرده است و همه ما هم بايد اين فرمان انقلابي را به طور قاطعانه پياده كنيم از همان لحظه اصغر وصالي فرمانده شجاع سپاه پاسداران پاوه و دوستان ديگر را به دور خود جمع كردم و از ابعاد اين فرمان انقلابي امام شرح دادم و گفتم قبل از آنكه سربازي از كرمانشاه به پاوه برسد ما بايد همه شهرها را تصرف كنيم و دشمن را متلاشي نماييم اصغر وصالي را همراه دوستانم از گارد نخست‌وزيري و چند نفر از سپاه و چند نفر از پاسداران كرد پاوه ماموريت دادم كه به بلندترين كوه پاوه كه بر ژاندارمري مسلط است حمله كند و قلعه‌اي را كه در بالاي اين كوه قرار گرفته و پايگاه مهم دشمن به شمار مي‌رفت از دشمن پاك كند به آنها گفتم كه از پشت گردنه سينه‌خيز پيش روند تا دشمن آنها را نبينند. ولي شور و هيجان اين جوانان به حدي بود كه با قد برافراشته از روي گردنه با سرعت زياد و فرياد الله‌اكبر به پيش مي‌راندند و دشمن كاملاً آنها را مي‌ديد و به آنها تيراندازي مي‌كرد و يكي از برادران به شهادت رسيد ولي دشمن نيز روحيه خود را از دست داده بود و به سرعت از مقابل دوستان ما مي‌گريختند. موشكي توسط يكي از برادران به سوي قلعه بالاي كوه شليك شد ولي اصابت ننمود ولي دشمن روحيه‌اي براي مقابله نداشت با همان سرعتي كه دوستان ما پيش مي‌تاختند دشمن نيز با همان سرعت فرار مي‌كرد و بدين وسيله در عرض مدتي كوتاه بزرگترين پايگاه دشمن و بلندترين موضع استراتژيك پاوه به دست ما افتاد. آنگاه اصغر وصالي و ديگران براي آزاد كردن بيمارستان حمله كردند و بدون تلفات بيمارستان را به تصرف در آوردند. آنجا با اجساد متلاشي شده 25 پاسدار شهيد مواجه شدند. سپس حدود 4 بعدازظهر تيمسار فلاحي از كرمانشاه پيغامي فرستاد كه نيروهاي زيادي از كرمانشاه آماده حركتند و همه ملت به حركت درآمدند و امكانات فراواني وجود دارد فقط بايد فرودگاه پاوه آزاد شود تا هلي‌كوپتر بتواند به زمين بنشيند من نيز براي تصرف فرودگاه حركت كردم و 3 گروه 5 نفري تشكيل داديم كه در هر گروه يكي از سپاه و يكي از گارد نخست وزيري و بقيه از جانبازان و پاسداران كرد بودند و از 3 طرف به سوي فرودگاه حمله بردند و به آنها گفته بودم بعد از تسخير فرودگاه در اولين تپه بعد از فرودگاه موضع‌گيري كنند و ديگر پيشروي نكنند اما دوستان ما با آن همه شور و شوق تپه اوليه بعد از فرودگاه را گرفتند و بعد تپه دوم را نيز تسخير نمودند و بعد تپه سوم را تسخير نمودند و در پشت تپه سوم دهي از دموكرات‌ها بود تيراندازي شد و يكي از برادران ما به شهادت رسيد و دوستان ما در همان تپه سوم متوقف شدند. خطر دشمن به كلي منتفي شد ساعت 5 بعدازظهر همه پاوه با همان پاسدارها خسته و دلشكسته و مجروح و ناتوان پاك شده بوده و من پيغامي براي تيمسار فلاحي فرستادم كه شهر آنان پذيرش آماده نيروهاي جديد است از ساعت 6 بعدازظهر تا نيمه شب هلي‌كوپتر‌ها مرتب مي‌آمدند و نيروهاي جديد پياده مي‌كردند. از بهترين نيروهاي كماندويي تيپ نوهه از پاسداران و كميته‌ها و از مردم شهرهاي دور افتاده ايران، از علما از همه جاي ايران آمده بودند و همه خيابانهاي شهر از مردم پرشور ايران پر شده بود و فرياد الله اكبر آنها كوه‌ها و دره‌هاي پاوه را مي‌لرزاند به راستي شب نعمت بود، شب رحمت و پيروزي كه در سايه يك فرمان انقلابي به وجود آمده بود تا ساعت 3 بعد از نيمه شب برادران تازه وارد را سازماندهي مي‌كردم و ساعت 3 بعد از نيمه شب با فرماندهان تيپ نوهه جلسه‌اي تشكيل داديم و به آنها گفتم كه قبل از ورود نيروهاي ارتشي پياده بايد شهر را نيز كه از خطرناك‌ترين پايگاه‌هاي دشمن در مرز عراق بود تصرف كنيم نقشه‌اي طراحي شد و ساعت پنج صبح اين نقشه به اجرا گذاشته شد نيروهاي كوماندويي ما توسط هلي‌كوپترهايي بر روي تپه‌هاي مهم و اساسي وسط راه پياده شدند و با درگيري‌هاي ساده‌اي توانستند راه را تامين كنند آنگاه يك ستون زميني از نيروهاي پاسدار كميته‌ها و كردها و برادران تازه وارد به حركت درآمدند و ساعت 10 صبح نيز نوسود نيز به تصرف ما در آمد و خود من ساعت 10 صبح در بالاي شهر نوسود با هلي‌كوپتر حركت مي‌كردم و ملاحظه مي‌كردم كه دشمن به كلي متلاشي شده و جايگاه‌هاي خود را رها كرده و گريخته است. و ساعت 12 ظهر بنابر فرمان تاريخي امام نيروي ارتشي با تانك و توپ و تجهيزات كامل با فرماندهي تيمسار فلاحي وارد پاوه شد و در مواضع استراتژيك شهر قرار گرفت و خطر به كلي منتفي شد آنگاه پيشروي نيروهاي ما ادامه يافت و در عرض 12 روز تمام شهرها و راهها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي ما درآمد و روزهاي آخرين اين معركه در مرزهاي عراق، پشت سر داشت و در يك حمله هنگامي كه نيروهاي متلاشي شده دشمن به عراق مي‌گريخت و اسلحه زيادي با خود مي‌بردند توانستيم كه سه تانك در مرز عراق به دست آوريم و مهمات و اسلحه‌هايي كه در طول راه بر زمين انداخته بودند 12 كاميون ذيل ارتشي مي‌شد كه همه را به سردشت منتقل كرديم و حتي در داخل خاك عراق در درگيريهاي پراكنده‌اي آنها را متلاشي نموديم و 8 نفر از آنها را اسير كرديم و نشان داديم آنجا كه امام امت فرمان مي‌دهد و ملت به حركت درمي‌آيند و نيروهاي انقلابي تصميم به جنگ مي‌گيرند هيچ قدرتي نمي‌تواند در مقابل ما مقاومت كند و قادريم در عرض چند ساعت نيروهاي دشمن را متلاشي كنيم  و در سال گذشته نشان داده شد كه به محض فرمان امام و حركت نيروهاي انقلابي چگونه طومار حيات ضد انقلاب از هم پيچيده شد و چگونه مثل مور و ملخ پراكنده شدند و به عراق گريختند. اكنون نيز مي‌خواهم در برابر دشمنان اتمام حجت كنم كه ما براي شهادت آماده‌ايم و اين ادعاي خود را در صحنه عمل اثبات كرديم. ما نشان داده‌ايم كه عاشقانه به استقبال شهادت مي‌رويم و از هيچ خطري روي بر نمي‌گردانيم. اگر دشمنان انقلاب، اگر نوكران طاغوت، اگر خودفروختگان به صهيونيسم و امپرياليسم حاضرند كه با ما بجنگند، اگر حاضرند دست از جان خود بشوند اگر حاضرند در معركه شهادت با ما مقابله كنند اين گوي و اين ميدان بفرماييد. ما بنده حقيريم و از شرق و غرب نمي‌ترسيم و اگر دشمن از زمين و هوا پر شود از خط مكتب خود دست بر نمي‌داريم ما براي خدا قيام كرده‌ايم و رسالت خدايي داريم و سعادت خود را در فناءفي‌الله مي‌بينيم و جزء لقا پروردگار خود آرزويي نداريم و شهادت بدون شك بزرگترين جهش در راه وصال خداست مي‌خواهم بيش از اين مزاحم دوستان شوم و سخن خود را با يك قسم نامه به پايان مي‌رسانم.

بسم الله الرحمن الرحيم

 قسم به پاوه و مقاومت بي‌نظيرش و اراده آهنينش و شهيدان خونين كفنش، قسم به كردستان و كوه‌هاي بلندش و دره‌هاي عميقش، به درد و حرمانش، به مردم فداكار و با وفايش. قسم به ايران و تاريخ پرافتخارش. قسم به اسلام و رسالت مقدس خدايي و جاودانيش، قسم به امام امت و فرمان منقلب كننده و معجزه آفرينش. قسم به اراده آهنينش و ايمانش و عرفانش. قسم به فرياد الله اكبر پاسداران. قسم به عرق جبين رزمندگان در زير آفتاب سوزان. قسم به سنگرهاي كوههاي بلند كه در زير پاي تكاوران مهاجم فرو مي‌ريزد. قسم به گلوله سوزان. قسم به جسارت و فداكاري. قسم به فريادهاي رعد آساي دليران. قسم به هجوم صائقه‌وار رزمندگان مجروح. قسم به خون شهيدان. قسم به اشك يتيمان. قسم به آه بيوه زنان. قسم به خون. قسم به شرف. قسم به شهادت. قسم به انقلاب. قسم به رسالت. قسم به خدا كه تا آخرين قطره خون خود با دشمنان داخلي و خارجي مي‌جنگم و از انقلاب اسلامي ايران و از آب و خاك پاسداري مي‌كنم و تا استقرار حكومت و حق و عدل در سرتاسر عالم و تا نابودي كامل طاغوتها و شيطانها دست از ميارزه بر نمي‌دارم و خداي بزرگ بر آنچه كه مي‌گويم شهيد و شاهد است.والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته(كيهان29/5/1359)

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |